‏نمایش پست‌ها با برچسب اعتصاب غذا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اعتصاب غذا. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ تیر ۱, پنجشنبه

نامش را تکرار کن..محمد صدیق کبودوند

می‌دانید آن زندانی سیاسی که در حال حاضر ۲۶ روز است در اعتصاب غذاست اسمش چیه؟ می‌دانید کسی که پنج سال در زندان به سر می‌برد و در این پنج سال حتا یک ساعت مرخصی نداشته چه کسی است؟ می‌دانید این شخصی که در حال حاضر پنج سال زندانی بدون مرخصی را می‌گذارند و ۲۶ روز اعتصاب غذا را می‌گذارند فرزندش به بیماری سختی و حتا ممکن است لاعلاج دچار شده است کیست؟ می‌دانید همین انسان یکی از اولیه‌ترین سازمان‌ها ونهاد‌های حقوق بشری را در کشوری که حقوق بشر به صورت سیستماتیک از سوی دولت و ملتش زیر پا نهاده می‌شود تاسیس کرد کیست؟ می‌دانید این سازمان در طی دوره‌ی اولیه‌ی فعالیتش به عضویت اتحادیه‌ی سازمان‌ها ونهاد‌های حقوق بشر آسیا و اقیانوسیه در آمد؟ می‌دانید این انسان زندانی سیاسی است و به جرم تاسیس نهاد حقوق بشری ۱۱ سال حکم زندان دارد و وکیلش هم زندانی شده است اسمش چیست؟..فقط گاهی می‌توان اسمش را استاتوس کرد.. حالا که تمام فعالیت ما شده‌ است استاتوس و کامنت فیس بوکی یعنی از این هم باید محروم باشد... عمدا عکس نوشت نمی‌نویسم و عکسش را نمی‌گذارم تا تنها کمی به خودتان زحمت بدهیم. می‌دانید کسی که در شرف نامزد شدن برای جایزه‌ی صلح نوبل بود و اسمش جزو اسم‌های پیشنهادی بود، اما هیچ‌کس و هیچ نهاد و سازمان حقوق بشری حتا پشتیبانی خبری خود را برای چنین امری اعلام نکرد کیست؟؟
آیا می‌دانید همین امروز و در حال اعتصاب غذا به رییس قوه‌ی قضاییه نامه نوشته و گفته است « از آنجا که امکان نوشتن و ارسال بیش از این چند جمله در زندان امکان پذیر نیست، لذا به همین بسنده نموده و توجه جنابعالی را به رفتارهای خلاف قانون، افزایش خشونت ها و شکنجه ها و افزایش بی دادگری ها و صدور بی رویه احکام غیر عادلانه در دوره چند ساله مدیریت شما بر دستگاه قضایی جلب می نمایم» و از او خواسته است که استعفا دهد.؟
خیلی ساده است. انسان نازنین ساده‌ای که دنبال حقوق ساده و اولیه‌ی انسان‌های ساده و معمولی و نازنین بود..
نامش را حداقل یک بار در فیس بوکت تویترت و وبلاگت یا اس ام اس موبایلت بنویس....
نام او محمد صدیق کبودوند است...


مقرر شده که 30 ژوئیه، 10 تیرماه، پنجمین سالگرد بازداشت کبودوند، روز حمایت از کبودوند و خانواده‌اش باشد. بیایید از حق کبودوند دفاع کنیم.
 
» ادامه مطلب

۱۳۹۱ اردیبهشت ۶, چهارشنبه

بیست روز اعتصاب غذای شیرکو معارفی در اعتراض به نامشخص بودن وضعیت پرونده‌اش

منتشر شده در  رادیو زمانه
شهاب الدین شیخی - شیرکو معارفی، زندانی سیاسی کرد به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و محاربه از سوی دادگاه انقلاب اسلامی شهر سقز به اعدام محکوم شده است. 

این زندانی سیاسی در نهم مهرماه سال ۱۳۸۷ در روستایی در نزدیکی مرز ایران و عراق، در حالی که قصد داشت از کردستان عراق به ایران بازگردد، بازداشت شد. حکم وی در دادگاه تجدید نظر و دیوان عالی کشور تائید و سال گذشته خبرهایی مبنی بر اجرایی شدن آن منتشر شد، اما با تلاش وکلای وی و با دخالت رئیس قوه قضاییه نسبت به رای دادگاه بدوی، پرونده برای مدتی به حالت معلق درآمد و این بلاتکلیفی همچنان ادامه دارد.
در ماه آغازین سال ۱۳۹۱ دوباره ‌خبرهایی مبنی بر احتمال اجرای حکم اعدام شیرکو معارفی منتشر شد و به همین دلیل او از ۱۶ فروردین ۱۳۹۱ در اعتراض به نامشخص بودن وضعیت پرونده‌اش در اعتصاب غذا به سر می‌برد.
 
تائید حکم اعدام
شیرکو معارفی، در دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان سقز به اعدام محکوم شد و حکم او با تمام پی‌گیری‌ها و اعتراض‌های قانونی وکلا نسبت به روند صدور آن در دادگاه تجدید نظر و دیوان عالی کشور تایید شد و حتی کمیته‌ عفو و بخشندگی نیز جواب مثبتی به درخواست عفو وی و وکلایش نداد.
احمد سعید شیخی، وکیل مدافع این زندانی سیاسی طی لایحه‌ای اعتراضی به رئیس قوه‌ قضائیه از عدم همخوانی حکم مذکور با موازین شرعی و قانونی در جمهوری اسلامی خبر داده است. در پاسخ به این پی‌گیری، دفتر رئیس قوه قضائیه اعلام کرد که "این حکم خلاف بین شرع است" و آن را جزو موارد "اعاده‌ محاکمه مجدد در دادگاه بدوی" دانست. در پی این اعلام نظر اما پرونده به جای اینکه براساس رویه قضایی یادشده دوباره در دادگاه بدوی بررسی شود، بار دیگر به دیوان عالی کشور ارسال و رای صادرشده پیشین، از سوی دیوان عالی کشور تایید شد.
اشتباه از سوی دیوان عالی
اکنون نزدیک به بیست روز است که شیرکو معارفی، در اعتراض به ورود اشتباه دیوان عالی کشور به پرونده‌اش و ناروشنی وضعیت خود اقدام به اعتصاب غذا در زندان سقز کرده است. وکیل پرونده امیدوار است که رئیس قوه‌ قضائیه این اشتباه را قبول کند و امکان محاکمه‌ مجدد این زندانی سیاسی در دادگاه بدوی فراهم شود تا روند پرونده به روال طبیعی خود برگردد و امکان لغو حکم اعدام فراهم شود.
به باور وکیل پرونده، احمد سعید شیخی، این اتفاق یک اشتباه از سوی دیوان عالی کشور به شمار می‌رود. زیرا رایی که از سوی دفتر رئیس قوه‌ قضائیه، مصداق "اعاده‌ محاکمه‌ مجدد" تشخیص داده شود می‌بایست در دادگاه بدوی اجرا شود، نه این‌که پرونده دوباره به دیوان عالی کشور ارسال شود.
این در حالی است که احمد سعیدشیخی، اشتباه ورود دوباره دیوان عالی کشور به پرونده را به دادگاه بدوی صادرکننده‌ حکم، یعنی دادگاه انقلاب سقز و دادستان کل کشور و همچنین به دفتر رئیس قوه‌ قضاییه اعلام کرده، اما تا به این لحظه جوابی به زندانی و وکلا به صورت رسمی ابلاغ نشده است.
در واقع دیوان عالی کشور تنها در موارد مشخص می‌تواند وارد یک پرونده شود: یا در مقام تجدید نظرخواهی یا در مقام اعاده‌ دادرسی. این پرونده با توجه به اینکه از سوی دفتر رئیس قوه‌ قضائیه مصداق محاکمه مجدد دانسته شده است، جزو مواردی نیست که دیوان عالی کشور بتواند وارد آن شود.
در مورد خبرهایی که مبتنی بر اجرایی شدن حکم اعدام شیرکو معارفی منتشر می‌شود، وکیل پرونده بر این باور است: "چون این حکم از سوی دیوان تایید شده است، احتمال اجرایی شدن حکم دور از انتظار نیست، اما مسئله این است که اولاً هنوز جواب اعتراض من به صورت رسمی داده نشده است و همچنین اگر قرار بر اجرایی شدن حکم به طور قانونی باشد باید به وکیل پرونده ابلاغ شود که تا این لحظه خوشبختانه ابلاغی دال بر اجرایی شدن حکم به من نشده است."
اعتصاب غذا
اکنون نزدیک به بیست روز است که شیرکو معارفی، در اعتراض به ورود اشتباه دیوان عالی کشور به پرونده‌اش و ناروشنی وضعیت خود اقدام به اعتصاب غذا در زندان سقز کرده است. وکیل پرونده امیدوار است که رئیس قوه‌ قضائیه این اشتباه را قبول کند و امکان محاکمه‌ مجدد این زندانی سیاسی در دادگاه بدوی فراهم شود تا روند پرونده به روال طبیعی خود برگردد و امکان لغو حکم اعدام فراهم شود. آنچه اکنون نگران کننده است وضعیت جسمانی شیرکو معارفی است که نزدیک به سه هفته است در اعتصاب به غذا به سر می‌برد.
خبرهای تائید نشده‌ای نیز مبنی بر دیدار رئیس زندان سقز با او برای پی‌گیری وضعیت اعتصاب غذای وی منتشر شده است. از سوی دیگر در چند روز گذشته نامه‌ای نیز به نام این زندانی سیاسی منتشر شده که تا این لحظه خبری مبتنی بر تایید یا رد این نامه از سوی او منتشر نشده است.
» ادامه مطلب

۱۳۸۹ مرداد ۱۷, یکشنبه

اعتصاب غذا اقدام به فروپاشی اراده ی حاکم

منتشر ده در :روز آنلاین
حقوق شهروندي از كليدي‌ترين مفاهيم جامعه شناسي سياسي و نيز بحث‌هاي تخصصي علم حقوق بوده و هنوز هست.  وميان تئوريسين‌ها و نظريه پردازان هميشه مناقشه‌هاي فراوان برانگيحته است، البته مخالفان يا تحديد كننده‌هاي حقوق شهروندي تئوريسين‌هاي جناح حاكم و يا وابسته به قدرت بوده‌اند يا در بهترين حالت طرفداران نظريه‌ي دولت و موافقان بسط و توسعه‌ي آن روشنفكران مستقل و طرفداران مردم و در نهايت طرفداران نظريه‌ي ملت.
همه‌ي ما مي‌دانيم هر شهروند در هر جامعه‌اي از يك سري حقوق به نام حقوق شهروندي برخوردار است و حتا اگر اين شهروند به دلايلي درست يا نادرست زنداني شده باشد باز هم از مجموعه‌اي حقوق به نام حقوق متهم  و زنداني برخوردار است.
زندان به عنوان  عاملی بازدارنده ، تنبیهی، و در نگرش مدرن آن به عنوان فضایی ترمیمی برای کسانی که جرمی را علیه  حیثیت حقوقی و عمومی جامعه مرتکب شده اند، باید جایی نامید که شهروند برای مدتی از  حضور در اجتماع محروم می شود تا در دوره ی زندان بتواند شرایط بازگشت به درون اجتماع قرار دادی انسان ها به دست بیاورد. اگر چه این نگرش به زندان نگرشی رویایی است اما قرار بر این است که زندان چنین جایگاهی باشد. این نکته اما در مورد جرایم اجتماعی است، اما آن گاه که یک شهروند به خاطر بیان آرا و اندیشه های خودش یا اقدام عملی در راستای حقوق سیاسی خود به زندان می افتد. دیگر نه داستان ترمیم بهینه جامعه و پاک کردن ریشه های جرم ویا بازپروری "فرد"، بلکه داستان، داستان اراده " حاکم" است که هیچ اراده ای را بر اراده ی خود و در مقابل اراده¬ی خود بر نمی تابد.
زندانی سیاسی کسی که نه تنها  به خاطر انجام عمل سیاسی و یا بیان اندیشه ی خود به زندان افتاده است بلکه در واقع در طول زندان از هرگونه عمل سیاسی و زندگی شهروندی محروم می شود. اما وقتی زندانی سیاسی از حداقل حقوق زندانی(ملاقات، تلفن و...) هم محروم می شود. در نهایت  يكي از آن حقوق كه در همه حال از آن برخوردار است. حق مالكيت واراده‌ي تصميم‌گيري در مورد جسم خودش مي‌باشد. يكي از راه‌هايي كه زنداني سعي بر اعمال اراده‌ي خود بر بدن‌اش را دارد، تصميم به اعتصاب غذاست. در واقع حاکم می خواهد به شهروندان و زندانی بفهماند که من جسم تو را در بند کرده ام تا بدانی که من بر بدن تو نیز حاکمم و این جا نمی توانی علیه من اقدامی بکنی. زندانی کردن یک شهروند به دلایل سیاسی یعنی تقلیل دادن هویت او تا سر حد جسم  و "بدن تهی". حاکم با زندانی کردن می خواهد  شهروند اش را تهی از هر اراده و توانی بکند اما انگار از اراده ی انسان بر بدن خویش غافل است. این جاست که زندانی سیاسی با اعتصاب غذا به نوعي يادآوري اين نكته است كه جسم من هم‌چنان در اراده‌ي من است. اعتصاب يعني امتناع از بدن. گذشتن از مرزهای جسم. خالی کردن بدن این بار از سوی شخص شهروند، برای این که دیگر این بدن  تحت اراده ی حاکم نباشد تا گمان کند با زندانی کردن وی می توان وی را از هرگونه کنشی خالی کند. ضمن این که اعتصاب و خالی کردن بدن از معانی مورد تمنای حاکم، به نوعی رها ساختن نفس است از قفس. پرتاب و آزاد سازی همان جسم دربند شده به بیرون زندان. درست  بعد از اعتصاب زندانی یک بار دیگر به میان مردم خود بر می گردد. همه با او هستند حتا اگر نمادین. اراده ی به اعتصاب غذا در واقع ارداده ای است برای فروپاشیدن اراده ی حاکم بر بدن شهروندان. این گونه است که حتا اگر هیچ کس با اعتصاب غذا موافق نباشد، اما در مردم احترامی می انگیرد انگار در خیابان فریاد آزادی و مشت برابری برافراشته است.
واکنش ما به اعتصاب غذا؟
پیش از هر چیز باید به اطلاع برسانم که در داخل کشور هیچ خبری نیست. نه کسی از زندانی سیاسی خبری دارد و نه از اعتصاب آن ها. نه کسی در خیابان  است . نه کسی جلوی زندان هاست. نه عکسی گرفته می شود و نه موبایلی فیلمی می گیرد و در یوتیوب منتشر می شود. زیرا اصحاب رسانه خود یا در همان زندان اند و یا در تبعیداند و یا خود به قید وثیقه در محاق فعالیت هستند. دیگر شهروند خبرنگار هم جواب نمی دهد همه همان چند خانواده ی اعتصاب کنندگان هستند که با عکس عزیزان شان  مقابل در دادسراها و زندان حاضر می شوند. این همه هیجان و داغ و آه و واویلا در حقیقت، حقیقت ندارد و تنها در مجازیت این فضای مجازی رخ می دهد. بنابراین اینکه برخی ها می گویند با این اعتصاب جنبش وارد فضای جدید شد و جانی تازه گرفت، خیالی واهی بیش نیست. از این رو ما کافه نشینان اینترنتی به هیجان آمدیم و ابتدا عکس های فیس بوک را عوض کردیم  و تک جمله های قصار نوشتیم. بعد اعتصاب غذای نمادین کردیم و بعد هم از میر حسین و کروبی گرفته تا ساده ترین فعالان عرصه ی جنبش فیس بوکی شده و تویتری شده، از زندانیان خواستیم. به اعتصاب غذای خود پایان دهند. همه ی این اتفاقات هم در حالی رخ می دهد که زندانی ها در حقیقتی غیر قابل انکار و غیر قابل تکثیر مجازی، حقیقتا گرسنه اند و می خواهند از حداقل حقوق خودشان دفاع کنند. پرسش من در پایان این نوشته این است که ما اگر نمی توانیم مثل آنان بمانیم و پایداری کنیم. اگر مثل آنان راه بیرون زندان را انتخاب کرده ایم. اگر در شرایط آن ها نیستیم. نمی توانیم که به این شرایط چیزی بیافزاییم و چیزی هم کم کنیم. این که ما از آن ها می خواهیم که اعتصاب شان را بشکنند ضمن این که شاید نشان از برخورد انسان دوستانه ی ما برای سلامت عزیزان مان باشد آیا بیشتر جبران ناتوانی و عذاب وجدان خودمان نیست. کنش سیاسی ناب، کنشی برهنه است که در برهنه ترین حالت اش نباید جامه های گوناگون بر آن بپوشانیم. اگر هم قرار است جامه ای بر آن بپوشانیم باید از جنسی باشد که بر آن قامت آراسته باشد. به عنوان مثال از آقای کروبی می پرسم شما که یک بار من  به یاد دارم که در مقابل یک حکم اعدام  به رییس سابق قوه ی قضاییه گفتید من فردا با عبایم جلوی در زندان اوین حاضر می شوم. آیا نمی شد  به همراه آقای موسوی،  ضمن در خواست از آن ها حداقل به یک اقدام عملی حمایتی از آن ها و یا حتا تهدید به این اقدام اشاره ای کرد. من هنوز هم بر این باورم برای مایی که در وضعیت آن ها نیستم، برای مایی که مثل آن ها تمام حقوق و امکاناتم از من صلب نشده است. برای مایی که آخرین حقمان حق تصمیم گیری بر بدن خودم می باشد، از من صلب نشده، نمی توانم تنها برای این که از رنج عذاب وجدان خود را فراری دهم از آن ها بخواهم که اعتصاب شان را بشکنند. آن هم در حالی که می دانم هیچ پیامی به آن ها نمی رسد واین گونه پیام فرستادن ها تنها ارضای شخصی است. من تنها می توانم بگویم و بخواهم که طاقت بیاورند و آرزو کنم اگر آزاد نمی شوند لااقل از حقوق انسانی شان به عنوان یک زندانی برخوردار شوند. طاقت بیار رفیق. زیرا که اراده ی تو اراده برای فروپاشی اراده ی "حاکم" است. من نمی توانم در راستای اراده ی حاکم که عدم اعتصاب توست چیزی بخواهم و نمی توانم به رنج کشیدن ات هم تو را تشویق کنم. اعتراف می کنم به ناتوانی خویش. زیرا به باور من شما می خواهید قفس را بسوزانید و به رهایی پرندگان بیاندیشید.


لینک: http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2010/august/07/article/-62e0dde30b.html
» ادامه مطلب