۱۳۹۱ تیر ۸, پنجشنبه

تامل و پرسشی در باره‌ی واگذار کردن خیابان به نفع دغدغه‌ی معیشتی و لذت‌جویی



آیا درست است که ما هم یک جوری به خواسته‌ی حاکمیت تن بدهیم و حواس و هیجان عاطفی مردم رو  از سوی جریان سیال سیاسی که در جریان بود کم کم به سمت مسائل اقتصادی و مسائل اخلاقی ببریم. آیا این خود خواسته‌ی یک حکومت استبدادی نیست که وقتی می‌خواهد پایه‌های حاکمیت خود را  در بحران « به شکاف رسیدن» به تثبیت فاشیسم برساند مسئله‌ی اصلی مردم را به معیشت و لذت برساند...
حاکم در طول این فرایند سعی می‌کند با تحت فشار قرار دادن وضعیت معیشت و وضعیت لذت تولید وضعیت اسنثنایی کاذب کند... حاکم در بازار ارز و سکه و طلا و خوراکی همه‌ی مسائل  اقتصادی دست می‌برد... آن‌گاه کم کم واکنش اولیه که از دید مارکس معمولا بلاهت‌آمیز‌ترین واکنش‌ها هستند  در این سمت و سو قرارمی‌گیرد که برای اثبات « بد و شر» بودن حاکم، به سمت مواردی برویم که امکان لذت  و معیشت را از مردم می‌گیرد. آن‌گاه « قشر واکنشی» اجتماع و قشر فعال تولید ایده‌ی اعتراض در جامعه به گمان باطل این‌که  دارد از «توده» امکان افزایش انرژی هیجانی اعتراض می‌گیرد و می‌خواهد این انرژی را به حد اکثر برساند برای به حداکثر رساندن اعتراض. غافل از این‌که این نمایشی قطره چکانی شده  و سینوسی و سیگنالی کردن معیشت و لذت،  که کنترلش دست  حاکم است. 

حاکم مسئله اصلی را به سمت آزادی‌های فردی خیابانی  و یا حوزه‌ی عمومی  و نیز مسئله‌ی معیشت می‌کشاند. معیشت و حوزه ی خصوصی لذت‌ها، اصلی‌ترین خواسته و نزدیک‌ترین و قابل لمس‌ترین  نیازهاست و سیاست  در راس بردار خواسته‌ها و  روبنای فرض شده‌ی خواسته‌های انسان است.  از این رو مردم با خالی گذاشتن عرصه‌ی سیاست و مانور  قدرتی که چکمه‌های حاکم ابتدا در حوزه ی سیاست خیابان و عرصه‌ی عمومی و قدرت را از شهروند گرفته است و بعد از آن چکمه مالی خیابان بود که  معیشت و لذت شهروند را نیز در ربوده. حال بازی را به بازی عوض می‌کند که نبضش در اختیار اوست. در چنین شرایطی است که گاه  حرکت‌های اعتراضی نمایشی نیز که پیشنهاد می‌شود می‌تواند بازار شایعه‌هایی قرین به واقعیت را نیز  در خود بگیرد که فلان کالا یا فلان ارز  یا بازار طلا و نقدینگی دچار رکودی برای حاکم بحران‌زده‌ی اقتصادی شده بود و این حرکت یک سرش حاکم را رهبر است اگر این سرش مردم را رهبر باشد.

در جوامع استبدادی آن‌چه مسئله‌ی اول و عرصه‌ی اول مبارزه است هم‌چنان سیاست است نه ا اقتصاد. آن هم جوامعه استبدادی که  شبیه استبداد‌های خاورمیانه‌ای از اقتصاد تک محصولی به عنوان مثال مثل نفت بهره می‌بردند و  حاکم برای معیشت اقتصادی خود نیازی نه تنها به شهروند ندارد بلکه با در اختیار داشتن همان تک محصول درآمدزا، این شهروند است که به حاکم برای معیشت و لذت نیازمند است. از این رو آن‌چه در جوامع استبدادی که به وضعیت توتالیتاریسم کامل رسیده است نیاز حاکم به شهروند است تمکین سیاسی است نه  عدم تمکین مدنی اقتصادی یا زندگی روز مره.

حاکم می‌تواند با بخش‌نامه‌های پوشش، شهروندان، با بالا و پایین کردن قمیت ارز و سکه و طلا با ورود و خروج ناگهانی محصولات غذایی نه تنها نبض حیات معیشتی را به دست بگیرد بلکه نبض هیجان قمیت و سودبری این بازار را نیز در بر بگیرد. در کشوری که تجارت دلالی شیر و سیگار و .. می‌تواند قدرتمندتر ار بازار ضنایع و کارخانجات  باشد حتا در نهایت تعطیل و به اعتصاب کشیده شدن چند کارگاه و کارخانه هم جز در حد یک خبر و یا نهایتا براآورده شدن حداقل خواسته‌های آن واحد‌های صنفی و صنعتی نمی‌تواند کاربرد و کارکرد بیشتری داشته باشد. ایا غیر از این است که ما از وقتی که خیابان را واگذار کردیم به سرعت فزاینده‌ای اقتصاد و بازر و لذت و معیشت را نیز واگذار  و واگذار‌تر کردیم؟

 آن‌چه هست این است که عرصه‌ی « خیابان سیاست» در اختیار چکمه‌های حاکمی است که شکافی را که  به قول دارندورف حاصل «انباش قدرت در راس  هرم» است می خواهد با به شکاف کشاندن فاصله‌ی سیاست و معیشت و لذت بپوشاند. آن‌گاه انتخابات نیز به بازی تکراری برای وعده‌های اقتصادی تبدیل می شود و  اصل دموکراسی که معنا دهنده‌ی خود انتخابات  و حق تعیین سرنوشت می‌باشد به حق تبدیل وضعیت معیشت و لذت بهتر تبدیل می شود و این چرخه ادامه خواهد داشت.
حال سوال من این است که آیا ما داریم در زمین حاکم بازی می‌کنیم که شر بودن حاکم استبدادی را که هیچ نیاز اقتصادی به شهروند ندارد به شر بودن در حوزه‌ی لذت ومعیشت تبدیل می‌کنیم ؟ آیا این حاکم نیست که « وضعیت استثنایی» واقعی را که حاصل انباشت و مونوپول کردن قدرت بود، به « وضعیت استثنایی کاذب» اقتصاد و معیشت تبدیل کرده است؟



هام: دیگه چیزی نمیدم بخوری.
کلاو: پس می میریم.
هام: فقط اونقدر بهت میدم که نمیری. مدام گرسنه می مونی.
کلاو: پس نمی میریم.

آخر بازی/ ساموئل بکت
» ادامه مطلب

۱۳۹۱ تیر ۱, پنجشنبه

نامش را تکرار کن..محمد صدیق کبودوند

می‌دانید آن زندانی سیاسی که در حال حاضر ۲۶ روز است در اعتصاب غذاست اسمش چیه؟ می‌دانید کسی که پنج سال در زندان به سر می‌برد و در این پنج سال حتا یک ساعت مرخصی نداشته چه کسی است؟ می‌دانید این شخصی که در حال حاضر پنج سال زندانی بدون مرخصی را می‌گذارند و ۲۶ روز اعتصاب غذا را می‌گذارند فرزندش به بیماری سختی و حتا ممکن است لاعلاج دچار شده است کیست؟ می‌دانید همین انسان یکی از اولیه‌ترین سازمان‌ها ونهاد‌های حقوق بشری را در کشوری که حقوق بشر به صورت سیستماتیک از سوی دولت و ملتش زیر پا نهاده می‌شود تاسیس کرد کیست؟ می‌دانید این سازمان در طی دوره‌ی اولیه‌ی فعالیتش به عضویت اتحادیه‌ی سازمان‌ها ونهاد‌های حقوق بشر آسیا و اقیانوسیه در آمد؟ می‌دانید این انسان زندانی سیاسی است و به جرم تاسیس نهاد حقوق بشری ۱۱ سال حکم زندان دارد و وکیلش هم زندانی شده است اسمش چیست؟..فقط گاهی می‌توان اسمش را استاتوس کرد.. حالا که تمام فعالیت ما شده‌ است استاتوس و کامنت فیس بوکی یعنی از این هم باید محروم باشد... عمدا عکس نوشت نمی‌نویسم و عکسش را نمی‌گذارم تا تنها کمی به خودتان زحمت بدهیم. می‌دانید کسی که در شرف نامزد شدن برای جایزه‌ی صلح نوبل بود و اسمش جزو اسم‌های پیشنهادی بود، اما هیچ‌کس و هیچ نهاد و سازمان حقوق بشری حتا پشتیبانی خبری خود را برای چنین امری اعلام نکرد کیست؟؟
آیا می‌دانید همین امروز و در حال اعتصاب غذا به رییس قوه‌ی قضاییه نامه نوشته و گفته است « از آنجا که امکان نوشتن و ارسال بیش از این چند جمله در زندان امکان پذیر نیست، لذا به همین بسنده نموده و توجه جنابعالی را به رفتارهای خلاف قانون، افزایش خشونت ها و شکنجه ها و افزایش بی دادگری ها و صدور بی رویه احکام غیر عادلانه در دوره چند ساله مدیریت شما بر دستگاه قضایی جلب می نمایم» و از او خواسته است که استعفا دهد.؟
خیلی ساده است. انسان نازنین ساده‌ای که دنبال حقوق ساده و اولیه‌ی انسان‌های ساده و معمولی و نازنین بود..
نامش را حداقل یک بار در فیس بوکت تویترت و وبلاگت یا اس ام اس موبایلت بنویس....
نام او محمد صدیق کبودوند است...


مقرر شده که 30 ژوئیه، 10 تیرماه، پنجمین سالگرد بازداشت کبودوند، روز حمایت از کبودوند و خانواده‌اش باشد. بیایید از حق کبودوند دفاع کنیم.
 
» ادامه مطلب

۱۳۹۱ خرداد ۲۶, جمعه

گفت و گوهای من و دار گٌل- چهار- عشق و امید


دارگل گفت : پير مرد!!..  چرا ديگه عاشق نخواهى شد اونم هيچ وقت هيچ وقت....
بعد مكثى كرد سرش رو از سمتى كه رو به پنجره بود برگرداند و نگاهم كرد و گفت مى دونم پير نيستى، مى دونم بيش از آنكه پير باشى پُر هستى اما با همه اين ها، هربار بهت مى‌گم پير مرد، هرى دلم مى ريزه از دو جهت يكى اينكه از دارگُل ناراحت نشي دوم اين‌كه نكنه  واقعا يوهويى پير بشى..
گفتم: نه از دارگل ناراحت نمي شم. از پيريم هم.  تازه تو خيلى شيرين مى گى پير مرد.. 
دارگُل خنده اش گوشه ى لبش مى دود و سوالش را تكرار مى‌كند. 
گفتم: من كى گفته ام عاشق نيستم. 
گفت: خوب تو به قول آن داستان كوتاهت، «دارى تاهل با زنى را مجردانه زندگى مى كنى كه تو مرد مُرده اش هستى» اين كه نشد عاشق بودن پيرمرد مى خواى درس هاى عاشقيت رو كه به ماها مى دادى  واسه خودت يادآورى كنم.  
گفتم عشق هميشه با من است. 
گفت اين رو مى دونم و هركس از تو دور مى شود در واقع اون عشق رو از دست ميده و سال‌هاى سال ديگه بايد به هر درى بزنه تا شايد دوباره طعم عشق رو بچشه ...


گفتم: درسته 
دوباره پرسيد خوب پيرعشق... بعد خنديد .. خنده اش بلند تر شد.. مثل خنده ى ذوق كودكانه اى كه انگار يك شكلات را كه از آن بى خبر بوده توى جيبش پيدا كرده باشد، بلندتر گفت: آره پير عشق خوبه به جاى پير مرد.. بعد خوشحال از اين كشفش،  گفت خوب نمى خواهى ديگر مرد زنده ى يك عشق باشى ؟ 
گفتم فقط خواستن نيست .. 
گفت چرا يعنى ديگر امكانش نيست؟ 
گفتم من عاشق کسی شدم كه تمامى و زيباترين جملات ممكن عاشقانه و انسانى و مربوط به رابطه ى دو انسان را يك بار با زبان شيرينش به زيبايي تمام برايم و در گوشم خواند.. 
گفت : خب و روى «ب»ى خب مكث كرد.. 
گفتم و روزى يا شايد در طى روزها تك تك و تمامى اين جملات و كلمات را بازهم به زيباترين شيوه ى ممكن زير پايش گذاشت گاهى كمى پاشنه اش را هم بيشتر فشار مى داد روى آن‌ها.. 
حالا ديگر هيچ جمله اى هيچ كلمه اى در جهان نيست كه مرا اميدوار كند. من تا هميشه منتظر ماندم روزى بيايد و پايش را از روى اين جملات بردارد. همين كه او دست از زير پا گذاشتن‌شان بر مى داشت كافى بود. دود سيگارم تمام گلو و بعد تمام صورتم را مى گيرد و ادامه مى دهم. بعد من خودم بلدم لهيدگى  تمام له شده ها را درست كنم، من هنوز چشم به راه برگشتن او هستم چون تنها اوست كه مى تواند پايش را از روى آن همه تمام بردارد...برای کسی که پیامبر کلمه است دنیا بدون جمله و کلمه جایی خالی بیش نیست...هیچ کلمه‌ای هیچ جمله‌ای وجود ندارد... شاید دیگر در آغوش هر درخت رهگذر شکوفه دهم ..اما شکوفه‌هایی پژمرده که هم مرا اندوهگین می‌کند و هم درخت را....
دار گل آهى را كشيد پنهان كرد و پرسيد،
يعنى سوختن و ماندن به پاى يك عشق، جدا از وفادارى و رعايت خود و رعایت انسان، يك «ناميدى ناتمام» را هم لازم دارد انگار..؟
من سرم را به شيشه ى مترو چسپانده بودم كه از تونلى تاريك رد مى شد و ديوارهاى سنگى مترو از پشت شيشه به سرعت روى مردمك چشمم خطهاى سنگى مى كشيدند و نگاهم را جر مى دادند... ديگر صداى دارگل را نمى شنيدم 
شايد كمى دلگيرانه گفت براى همين است من فقط سوال مى كنم وچيزى نمى گويم..
صداى قيژقيژ ريل و واگن انگار توى آن نوارهاى خاكستري مغز من موزيك متال مى زدند...................................
» ادامه مطلب

۱۳۹۱ خرداد ۲۳, سه‌شنبه

سبز از همان خیابان‌ها -گزارشی پژوهشی از تمامی راه‌پیمای‌ها و اعتراضات جنبش سبز

این گزارش سال پیش و به پیشنهاد « روز آنلاین تهیه شد و قبلا در این لینک منتشر شده بود. اما اکنون به مناسبت سومین سالگرد جنبش سبز در وبلاگ خودم منتشرش می‌کنم.
چکیده

در پی اعلام نتایج دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران، مردمی که به نتایج اعلام شده معترض بودند به خیابان آمدند و با شعار ساده‌ی "رای من کجاست" اعتراضات و راه‌پیمایی‌های خود را شروع کردند. این اعتراضات اولیه با واکنش‌های سرکوب‌گرانه روبه‌رو شد. اما یک هفته‌ی اول و در روزهای ۲۳ خرداد، ۲۵ خرداد، و ۲۷ خرداد، و ۲۸ خرداد، جمعیت‌هایی نزدیک و گاه بالغ بر میلیون‌ها نفر به خیابان آمدند و شدت سرکوب آن‌چنان بالا نبود. تا زمانی که "آیت‌الله خامنه‌ای" رهبر جهوری اسلامی ایران در نماز جمعه‌ی ۲۹ خرداد فرمان سرکوب معترضین را صادر کرد و پس از آن بود که شدت سرکوب‌ها به حدی رسید که دیگر امکان حضور خیابانی کم کم از مردم گرفته شد و نهایتا مردم در اقدامی ابتکاری تصمیم گرفتند در روزهایی که مناسبت‌های حکومتی برای راه‌پیمایی است حضور بیابند. اولین حضور از این دست در نماز جمعه‌ی ۲۶ تیرماه به امامت هاشمی رفسنجانی بود و پس از آن در روزهای قدس، ۱۳آبان، ۱۶آذر، و تاسوعا و عاشورا و نهایتا در ۲۲ بهمن‌ماه سال ۱۳۸۸ از این روش استفاده کردند. در سال بعد تقریبا جنبش به فاز خاموشی فرو رفته بود که میرحسین موسوی و مهدی کروبی با ابتکاری در همراهی کردن و دفاع از حقوق مردم کشورهای عربی، که جنبش‌های اعتراضی را آغاز کرده بودند، بیانیه‌ای دادند و مردم دوباره مثل روزهای اوج جنبش در 25 بهمن به خیابان آمدند. این شروعی دوباره شد تا در روزهای ۱ اسفند و ۱۰ اسفند و نیز ۱۷ اسفند و نهایتا در چهارشنبه سوری سال ۱۳۸۹ مردم به خیابان‌‌ها بیایند هرچند نه تنها اتفاقات رهایی بخش تونس و مصر در ایران تکرار نشد بلکه رهبران جنبش سبز نیز در حبس خانگی قرار گرفتند.
این گزارش مروری است بر تمامی این تجمع‌ها و راه‌پیمایی‌های خیابانی با توجه به منابع موجود و نیز گزارش‌های ارسال شده در طول این دو سال و نیم.

مقدمه: 
مروری اجمالی بر راه‌پیمایی‌های جنبش سبز
جنبش سبز به عنوان یکی از ناب‌ترین جنبش‌‌‌های سیاسی در تاریخ ایران یک ویژگی غیر قابل انکار دارد که حداقل در سی‌سال حکومت جمهوری اسلامی بی‌نظیر بوده است و آن ویژگی اعتراض ناب خیابانی آن هم از جنس بدون خشونت آن بود. از این رو پرداختن به حضور خیابانی مردم در اعتراض‌های یک ساله‌شان موضوعی لازم و بایسته است. این گزارش بیشتر سعی دارد که توصیفی عمل کند و گزارشی باشد از مهم‌ترین اعتراضات خیابانی مردم در دوران جنبش سبز ایران، نیز نگاهی دارد به فرایند‌‌های آغازین و پیشامد‌ها و پی‌آمد‌ها این اعتراضات خیابانی و نیز واکنش‌هایی که در پی این جنبش رخ داده است.
پس از اعلام نتایج دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری ایران و اعلام پیروزی دوباره‌ی محمود احمدی‌نژاد که از سوی برخی تحلیل‌گران سیاسی، از آن با عنوان کودتا یاد شد، [7]-[6]-[5]-[4]-[3]-[2]-[1] مر دم ایران به این نتایج اعتراض شدیدی نشان دادند که شدت اعتراض به حدی بود که از همان روز اول اعتراض مردم را به خیابان‌ها کشاند. نخست تظاهراتی در تهران و همچنین برخی دیگر از شهرهای ایران، توسط هزاران تن از معترضان به نحوه‌ی شمارش آرا، و حامیان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، رقیبان اصلی احمدی‌نژاد در انتخابات، در تاریخ ۲۳ و ۲۴ خرداد به راه افتاد. این اعتراضات با سرکوب شدید نیروهای پلیس ضدشورش و حامیان شبه‌نظامی حکومت درسپاه و بسیج و نیز لباس شخص‌ها روبرو شد؛ به‌طوری‌که گفته می‌شد شدت سرکوب آن در تهران، در دهه‌های گذشته بی‌سابقه بوده است زیرا این گونه سرکوب‌ها را پیشتر تنها در شهرستان‌ها شاهد بوده‌ایم که با معترضان بشود. [9]-[8] در روز ۲۵ خرداد، حدود ۳ میلیون نفر از معترضان [10]با حضورمیرحسین موسوی و مهدی کروبی و اصلاح‌طلبان دیگری چون محمد خاتمی (رئیس جمهور سابق ایران) در راهپیمایی بزرگی در خیابان‌های مرکزی تهران، از میدان امام حسین تا میدان آزادی شرکت کردند که بزرگ‌ترین راهپیمایی ضد دولتی از زمان انقلاب بهمن ۱۳۵۷ لقب گرفت [14]-[13]-[12]-[11]
با این‌که این راه‌پیمایی در سکوت و آرامش کامل شکل گرفت و اتفاقا از دید بسیاری ناظران همین آرامش و سکوت طولانی در یک راه‌پیمایی نیز بی سابقه بوده در حرکت‌های جمعی و اعتراضی ایرانیان، اما هنگام پایان راهپیمایی، با تیر اندازی عده‌ای از نیروهای بسیج و لباس شخصی از پایگاه بسیج عاشورا واقع در میدان آزادی، تعدادی از مردم کشته و زخمی شدند [15] و در بامداد همان روز با حمله‌ی خشونت‌بار نیروهای بسیجی و لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران و سایر دانشگاه‌ها، تعدادی از دانشجویان مجروح شده و یا به قتل رسیدند. [16] پس از آن در تاریخ ۲۶، ۲۷ و ۲۸ خرداد نیز، راهپیمایی‌های گسترده و آرام معروف به "راهپیمایی‌های سکوت"، با شرکت صدها هزار نفر و در برخی برآورد‌ها با جمعیت‌های میلیونی از معترضان در تهران برگزار شد.
در ۳۰ خرداد و یک روز پس از سخنرانی آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در نخستین نماز جمعه پس از انتخابات ریاست جمهوری، که در آن او مسئولیت هرگونه خونریزی را به عهده برگزارکنندگان اعتراض‌ها دانسته بود و اعلام کرده بود که "معترضان را از خیابان‌ها جمع خواهند کرد"، با سرکوب معترضان توسط نیروهای پلیس و تیراندازی نیروهای بسیج و لباس شخصی، در تهران دست‌کم ۱۹ نفر کشته و عده بسیاری زخمی شدند. با این‌حال شمار جان‌باختگان طبق گزارش گروه‌های مدافع حقوق‌بشر و گزارش‌های غیر رسمی، بسیار بیش از این ذکر شد. [17] درگیری‌های پراکنده و مشابه دیگری نیز در روزهای پس از آن در نقاط مختلف شهر تهران رخ داد. جنبش اعتراضی معترضان به جنبش سبز ایران معروف شد و صداوسیما، فرماندهان سپاه و بسیج و دیگر مسئولان حامی دولت، تظاهرات مردمی را به عده‌ای "اغتشاشگر" نسبت دادند که در صدد برپایی انقلاب مخملی هستند.
دقیقا از بامداد روزی که نتایج انتخابات اعلام شد، ماموران امنیتی جمهوری اسلامی تا هفته‌هایی پس از انتخابات و در میان اعتراضات، چهار هزار نفر از روزنامه‌نگاران، فعالان سیاسی اصلاح‌طلب و مردم معترض را بازداشت کردند [18] چندین دادگاه برای محاکمه دسته‌جمعی برخی از آنان به اتهام اقدام به کودتای نرم برای براندازی نظام جمهوری اسلامی برگزار گردید و حامیان دولت دهم، به اعتراضات، «جریان فتنه» و به سران مخالف دولت، «رهبران فتنه» لقب دادند. [19] با این حال تشکل‌ها و احزاب اصلاح‌طلب، برخی مراجع تقلید سرشناس و مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، نتایج انتخابات و دولت برآمده از آن‌را نامشروع دانسته و سرکوب معترضان و برگزاری دادگاه‌ها را محکوم کردند. اعتراضات مردمی در دهمین سالگرد حمله به کوی دانشگاه تهران در ۱۸ تیر ماه، نماز جمعه ۲۶ تیر تهران، چهلم جانباختگان و همزمان با مراسم تنفیذ حکم و تحلیف ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد در ماه مرداد ادامه یافت و گزارش‌های زیادی درباره بدرفتاری با زندانیان، ضرب و جرح، آزار جنسی و قتل تعدادی از دستگیرشدگان منتشر شد. [20]
در ۲۰ نوامبر ۲۰۰۹ کمیته حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل در قطعنامه‌ای سرکوب خشونت‌آمیز این تظاهراتها را محکوم کرد. [21] پیشتر در ماه اوت، گروهی از کارشناسان مستقل سازمان ملل نسبت به شکنجه و بازجویی‌هایی خشن در جریان محاکمه معترضان پس از انتخابات به شدت ابراز نگرانی کرده بودند. [22] همچنین یونسکو در گزارشی به موضوع کشته‌شدن دانشجویان در پی حمله نیروهای بسیج به کوی دانشگاه اشاره کرد. [23]

نشانه‌های کودتای انتخاباتی
در واقع برخی نشانه‌ها پیش از اعلام نتایج انتخابات روی داد که هنگامی که نتایج غیرقابل انتظار مردم و کارشناسان اعلام شد، گمانه‌های کودتایی بودن نتایج اعلام شده‌ی انتخابات را تایید می‌کرد. بدون هیچ اعلام قبلی از سوی مخابرات بدون هیچ پیش‌زمینه‌ای به طرز عجیب و باور نکردنی، یک روز پیش از برگزاری انتخابات، سیستم پیامک کلیه اپراتورهای تلفن همراه ایران قطع شد. در هنگام برگزاری انتخابات در روز ۲۲ خرداد، سردار احمدرضا رادان، جانشین فرمانده‌ی نیروی انتظامی ایران اعلام داشت که تجمع هواداران نامزدهای ریاست جمهوری در تمام کشور غیرقانونی است. پیش از گفته‌های رادان، معاون عملیات فرماندهی نیروی انتظامی تهران بزرگ، عصر همان روز اعلام کرد که مانوری به نام "مانور اقتدار" در میادین مختلف شهر تهران و با هدف "برقراری نظم و امنیت بیشتر در تهران بزرگ" آغاز شده‌است.[24]
پس از اعلام نتایج اولیه در روز ۲۳ خرداد که نشان‌دهنده‌ی پیروزی احمدی‌نژاد با فاصله‌ی زیاد نسبت به میرحسین موسوی و سایر نامزدها بود، دو نامزد اصلاح‌طلب با استناد به شواهد کمیته‌ی صیانت از آرا و سایر شواهد، نسبت به آن اعتراض خود را نشان دادند. موسوی در واکنش به این نتایج طی نامه‌ای که خطاب به ملت ایران نوشته شده بود به این روند اعتراض کرد و در این نامه شیوه‌ی برگزاری و شمارش آرا را "شعبده‌بازی دست‌اندرکاران انتخابات و صداوسیما" نامید و گفت که مردم «به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کسانی و مقاماتی طرح این بازی بزرگ ریخته شده‌است. [25]
از سوی دیگرمهدی کروبی دیگر نامزد انتخابات و از دیگر رقیبان و منتقدان اصلی محمود احمدی‌نژاد نیز، طی نامه‌ی مشابهی به این روند اعتراض نمود و نتایج اعلام‌شده‌ی انتخابات را "مضحک و شگفت" توصیف کرد. کروبی شیوه‌ی رأی‌گیری و شمارش آرا مهندسی شده نامید و آن را به شمارش آرای حسن مدرس تشبیه کرد و گفت: "حتی از شمارش رأیی که آن مرحوم به خویش داده‌بود، دریغ کردند" و اضافه کرد وضعیت موجود "در بیان و بیانیه نمی‌آید و باید فکری دیگری کرد.[25]
موسوی در پیام خود نتایج انتخابات را "بهت‌آور" خواند و در نامه‌ای اعتراضی به سید علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران، خواستار دخالت وی شد. [26] در قسمت هایی از این نامه از "شواهدی مبنی بر مداخله‌ی تعدادی از فرماندهان و مسئولان سپاه و بسیج در انتخابات" یاد شد که موسوی آن‌را در صورت صحت، علاوه بر نقض قوانین، عامل شکاف بین فرماندهان و مسئولان رسمی و بدنه‌ی سالم و صادق نیروهای بسیج و سپاه دانست. وی در ادامه نوشت، "از آن‌جا که دامنه‌ی اقدامات غیرقانونی فوق مشخص نیست و بخشی از اعضای شعب اخذ رای و ناظران از حامیان نامزد خاص آنان انتخاب شده اند احتمال تصرف در آراء مردم اذهان را می‌آزارد."[27]
لیکن خامنه‌ای در واکنش به این اعتراض‌ها با انتشار پیامی، نتایج شمارش آرا را تأیید و اعلام کرد که محمود احمدی‌نژاد با ۲۴ میلیون رأی پیروز انتخابات است. پس از تأیید نتایج توسط خامنه‌ای و اعلام نتایج توسط وزات کشور ایران میرحسین موسوی در نامه‌ای به علمای قم نوشت که تمامی راه‌ها برای احقاق حقوق مردم بسته شده، و از آن‌ها خواست تا به مسئولان تذکر دهند. [29] –[28]

آغاز اعتراض‌های خیابانی
می‌توان گفت از همان اولین روز پس از انتخابات و تقریبا در اواسط روز و بعداز ظهر ۲۳ خرداد، راه‌پیمایی و تجمع‌هایی، در خیابان‌ها و میادین مختلف شهرهایی چون تهران اصفهان، شیراز و مشهد، توسط معترضان به نتایج اعلام شده و حامیان میرحسین موسوی و مهدی کروی رقیبان اصلی احمدی‌نژاد در انتخابات، صورت پذیرفت. این تظاهرات‌ها در تهران، مقابل ساختمان وزارت کشور ایران، خیابان‌های ولیعصر، زرتشت، فاطمی، میدان انقلاب، میدان ونک و چهارراه جهان کودک و سایر نقاط به راه افتاد که در بسیاری از این نقاط به درگیری شدید معترضان با نیروهای پلیس و لباس شخصی انجامید. تا جایی که خبرگزاری آسوشیتدپرس این درگیری‌ها را "جدی‌ترین ناآرامی یک دهه گذشته در تهران" خواند و خبرگزاری فرانسه نیز خبری از درگیری طرفداران میرحسین موسوی و مهدی کروبی و پلیس ضدشورش در مناطق مرکزی شهر تهران منتشر کرد. [30]هزاران تظاهرکننده با راهپیمایی در خیابان‌های مختلف تهران ضمن آتش زدن چندین اتوبوس و سطل‌های بزرگ زباله اقدام به راه‌بندان خیابان‌ها کرده و شعارهایی همچون "مرگ بر دیکتاتور" سر دادند. [31]
در پی بروز همین ناآرامی‌ها و اعتراضات مردمی بود که در شامگاه روز شنبه تلفن‌های همراه تمام شبکه‌های مخابراتی کشور قطع گردید و ده‌ها تن از فعالان سیاسی، مدنی، حقوق بشری و مطبوعاتی و اصلاح طلبان بازداشت شدند.
در روز ۲۴ خرداد بار دیگر در تهران بین مردم و پلیس درگیری‌هایی ایجاد شد که این درگیری‌ها در اطراف دانشگاه تهران نیز جریان داشت. [32]
علاوه بر ایران در بسیاری شهرهای دیگر دنیا از جمله لندن، کلن، برلین، پاریس، نیویورک، سیدنی، واشنگتن، لوس انجلس، ادمونتون، ونکوور، مونترال و تورنتو اجتماعات اعتراض‌آمیز تشکیل یافت.
در این روز مهدی کروبی اعلام کرد که به هیچ وجه از موضع خود کنار نخواهد کشید. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز نتایج انتخابات را "کودتایی نرم علیه مردمسالاری" اعلام کرد. همچنین در این روز یک سری حملات اینترنتی به وب‌سایت‌های محمود احمدی‌نژاد، فارس نیوز و علی خامنه‌ای نیز انجام شد که به از کار افتادنشان انجامید.

اوج‌گیری اعتراضات؛ ۲۵ خرداد
اتفاقات روی‌داده در دو روز بعد از انتخابات خشم جناح حاکم و به ویژه طرفداران لباس شخصی و شبهه نظامی آن‌ها را برانگیخت و همانند شب ۱۷ تیرماه ۱۳۷۸ ده سال بعد و این بار در بامداد روز ۲۵ خرداد به کوی دانشگاه تهران و شیراز و برخی دانشگاه‌های دیگر ایران حمله بردند و دانشجویان مورد ضرب و شتم قرار دادند و برخی نیز بازداشت شدند و خوابگاه دانشجویان و نیز در کوی دانشگاه تهران کتاب‌خانه‌ی کوی تخریب شد. به گفته شاهدان عینی، دفتر تحکیم وحدت و برخی منابع دانشجویی در این حادثه چند نفر کشته و در حدود ۶۰ دانشجو بازداشت شده و مورد شکنجه و آزار قرار گرفتند، [33] اما مقامات رسمی به روال معمول خبر کشته شدن دانشجویان را تکذیب کردند. [35] –[34]
این در حالی بود که از آخرین ساعات روز ۲۴ خرداد مردم اعلام آمادگی کرده بودند که فردا دوباره به خیابان‌ها بیایند و موسوی و کروبی نیز اعلام کرده بودند که در این راه‌پیمایی که قرار بود از میدان امام حسین تا میدان آزادی باشد شرکت می‌کنند. با این‌که در ساعات نزدیک به ظهر خبرهایی مبنی برعدم شکل‌گیری این راه پیمایی و عدم شرکت کروبی و میر حسین منتشر شد، اما مردم از تصمیم خود بازنگشتند و بعد از ظهر روز ۲۵ خرداد در خیابان‌های انقلاب و آزادی تهران با افزون شدن لحظه به لحظه معترضان یک راهپیمایی میلیونی شکل گرفت که به بزرگترین راهپیمایی ضد دولتی پس از انقلاب ۱۳۵۷ بدل شد.[36] کروبی، موسوی و خاتمی نیز در این راهپیمایی شرکت کردند و کروبی و میر حسین از ماشین‌هایی که آن‌ها را حمل می‌کرد پیاده شدند و در میان مردم سخنرانی کردند. این راهپیمایی در نهایت با درگیری‌ای که در کنار یک پایگاه بسیج در میدان آزادی رخ داد، به خشونت کشیده شد و یکی از نیروهای بسیج به سوی مردم آتش گشود. رادیو دولتی ایران کشته شدن ۷ نفر را در این حادثه تایید کرد. همزمان با تظاهرات در ایران، ایرانیان خارج از کشور نیز به تجمعات اعتراضی خود در فرانسه، انگلیس و کانادا ادامه دادند.
هرچند اعلام شد سفر احمدی‌نژاد به روسیه لغو شده است، نهایتاً این سفر انجام شد. وزارت ارشاد دولت احمدی‌نژاد نیز در نامه‌ای به تمام دفاتر رسانه‌های خارجی مقیم ایران آنان را از نشر اخبار اعتراضات مردمی منع کرد.
در حالی که مردم در تجمعات روز سه شنبه با یکدیگر قرار گذاشته بودند و در شبکه‌های اجتماعی هم‌چون بالاترین و فیس‌بوک اعلام کرده بودند که روز بعد در میدان ولی عصر تجمع خواهند کرد اما فردای آن روز یعنی روز ۲۶ خردادمحمود احمدی نژاد اعلام کرد که به همراه طرفدارانش در میدان ولی عصر جشن پیروزی خواهند گرفت. این خبر باعث تشکیک و تردید میان مردم شد زیرا در صورت حضور هم‌زمان ممکن بود که لباس شخصی‌های طرفدار احمدی نژاد که از سوی نیروهای نظامی و انتظامی نیز حمایت می‌شدند به درگیری با مردم بپردازند، به همین خاطر در حالی که محمود احمدی‌نژاد جشن پیروزی‌ای در میدان ولیعصر به راه انداخته بود و در این جشن او مخالفین خود راخس و خاشاک خوانده بود، اما مردم مسیر تجمع اصلی خود را به سمت میدان ونک برده و از میدان ونک تا چهار راه پارک وی به راه‌پیمایی سکوت اقدام کردندروز بعد در حالی که صدها هزار تن از معترضان، از میدان ونک تهران به سمت میدان تجریش، با سکوت و بدون دادن شعار، راهپیمایی کردند. هم‌زمان به دعوت شورای هماهنگی سازمان تبلیغات اسلامی و اطلاعیه‌های مکرر صدا و سیمای جمهوری اسلامی، حدود ۲۰ هزار تن از حامیان احمدی نژاد برای محکوم کردن آنچه "اغتشاش‌های جاری" نامیده شد، در میدان ولی‌عصر تجمع کردند[39]-[38]-[37] معترضان به نتایج آرا تظاهرات‌هایی نیز در شهرستانهای ایران از جمله مشهد برپا داشتند.
گزارش‌هایی از تخریب اموال عمومی توسط پلیس ارائه شد. از سوی دیگر آیت‌الله حسینعلی منتظری در بیانیه‌ای به تغییر در آرای انتخابات و حمله به مردم اعتراض کرد. هم‌چنین خبرهای مبنی بر‌این‌که پزشکان و پرستاران بیمارستان رسول اکرم تهران نیز نسبت به تحت فشار بودن برای نوشتن علت مرگ افراد گلوله خورده به نام فوت شده در هنگام عمل جراحی اعتراض کردند. در صبح روز ۲۶ خرداد محمدعلی ابطحی، سعید حجاریان، محمد توسلی و عبدالفتاح سلطانی نیز دستگیر شدند.

راه‌پیمایی ۲۷خرداد از هفت تیر تا انقلاب
یک روز بعد از آن و در ۲۷ خردادماه جمعیتی بیش از پانصدهزار نفر در میدان هفت تیر تهران و خیابان‌های اطراف آن راهپیمایی تحجمع کردند و از بلوار کریم‌خان زند تا میدان انقلاب راه‌پیمایی کردند. میرحسین موسوی نیز از مردم خواست تا برای همدردی با خانواده جانباختگان روز پنجشنبه در مساجد عزاداری کنند. مهدی کروبی نیز که خود شخصادر این راهپیمایی حضور داشت، مردم را به شرکت در راهپیمایی روز جمعه با پوشیدن لباس سیاه دعوت کرد. مجمع روحانیون مبارز اعلام کرد که برای روز شنبه ۳۰ خرداد تقاضای مجوز کرده‌است. هم چنین محسن رضایی یک یدیگر از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری دور دهم، در نامه‌ای به وزیر کشور بار دیگر خواستار ارائه‌ی نتایج شمارش صندوق‌های آرا شد. اما وزارت کشور این خواسته‌ی وی نیز را رد کرد. محمدرضا جلائی‌پور(فرزندحمیدرضا جلایی‌پور) و ابراهیم یزدی نیز در این روز دستگیر شدند. بعد از این حوادث و این بازداشت‌ها و نیز افزایش روزافزون بازداشت‌ها میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی ریس جمهور سابق ایران، در نامه‌ای مشترک خطالب به رئیس قوه قضائیه خواستار جلوگیری از برخورد خشونت آمیز با دستگیرشدگان و آزادی آنان شدند. اما از سوی دیگر در دنیای مطبوعات در این روز سانسور شدیدی بر روزنامه‌ها اعمال شد چنان‌که چند روزنامه اصلا چاپ نشدند و فیلترینگ وسیع‌تری بر اینترنت اعمال گردید.
در همان روز ۲۷ خرداد تیم ملی فوتبال ایران با تیم ملی کره‌ی جنوبی مسابقه داشت.در این بازی که از سری بازی‌های مقدماتی جام جهانی فوتبال بود، تعدادی از بازیکنان تیم ملی ایران از جمله علی کریمی، مهدی مهدوی کیا، حسین کعبی، وحید هاشمیان، جواد نکونام و مسعود شجاعی به نشانه اعتراض به وضع موجود و نیز همراهی و حمایت از مردم ایران مچ‌بندهایی به رنگ سبز، که نماد معترضان در راه‌پیمایی‌ها شده بود، بر مچ‌هایشان بستند که ظاهرا با فشار مسئولان تیم ملی در نیمه‌ی دوم مجبور شدند مچ‌بندها را باز کنند. اما مردم به سرعت عکس‌های آنان را با مچ بندهای سبز در همان راه‌پیمایی روز ۲۷ خرداد در میان یکدیگر پخش کردند.[40]. گروهی از هنرمندان نیز در ادامه‌ی حمایت‌های گروه‌های اجتماعی از جنبش مردم ایران، در پشتیبانی از حرکت اعتراضی مردم بیانیه‌ای صادر کردند. عزت‌الله انتظامی، داریوش مهرجویی، محسن مخملباف، از جمله امضاکنندگان این بیانیه بودند.

راه‌پیمایی روز ۲۸ خرداد۱۳۸۸
پس از رویدادهای ۲۷ خرداد و به دنبال فراخوان روز قبل مهدی کروبی و میرحسین موسوی، برای راه‌پیمایی به مناسبت بزرگداشت کشته‌شدگان راه‌پیمایی‌های اخیر، در روز ۲۸ خرداد صدها هزار معترض، به یاد و بزرگداشت کشته‌شدگان راه‌پیمایی‌های روزهای قبل ، این بار کمتر با نمادهای سبز و بیشتر با پارچه‌ها و با پوشیدن لباس‌های سیاه، در میدان توپخانه تهران تجمع کرده و سپس در حالی که گل و شمع در دست داشتند و به دلیل افزایش لحظه به لحظه‌ی جمعیت، به سمت میدان فردوسی و پس از آن در طول خیابان انقلاب به سمت میدان انقلاب راه‌پیمایی کردند. میر حسین موسوی شخصا با لباس سیاه در این تجمع سخنرانی کرد و بار دیگر کشته‌شدگان روزهای قبل را "شهید" خواند. [41] خبر‌هایی نیز منتشر شد که در شهر شیراز نیز عده‌ای از مردم در شاهچراغ تجمعی اعتراضی برگزار کردند. [42]
آیات عظام یوسف صانعی و موسوی اردبیلی از مراجع تقلید شیعیان ایران، خشونت‌های اعمال شده علیه معترضان را محکوم کردند. [43] همزمان شورای نگهبان از کاندیداهای معترض به نتایج دعوت کرد تا در جلسه آتی این شورا شرکت کنند. زیرا در دروزهای قبل وعده‌ی شمارش دوباره‌ی درصدی از آرا داده شده بود و این درحالی بود که مردم در همان روز شعارها و پلاکاردهایی در دست داشتند با مضمون "کشته ندادیم که سازش کنیم..صندوق رای دست خورده شمارش کنیم".
همچینین در این روز به خاطر خواندن گزارش حمله به کوی دانشگاه در مجلس درگیری لفظی ای بوجود آمد. هنگامی که نایب رئیس مجلس نتایج بررسی ماجرای کوی دانشگاه را قرائت می‌کرد و ایشان را کسانی دانست که حامی میرجسین نبوده و اغتشاشات را دامن می‌زنندروح الله حسینیان، حمید رسایی و مهدی کوچک‌زاده سه نماینده شاخص حامی احمدی نژاد معترض شدند که نباید این گزارش قرائت شود و پس از آن درگیری لفظی آغاز شد و در نهایت کار به درگیری فیزیکی کشید. سپس حامیان دولت از قرائت گزارش پشت پرده ماجراهای حمله به کوی دانشگاه، مجتمع مسکونی نمایندگان و مردم تهران در صحن علنی مجلس ممانعت به عمل آوردند که این امر موجب شد جو مجلس متشنج شود[44] و شایعه‌ای مبنی بر کشته شدن فردی که گفته می‌شد آمار واقعی نتایج انتخابات را افشا کرده بود در کشور پخش شد. بازداشت فعالان سیاسی در این روز بطور وسیعتری ادامه یافت به طوری که به گفته برخی منابع نزدیک به ۵۰۰ نفر بازداشت شدند.
مجمع روحانیون مبارز (حامی موسوی) و حزب اعتماد ملی (حامی کروبی) دعوت به برگزاری تظاهرات آرام در اعتراض به برگزاری انتخابات در روز شنبه از میدان انقلاب به میدان آزادی کردند.

راه‌پیمایی ۲۹ خرداد۱۳۸۸ و نماز جمعه به امامت آیت‌الله خامنه‌ای
در روز جمعه ۲۹ خرداد با این‌که مهدی کروبی پیشنهاد داده بود مردم در نماز جمعه شرکت نمایند اما ظاهرا به دلیل تبلیغات منفی طرفداران موسوی مبنی بر این‌که موسوی چنین چیزی را اعلام نکرده و این اختلاف نشر بین طرفداران موسوی و طرفداران مهدی کروبی باعث شد که مردم هم این حرکت را جدی نگرفته و در این نماز جمعه شرکت نکنند و نماز جمع کاملا در تسخیر فداییان رهبر و طرفداران احمدی نژاد باشد. همین امر از دید بسیار باعث این شد که خامنه‌ای با احساس قدرت بیشتری و بی‌پروا تر از همیشه فرمان سرکوب مردم را بدهد. سید علی خامنه‌ای در خطبه‌های نماز جمعه تهران با اشاره به وقایع پیش آمده و اعتراض‌هایی که نسبت به انتخابات وارد شده گفت که مسئولیت "خون‌ها و خشونت‌ها و هرج و مرج‌ها" بر عهده کسانی است که از تظاهرات‌ها پشتیبانی می‌کنند. وی گرچه از اتهامات وارد شده به هاشمی رفسنجانی در مناظرات تلویزیونی پیش از انتخابات، انتقاد به عمل آورد، اما اعلان داشت که خط فکری او به احمدی‌نژاد نزدیکتر است تا هاشمی رفسنجانی. در این روز مهدی کروبی به شورای نگهبان نامه‌ای نوشت و در آن خواستار ابطال انتخابات شد[۴۵].

راه‌پیمایی و تجمع‌های اعتراضی ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
سی خرداد را بسیاری شنبه‌ی خونین تهران می‌نامند. در این رو یعنی یک روز بعد از خطبه‌های سید علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی که به وضوح فرمان "جمع کردن مردم از خیابان‌ها را" را داده بود، اما مردم بر عهد خویش پای‌بند بودند و هم‌چنان به خیابان آمند، آن‌هم در روزی که بیشترین کنترل پلیسی و نیروهای امنیتی و شبهه نظامی بر شهر حاکم بود.در ۳۰ خرداد هزاران تن از معترضان در خیابان‌های مختلف تهران به تظاهرات پرداختند. پلیس ضد شورش خیابان‌های انقلاب و کریمخان زند، میدان فردوسی، بلوار کشاورز و خیابان آزادی را به شدت تحت کنترل خود درآورده و هزاران پلیس و نیروی بسیج برای مقابله با تظاهرکنندگان به نتیجه انتخابات در این مناطق مستقر شده و به ضرب و شتم شدید معترضان پرداختند. بنابه گزارش برخی خبرگزاری‌ها، بیمارستان‌های اطراف این خیابان پر از مجروح بودند و بر اثر تیراندازی عده‌ای به‌شدت زخمی شدند. کارکنان بیمارستان‌ها خبر از مرگ دست کم ۱۹ نفر دادند و برخی گزارش‌های تایید نشده رقم کشته‌شدگان را ۱۵۰ تن اعلام کردند. همچنین «پایگاه بسیج در نواب» به آتش کشیده شد. میرحسین موسوی در جمع معترضان در خیابان آزادی حاضر شده و با گفتن اینکه «من غسل شهادت کرده‌ام»، دولت وقت را دولت کودتا نامید و آن‌را محکوم کرد. وی از مردم خواست تا در صورتی که او توسط مقام‌های امنیتی بازداشت شد، دست به اعتصاب سراسری بزنند.[48] [47]-[46]در همین روز در اثر تیراندازی در خیابان کارگر شمالی، یکی از معترضان به نام ندا آقا سلطان کشته شد. فیلمی کوتاه از جان سپردن او که با تلفن همراه گرفته شده بود بسرعت در سراسر دنیا پخش شد و افکار عمومی مردم دنیا را معطوف به وقایع ایران نمود. و ندا به عنوان نماد شهدای جنبش سبز معروف شد.
هم‌چنان در ادامه‌ی حمایت‌های گروه‌های مختلف اجتماعی از جنبش مردمی، ۵۷ حقوقدان ایرانی در بیانیه‌ای خواستار پایان دادن به خشونت بر علیه مردم شدند. رسانه‌های دولتی ایران نیز از یک بمب‌گذاری ناکام در داخل آرامگاه روح‌الله خمینی خبر دادند. در این حادثه فرد بمب‌گذار کشته شد و دونفر نیز زخمی شدند.[49]
در این روز محمد قوچانی سردبیر روزنامه اعتماد ملی و چند خبر نگار دیگر بازداشت شدند. علی‌اصغر هادی‌زاده رئیس فدراسیون نابینایان و نماینده سابق مجلس نیز در تجمع میدان انقلاب دستگیر شد. [50] فائزه هاشمی دختر اکبر هاشمی رفسنجانی نیز به همراه چند تن از اعضای خانواده‌اش موقتاً دستگیر شدند.
میرحسین موسوی در بیانیه‌ای جدید خطاب به ملت ایران اجتماعات مردم را مطابق با اصل ۲۷ قانون اساسی مشروع دانست و از صدا و سیما و نیروهای مسلح خواست نه تنها مردم را از این کار منع نکنند بلکه از آن‌ها حمایت کنند و به این کار تشویقشان کنند.

رخداد‌های بعد از ۳۰ خرداد تا روز قدس
در روز ۳۱ خرداد به رغم وضعیت نظامی و امنیتی تهران و سرکوب روز قبل که تعدادی کشته بر جای گذاشت، تظاهرکنندگان به صورت پراکنده در خیابان‌های انقلاب و میدان ونک و میدان هفت تیر، علیه نتایج انتخابات شعار دادند و با نیروهای پلیس ضد شورش و لباس شخصی‌های سپاه و بسیج درگیر شدند. درگیری‌های مشابهی در میدان بهارستان گزارش شد و تعدادی از تظاهر کنندگان به سمت میدان ولیعصر حرکت کردند و هزاران تن از نیروهای بسیج و پلیس ضد شورش خیابان‌های اصلی را در کنترل خود گرفتند. در همین روز میرحسین موسوی طی بیانیه شماره شش خود کشته‌شدن معترضین به نتایج انتخابات را سوگ‌آمیز خواند و محمد خاتمی نیز در بیانیه‌ای تاکید کرد که اعتراض مسالمت آمیز حق مردم است.
همزمان افزایش فشار بر مطبوعات اضافه گشت و خبرنگار بی‌بی‌سی نیز از ایران اخراج شد.

نماز جمعه‌ی ۲۶ تیرماه به امامت هاشمی رفسنجانی
نماز جمعه تهران در تاریخ ۲۶ تیرماه ۱۳۸۸ به امامت علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی برگزار شد. این مراسم در شرایطی برگزار گردید که هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام، هشت هفته پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم، برای نخستین بار امامت آن را بر عهده گرفت[51] واین نماز جمعه و این خطبه تحت تاثیر اعتراضات گسترده پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری قرار داشت. اکبر هاشمی رفسنجانی در این روز با طرح چند ماده‌ای خود به طور ضمنی از معترضین و جنبش مردمی حمایت کرد و با پیشنهادهایی از حاکمیت خواست که اعتماد را به مردم برگردانند[59] غلامحسین محسنی اژه‌ای، وزیر اطلاعات ایران پیش از این مراسم در مورد بروز "صحنه‌های نامطلوب" در نماز جمعه هشدار داده بود.
در این نماز جمعه که با حضور میلیونی مردم همراه بود و به گفته شاهدان عینی، شمار شرکت‌کنندگان آن از پس از انقلاب ۱۳۵۷ بی‌سابقه بود، مهدی کروبی، میرحسین موسوی و محسن رضایی نیز حضور یافتند و نیروهای بسیج و امنیتی در برخی نقاط شرکت‌کنندگان در نماز جمعه را مورد ضرب و شتم قرار داده و به سوی آن‌ها گاز اشک‌آور شلیک کردند.[52],[53]

مراسم "چهلم درگذشتگان" در ۸ مرداد
در هشتم مردادماه تجمع معترضان در بهشت زهرا و مصلای تهران به خشونت کشیده شد. پلیس ایران از حضور میرحسین موسوی و مهدی کروبی بر مزار کشته شدگان حوادث اخیر جلوگیری کرد و در بهشت زهرا و مرکز تهران با معترضان درگیر شد.[54]

از روز قدس تا عاشورای ششم دی‌ماه ۱۳۸۸
در ادامه‌ی اعتراضات گسترده مردم به نتایجی که از سوی وزارت کشور در انتخابات دهم ریاست جمهوری و نحوه‌ی برگزاری این انتخابات و در شرایطی که همچنان عده‌ی کثیری از رهبران اصلاحات در بازداشت و تحت شکنجه قرار داشتند، استراژی معترضان مبنی بر استفاده از تظاهرات‌ها و تجمعات قانونی و مذهبی جمهوری اسلامی جهت اعلام حضور و بیان دیدگاهایشان، برنامه‌ریزی و فراخوان‌های مختلفی برای حضور مردم در تظاهرات روز قدس در ۲۷ شهریور انجام شد.
این استراتژی پیش از این نیز در نمازجمعه ۲۶ تیر که به امامت هاشمی رفسنجانی اقامه شد با موفقیت انجام شده و میلیون‌ها نفر از مردم در بزرگترین نمازجمعه تاریخ ایران منتهی گشت.
رسانه‌های حکومتی و نزدیک به دولت احمدی نژاد و خامنه‌ای اقدام به تهدید معترضان کرده و خامنه‌ای نیز نسبت به استفاده از این روز برای بیان دیدگاه‌های معترضان هشدار داده بود. امامت نماز جمعهٔ تهران در این روز، با وجود این که گفته می‌شد قرار است طبق روال سال‌های گذشته به عهدهٔ اکبر هاشمی رفسنجانی باشد، به احمد خاتمی محول شد و محمود احمدی‌نژاد نیز سخنران پیش از خطبه بود.
ولی با این وجود در روز قدس صدها هزار تن از طرفداران میرحسین موسوی در تظاهراتی در تهران شرکت کردند. در تظاهرات‌های مشابه در شهرهای شیراز، اصفهان، قم، اهواز، مشهد، تبریز، کرمانشاه و رشت نیز شعارهایی به نفع میرحسین موسوی و مهدی کروبی سر داه شد.[55] این درحالی است که سعید قاسمی از فرماندهان سپاه پاسداران در طی سخنانی در دانشگاه امام صادق تعداد هواداران جنبش سبز در راهپیمایی روز قدس تهران را ۲ میلیون نفر اعلام کرد ولی آنان را ساواکی (سازمان اطلاعات و امنیت رژیم پهلوی) و اعضای سازمان مجاهدین خلق نامید.[56] نیروهای امنیتی و نظامی در برخی نقاط با معترضان برخورد کردند و رئیس ‏پلیس تهران دستگیری ۳۵ نفر در جریان تظاهرات روز قدس در تهران را تأیید کرد.[57]

تظاهرات ۱۳ آبان در ایران (۱۳۸۸)
در ادامه‌ی استفاده از مناسبت‌های حکومتی برای حضور مردم، در ۱۳ آبان ۱۳۸۸ در نقاط مختلف ایران تظاهرات و تجمع‌های اعتراضی صورت گرفت. مخالفان دولت احمدی نژاد که در این تظاهرات شرکت کرده‌بودند، با برخورد شدید نیروهای امنیتی مواجه شدند و نیروهای امنیتی با باتوم و گاز اشک‌آور به تظاهرات‌کنندگان هجوم بردند. معترضان شعارهای علیه دیکتاتوری و کشورهایی که از دولت احمدی‌ نژاد حمایت کرده بودند به ویژه علیه روسیه سر دادند. [58]

تظاهرات ۱۶ آذر، روز دانشجو ( ۱۳۸۸)
اگر چه هواداران جنبش سبز در آغازین روزهای سال تحصیلی ۱۳۸۸ چندین تجمع و راهپیمایی اعتراضی را در دانشگاه‌های ایران بر پا کردند که برخی از آن‌ها به خشونت کشیده شد.[60] اما اصلی‌ترین حرکت دانشجویی در همان روز دانشجو و در همان ۱۶ آذر بود در این روز دانشجویان و هواداران جنبش سبز، در تظاهراتی اعتراضی بود که با حضور ده‌ها هزار نفر از مردم و دانشجویان برگزار شد، شرکت کردند [61] [62]
گزارش‌ها از تهران حاکی از برگزاری تظاهراتی از سوی صدها دانشجو "در هر یک از دانشگاه‌های تهران" بود. [62] نیروهای امنیتی و نظامی با هزاران معترضی که در بیرون از دانشگاه تهران شعار "مرگ بر دیکتاتور" سر می‌دادند درگیر شدند، آن‌ها در تظاهرات روز دانشجو با باتوم مردم را می‌زدند و گاز اشک‌آور شلیک می‌کردند. این تجمع بزرگ‌ترین تظاهرات در ماه‌های اخیر بود، که توانست ده‌ها هزار نفر را برای راهپیمایی در بیش از دوازده دانشگاه در سرتاسر کشور و نیز در چندین میدان تهران، با نقش‌آفرینی دانشجویان -به عنوان حامی اصلی جنبش اصلاح‌طلبی- به بیرون بیاورد. [62]
در تهران، درابتدا هزاران تن از نیروهای پلیس ضد شورش وسپاه پاسداران دانشگاه تهران را محاصره کردند، [63] سپس نیروهای امنیتی و بسیج به هزاران تظاهرات کننده با باتوم و گاز اشک آور حمله کردند. [64] در جریان این تظاهرات بیش از ۲۰۰ نفر بازداشت شدند. [65] این تظاهرات در بیش از دو هزار رسانه جهانی بازتاب یافت. [66]

اعتراضات مردمی در مراسم درگذشت حسینعلی منتظری
در مراسم درگذشت منتظری اعتراضات و تظاهراتی صورت گرفت. این مراسم با حضور صدها هزار نفر از مردم که از سراسر ایران به قم آمده بودند آمده بودند برگزار شد. [67]
از ساعت ۹ صبح تمامی خیابان‌های منتهی به بیت آیت‌الله منتظری و آرامگاه فاطمه معصومه مملو از جمعیت شده بود. سیل جمعیت به حدی بود که پس از گذشت حدود سی دقیقه از خروج جنازه از خانه منتظری فقط ۲۰۰ متر پیشروی کرده بود. جمعیت عزادار با حمل نمادهایی سبز شعاهایی مانند «الله اکبر، لا اله الا الله»، «یا حجت بن الحسن ریشه ظلم را بکن»، «سید حسن خمینی تسلیت تسلیت»، «صانعی تسلیت تسلیت، موسوی کروبی تسلیت تسلیت»، «عزا عزاست امروز روز عزاست امروز ملت سبز ایران صاحب عزاست امروز، عزا عزاست امروز روز عزاست امروز فقیه نستوه ما پیش خداست امروز» سر داده اند.به گزارش حاضران، «حضور نیروهای امنیتی» بسیار چشم گیر است. [67]
بعد از دفن پیکر منتظری در «حرم فاطمه معصومه» جمعیت در خیابان‌های اطراف به ویژه خیابان ارم مشغول راهپیمایی و سردادن شعارهای تند سیاسی هستند. [68] مردم شعار می‌دادند «تسلیت کینه ای نمی خوایم، نمی خوایم»، «منتظری نستوه راهت ادامه دارد، حتی اگر دیکتاتور بر ما گلوله بارد»، «منتظری مظلوم، آزادیت مبارک»، «منتظری نمرده، این دولته که مرده»، «دیکتاتور دیکتاتور، منتظری راهش ادامه دارد»، «موسوی کروبی تسلیت تسلیت». [69]
نیروهای «امنیتی و انتظامی» پس از پایان مراسم تشییع پیکر منتظری «با مردم درگیر» شدند. ساعتی پس از دفن، «گروههای از بسیجیان وطلاب» با شعارهایی درحمایت از رهبری و علیه معترضین به سمت بیت آیت‌الله منتظری حرکت کردند. از سوی دیگر معترضین و و هواداران منتظری متقابلا شعارهایی دادند. در این میان طرفین «اقدام به پرتاب اشیا به سوی یکدیگر» کرده که با دخالت پلیس به قصد جدا کردن، دو طرف به شعارهای خود ادامه دادند. [70]
فرزند منتظری از جمعیت حاضر «موکدا خواست تا آرامش را حفظ» کنند این شعارها در ساعت ۱۱:۱۵ پیش از ظهر رو به آرامی رفت. [67]
این مراسم با حضور برخی چهره‌های سیاسی و مذهبی چون میرحسین موسوی، مهدی کروبی به همراه ابراهیم امینی (امام جمعه قم)، جلال‌الدین طاهری (امام جمعه پیشین اصفهان)، سید محمدکاظم موسوی بجنوردی، سیدعلی خمینی (نوه روح‌الله خمینی)، علی اکبر محتشمی، هادی غفاری، مصطفی معین، اشرفی اصفهانی، احمد مسجدجامعی و … از دیگر چهره‌های حاضر در آیین تشییع بودند. نماینده محمد خاتمی و نمایندگانی از سوی هاشمی رفسنجانی هم در مراسم تشییع جنازه حضور داشتند. [67]

راه‌پیمایی و تجمعات هواداران جنبش سبز در تاسوعا و عاشورا
تظاهرات هواداران جنبش سبز در تاسوعا و عاشورا، تظاهراتی بود که در روز تاسوعا، شب عاشورا، روز عاشورا، و شام غریبان در شهرهای مختلف ایران برگزار شد.
این تظاهرات در روز عاشورا به شکلی گسترده و با حضور میلیونی مردم در شهر تهران و سایر شهرهای ایران صورت گرفت. [71]-[72]
درگیری‌های روز عاشورا، خونین‌ترین مواجهه بین مردم و نیروهای امنیتی ایران از زمان آغاز اعتراضات به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری خوانده شد. [71] با توجه به اعتقادات شیعیان به ممنوع بودن هرگونه خشونت در روز مذهبی عاشورا، سرکوب و کشته شدن معترضان توسط نیروهایی که منتسب به رژیم جمهوری اسلامی شمرده می‌شدند، احساسات ضد دولتی شدیدی را برانگیخت. [73] در این روز تصاویری منتشر شد که در آن نیروی انتظامی با ماشین از روی مردم رد شد و دو تن بر اثر چنین حوادثی کشته شدند و هم‌چنین در اعتراض به این حرکت که در میدان ولی عصر انجام گرفت مردم پاسگاه پلیس این میدان را به آتش کشیدند.

۲۲بهمن ۱۳۸۸
این راه‌پیمایی که با دعوت گروه‌های اصلاح‌طلب، هم‌زمان با تظاهرات هرساله‌ی جشن پیروزی انقلاب در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۸۸ توسط هوادران جنبش سبز صورت گرفت. این تظاهرات با حمله نیروهای امنیتی به سران اصلاح‌طلب و مردم و دستگیری عده‌ای همراه بود. علاوه بر راهپیمایی‌های دولتی، بسیاری از معترضان اعلام کردند که قصد دارند در روز ۲۲ بهمن دست به راهپیمایی اعتراضی بزنند. [74]
نیروهای سپاه و بسیج به همراه لباس شخصی‌ها تا روز تظاهرات ۲۲ بهمن، در هشت ماهی که از آغاز اعتراض‌ها به نتایج انتخابات ریاست جمهوری گذشته بود، با سرکوب معترضان کوشیدند تا مانع گسترش این تظاهرات‌ها بشوند. [75]-[77]معترضان در این مدت با استفاده از ایامی که راهپیمایی‌های دولتی برگزار می‌شود، این روزها را تحت تأثیر حضور خود قرار می‌دادند. پیش از تظاهرات ۲۲ بهمن، مراسم روزهای «قدس» و «۱۳ آبان» تحت الشعاع راهپیمایی معترضان قرار گرفته بود. در راستای این تظاهرات در روز دهم ماه محرم، همزمان با برگزاری مراسم عاشورا در تهران و برخی شهرستان‌های دیگر نیروهای انتظامی و امنیتی با معترضان درگیر شدند که به گفته‌ی مقامات ایرانی در تاریخ ششم دی ماه و حضور معترضان در مراسم عاشورا دست کم هفت نفر کشته و بیش از هزار نفر بازداشت شدند. [76]

دعوت رهبران، احزاب و حامیان جنبش سبز
میرحسین موسوی و مهدی کروبی از رهبران جنبش سبز در اعلام نظری مشترک با محکوم کردن اجرای دو حکم اعدامی که در آن وقت صورت گرفته بود، صدور و اجرای این گونه احکام را عجولانه و با هدف ایجاد ترس برای شرکت نکردن مردم در راه‌پیمایی روز ۲۲ بهمن ارزیابی کردند.[78] مهدی کروبی و میرحسین موسوی با دعوت از مردم برای "حضوری گسترده" در راهپیمایی ۲۲ بهمن تأکید کردند که "اکثریت مردم تنها حق خود را می‌خواهند و به دنبال تغییرات ساختاری در اصل نظام نیستند، ولیکن به نظر می‌رسد که حاکمیت نسبت به همین صدای حق خواهی مردم نیز احساس خطر می‌کند در حالی که شنیدن این صدای اکثریت و پاسخ به آن تنها راهکار خروج از بحران است."[79]
میرحسین موسوی ۲۲ بهمن ماه را «یک روز جامع و از ایام الله» خواند و گفت «باید با روحیه جمع بودن اما ضمن حفظ هویت در این گونه حرکت‌ها حضور داشته باشیم.» وی جنبش سبز را جنبش جوانی نامید که «جوانان در آن سهم بالایی» دارند.[80]
مهدی کروبی با انتشار بیانیه‌ای ضمن دعوت از مردم برای حضور در راه‌پیمایی ۲۲ بهمن، با بیان این‌که این روز به هیچ گروه خاصی تعلق ندارد گفت "همه با هم، آرام و با صلابت در سالروز ۲۲ بهمن که یادآور تجلی باور دینی و عزم ملی مردم شریف ایران و نقطه عطفی در تاریخ پر افتخار کشورمان است، در راهپیمائی شرکت می‌کنیم." وی گفت در حالی "به استقبال سالروز ۲۲ بهمن امسال می‌رویم که دو رکن جمهوریت و اسلامیت نظام به‌ شدت زیر سوال" رفته‌است.[81] وی در ۲۱ بهمن در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: "از ساعت ۱۰ صبح روز ۲۲ بهمن از فلکه دوم صادقیه به سمت میدان آزادی تهران راهپیمایی خواهد کرد."[82]
از سوی دیگر، شورای هماهنگی جبهه‌ی اصلاحات با صدور بیانیه‌ای، از «اقشار مختلف مردم برای شرکت پرشور و همراه با نمادهای سبز» در راهپیمایی ۲۲ بهمن دعوت کرد. در این بیانیه آمده‌است: «در ۲۲ بهمن با نماد سبز می‌آییم تا اعلام نماییم وا اسفا از تنگ نظری و کوته بینی کوچکانی که بر صدر نشسته‌اند و هر معترض و منتقدی را عامل بیگانه و فریب خورده و برانداز می‌دانند و هـر انتقادی را تخریب، که ظرفیت انقلاب اسلامی و پویایی آن در گرو تضارب اندیشه و افکار است و نابودی کشور، سرنوشت محتوم سیستم‌های تک صدایی. می‌آییم تا فریاد زنیم زندانیان سیاسی که اکثراً فجرآفرینان بهمن ۵۷ بودند را آزاد کنید و به جای زندان و برخورد و خشونت با ملت، به اصول و آرمان‌ها برگردید، به اجرای قانون همت گمارید و به جای توهم توطئه به تحلیل عملکرد خود و نهادهای همسو همت گمارید.» حزب مشارکت ایران اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، مجمع نمایندگان ادوار مجلس، انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها، مجمع دانش آموختگان ایران اسلامی، حزب اسلامی کار، مجمع نیروهای خط امام، حزب اراده ملت ایران، حزب جوانان ایران اسلامی، حزب مردم سالاری، انجمن اسلامی معلمان ایران، انجمن اسلامی مهندسان ایران، حزب کارگزاران ایران اسلامی، انجمن روزنامه‌نگاران زن ایران، مجمع فرهنگیان ایران اسلامی، حزب همبستگی و مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، از امضا کنندگان این بیانیه بودند.[83]]
حزب اعتماد ملی، حزبی که مهدی کروبی دبیر کل آن است، نیز پیش از این در بیانیه‌ای جداگانه از مردم برای شرکت در اهپیمایی ۲۲ بهمن دعوت کرده بود.[84]
این در حالی بود که مجمع روحانیون مبارز با صدور بیانیه‌ای به مناسبت «دهه فجر»، ضمن بیان آرمان‌ها و اهداف و نقد اوضاع و اشاره به راهپیمایی ۲۲ بهمن، تاکید کرد «با کمال متانت» و با تکیه بر «شعارهای بنیادین برآمده از متن انقلاب و وجدان مردم» همچون «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» و پرهیز از «شعارهای انحرافی»، در این راهپیمایی شرکت می‌کند.[85]
هم‌چنین ده‌ها چهره‌ی دانشگاهی و فعال سیاسی و مدنی ایرانی، در بیانیه‌ای که به امضای ۸۰ چهره دانشگاهی و فعال سیاسی مدنی رسیده‌است، با اشاره به احکام اعدام برای برخی معترضان، «اعمال این گونه خشونت‌های عریان» را با هدف «رعب افکندن در دل مردم و به خاموشی کشاندن جنبش دموکراسی‌خواهی آنان» دانستند و مردم را به برگزاری راه‌پیمایی اعتراضی مسالمت‌آمیز در سالروز پیروزی انقلاب بهمن ۵۷ دعوت کردند.[86]
عده‌ای از چهره‌های شاخص علمی ایرانی مقیم خارج از کشور نیز در ۲۱ بهمن ۱۳۸۸ در بیانیه‌ای گفتند که «با توجه به شرایط تاریخی و حساس ۲۲ بهمن، از پیامهای اخیر موسوی و مهدی کروبی برای راه پیمایی صلح جویانه و جلو گیری از خشونت برای اهداف دمکراتیک حمایت می‌کنند.» آن‌ها در این بیانیه «از حرکت مردمی و صلح جویانه جنبش سبز در روز ۲۲ بهمن» حمایت کردند.[87]

تهدیدات و هشدارهای مسئولان و نهادها
از آن‌سو اما نیروهای اقتدارگرا بیشتر به تهدید و انزار مردم پرداختند.امامی کاشانی، خطیب نماز جمعه تهران در آستانه ۲۲ بهمن در نماز جمعه گفت: «اگر کسی بخواهد در راهپیمایی این روز شعارهایی بدهد که شرایط ۲۲ بهمن‌ماه در دنیا به گفته وی آلوده شود، پیش خدا، شهدا و امام مسوول است.» وی با تاکید بر این‌که مردم باید سعی کنند در این روز وحدت خود را نشان دهند، از جوانان خواست شعار دهندگان را به میان خود راه ندهند.[88]
حسین همدانی، فرمانده سپاه محمد رسول‌الله تهران بزرگ در تاریخ ۱۰ بهمن هشدار داد که در صورت شرکت طرفداران جنبش سبز در راهپیمایی روز ۲۲ بهمن با آنها به «شدت» برخورد می‌شود. وی در یک نشست خبری در تشریح برنامه‌های سپاه برای سالگرد انقلاب با اشاره به احتمال حضور معترضان در راهپیمایی ۲۲ بهمن گفت: «ما به هیچ عنوان اجازه نمی‌دهیم چیزی به عنوان موج سبز خودی نشان بدهد.» او افزود: «قطعاً چنین حرکتی را هم شاهد نخواهیم بود و اگر هم عده قلیلی باشند که حرکتی انجام دهند، به شدت برخورد خواهیم کرد.»[77] همچنین وی گفت که در راه پیمایی ۲۲ بهمن، شعارهای خارج از قاعده و اصول که شکاف ایجاد می‌کند، نباید مطرح شود و اگر کسی خارج از سبک کاروان انقلاب بخواهد وارد راه‌پیمایی شود، نیروهای امنیتی به شدت با او برخورد می‌کنند.[82]
روزنامه کیهان در آستانه ۲۲ بهمن بار دیگر از قوه قضائیه خواست تا میرحسین موسوی و دیگر رهبران اعتراضات پس از انتخابات را محاکمه کند. این روزنامه از رهبران اعتراضات پس از انتخابات با عنوان «سران فتنه» نام برد و نوشت دستگاه قضایی «دیگر نباید به مسببان این حوادث اجازه جولان بدهد.»[89]
صادق لاریجانی رئیس وقت قوه قضائیه در ۱۸ بهمن در جلسه مسئولان قوه قضائیه از هماهنگی این قوه با دستگاه‌های امنیتی و انتظامی خبر داد و گفت که «دستگاه قضائی با هماهنگی نیروهای انتظامی و امنیتی، با قاطعیت در مقابل افراد ضد انقلاب و مخالفان نظام جمهوری اسلامی خواهد ایستاد و نخواهد گذاشت که عده‌ای با توهمات و تخیلات خود برای مردم ایجاد مزاحمت کنند.» رییس قوه قضائیه همچنین گفت که «توهم ایجاد انقلاب رنگین و مخملی در عزم آنان و مردم برای برخورد با مخالفان خللی ایجاد نخواهد کرد.» روزنامه جام‌جم با انتشار سخنان تهدیدآمیز رئیس قوه قضائیه علیه مخالفان و معترضان نوشت که قوه قضائیه با معترضان در روز ۲۲ بهمن برخورد قاطع می‌کند.[90]
حیدر مصلحی وزیر اطلاعات، اسماعیل احمدی مقدم فرمانده و احمدرضا رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی در گردهمایی مشترک امنیتی در آستانه راهپیمایی ۲۲ بهمن که با حضور فرماندهان بسیج، سپاه پاسداران و نیروی انتظامی برپا شد، سخنرانی کردند.[90]
حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات در این جلسه طی سخنانی به هماهنگی دستگاه‌های امنیتی و انتظامی به خصوص بسیجیان برای مقابله با حضور احتمالی معترضان در راهیپمایی ۲۲ بهمن اشاره کرد.[90]
اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی نیز در این جلسه با اشاره به در پیش بودن راهپیمایی ۲۲ بهمن و تاکید براینکه "نباید ترسید و عقب نشینی کرد" گفت که "باید با بصیرت و استقامت اجازه خودنمایی و عرض اندام" را از معترضان گرفت. وی در عین حال گفته است "اعتقاد دارم جریان فتنه دیگر رفتار احمقانه‌ای همچون روز عاشورا نخواهد کرد ولی ما پیش بینی‌های لازم را برای رعایت جانب احتیاط در این مراسم با همکاری بسیج به عمل می‌آوریم."[90] همچنین او در سخنرانی دیگری با اشاره به این که در روز ۲۲ بهمن "اجازه ناامنی نمی‌دهیم"، هشدار داد اگر کسانی در این روز قصد اخلال داشته باشند، مردم با آنها برخورد می‌کنند.[82]
احمدرضا رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی، گفت: "مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن هیچ نماد انحرافی، شعار انحرافی را تحمل نخواهند کرد و پلیس هم مانند مردم در قبال این‌گونه حرکات تحمل نخواهد کرد."[82] او پیش‌بینی کرد که مخالفان «اجازه ظهور و بروز" نخواهند داشت.[82] همچنین در ۱۹ بهمن، روزنامه جمهوری اسلامی با انتشار اظهارات تهدیدآمیز احمدرضا رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی علیه معترضان، به نقل از وی نوشت "مردان و زنانی که چشم فتنه گران را بیرون آوردند تا آخرین نفس پشت سر ولی فقیه ایستاده‌اند."[90]
خبرگزاری ایلنا هشدار یک منبع آگاه نیروی انتظامی به معترضان را مخابره کرد. این منبع آگاه گفته بود: در مراسم راهپیمایی ۲۲ بهمن "هر کس، تحت هر عنوانی از سوی پلیس و نیروی‌های امنیتی دستگیر شود تا ۲۰ فروردین در بازداشت می‌ماند".[82]
در آستانه ۲۲ بهمن، یکی از تشکل‌های تازه‌بنیاد حامی دولت با نام جنبش سرخ حسینی، در بیانیه‌ای به تهدید معترضان پرداخت. وب‌گاه‌های جنبش سبز، با اشاره به تعلق این تشکل به نیروهای لباس‌شخصی حمله‌کننده به معترضان، تهدید آن را بیشتر یک حرکت تبلیغاتی دانستند. [91]

۲۲ بهمن ۱۳۸۸ چه گذشت
تهران:
با شروع راهپیمایی در مسیر خیابان‌های منتهی به سوی میدان آزادی، درگیری‌های میان معترضان و نیروهای انتظامی و لباس شخصی آغاز شد. بر پایه گزارش‌ها، نخستین درگیری‌ها در فلکه دوم صادقیه روی داد.[92]
به گزارش سایت‌های اینترنتی هوادار جنبش سبز و برخی گزارش‌های دیگر، شمار زیادی از معترضین هم در میدان‌های آزادی، ونک، صادقیه و فلسطین تجمع کرده‌اند اما تلویزیون ایران تنها مراسم رسمی را نشان می‌دهد. گفته می‌شود در غرب تهران نیروهای انتظامی با پرتاب گاز اشک آور و حمله با باتوم مانع از راه یافتن معترضین به خیابان آزادی می‌شوند و برخی گزارش‌ها حاکی از زخمی شدن عده‌ای است.[93]
به گزارش خبرگزاری فرانسه، در میدان صادقیه پلیس به سمت معترضان گلوله‌های رنگ شلیک کرده‌است. شلیک این نوع گلوله با هدف دستگیری بعدی معترضان صورت می‌گیرد. این خبرگزاری همچنین از مجروح شدن برخی از معترضان در میدان صادقیه خبر داد.[94] معترضین در فلکه صادقیه شعار برگزاری رفراندوم می‌دادند.[95]
به گزارش واشنگتن پست نیروهای ویژه سپاه پاسداران با یونیفورم‌های زیتونی رنگ و ماسک‌های مشکی، درحالی که تفنگ داشتند گروه‌های سربازان را هدایت می کردند.این روزنامه نوشت تدابیر امنیتی حتی در کانون محل برگزاری مراسم نیز شدید بود و هواداران دولت با داربست به گروه‌های مختلف تقسیم شده بودند.[96]
همچنین در دیگر مناطق تهران، از جمله میدان انقلاب، خیابان آزادی، خیابان وصال و میدان ونک، نیروهای انتظامی و لباس‌شخصی‌ها به معترضان حمله‌ور شدند. در جریان این درگیری‌ها شماری از معترضان بازداشت شدند. افراد بازداشت‌شده در پیرامون میدان ونک به یکی از ساختمان‌های متعلق به توانیر در خیابان برزیل منتقل می‌شدند.[92]
برخوردهای خشونت‌بار در حالی صورت گرفت که مرتضی تمدن، استاندار تهران روز ۱۶ بهمن به رسانه‌ها گفته‌بود که برای روز ۲۲ بهمن "تدابیر امنیتی خاصی" در نظر گرفته نشده و موارد پیش‌بینی شده برای این روز در قالب "بسته‌ای فرهنگی" است.[97]
بر پایه گزارش وب‌گاه جرس، پیش از آغاز راهپیمایی، ماشین‌های آب‌پاش ضدشورش که مجهز به آب داغ فشار قوی هستند در مقابل صدا و سیما مستقر شده بودند. همچنین گارد ضدشورش نیز در داخل صداو سیما به حالت آماده‌باش حاضر بودند. گزارش جرس به حضور تعداد زیادی از نیروهای نظامی و بسیجی در محدوده خیابان کارگر و امیرآباد شمالی نیز اشاره کرده‌است. بر پایه دیگر گزارش‌ها، تعداد زیادی از نیروهای ضدشورش در برخی حوزه‌های مقاومت و مسجدهای نزدیک به میدان آزادی، مستقر شده بودند.[98]
بر پایه برخی خبرها، بیشترین تلاش نیروهای حکومتی بر جلوگیری از حضور معترضان در میدان آزادی متمرکز شده‌بود. این میدان به‌عنوان محل برگزاری مراسم رسمی با شرکت میهمانان و خبرنگاران خارجی درنظر گرفته شده‌بود.[92]
در طول سخنرانی محمود احمدی‌نژاد در مراسم رسمی سالگرد ۲۲ بهمن در میدان آزادی، و پس از دادن وعده‌هایی مانند تبدیل ایران به دوازدهمین قدرت اقتصادی در جهان ظرف ۵ سال از سوی او، معترضانی که چند صد متر دورتر از جایگاه رسمی تجمع کرده بودند، اقدام به سردادن شعارهای "دروغگو، دروغگو" کردند.[92] همچنین در جریان سخنرانی او می شد شعار "مرگ بر دیکتاتور" را از میان جمعیت شنید.[96] پخش زنده سخنرانی احمدی‌نژاد در شبکه خبر صدا وسیمای جمهوری اسلامی، با دستکاری‌های فنی همراه بود و دوربین‌ها روی جمعیت محدودی متمرکز بودند.[92] سفیران بریتانیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا و هلند این مراسم و سخنرانی محمود احمدی‌نژاد را از پیش تحریم کرده بودند.[99]
شهرهای دیگر:
در شهر اصفهان ماموران در حد فاصل پل آذر و سی و سه پل به مردم معترض حمله کردند. همچنین گزارش شده که نیروهای انتظامی به سوی مردم تیراندازی کرده‌اند.[92]
در شهر مشهد در میدان ۱۵ خرداد و منطقه تقی‌آباد، درگیری‌هایی بین مردم و نیروهای بسیج به وجود آمد.[92] در این شهر بیش از ۱۰۰ نفر بازداشت شدند.[100]
در شهر شیراز درگیری‌های پراکنده‌ای در اطراف میدان ستاد و خیابان‌های فرعی مناطق مرکزی شهر جریان داشته‌است.[92]
در اهواز بیش از ۵۰ نفر طی حمله‌ای شدید و وحشیانه بازداشت شدند.[100]

حمله‌ها، دستگیری‌ها‌ و برخورد با شخصیت‌های شناخته‌ شده‌ی سیاسی
میر حسین موسوی صبح روز ۲۲ بهمن از خیابان آزادی و کنار سازمان حج و زیارت قصد پیوستن به معترضان را داشت که لباس شخصی‌ها، گارد ویژه و افراد باتوم به دست او را محاصره کردند و از حضور او در میان مردم حاضر در میدان آزادی جلوگیری کردند.[101] .زهرا رهنورد هم که از میدان صادقیه قصد شرکت در راهپیمایی را داشت با محاصره و حمله نیروهای لباس شخصی مواجه شد. لباس شخصی‌ها با باتوم و مشت به رهنورد حمله کرده و سر و کمر او را مورد اصابت قرار دادند.[102]
مهدی کروبی همانطور که از پیش اعلام کرده‌بود در راه‌پیمایی شرکت کرد، اما دقایقی پس از حضور در خیابان اشرفی اصفهانی، او و همراهانش در آستانه ورود به میدان صادقیه، توسط نیروهای لباس شخصی و یگان ویژه مورد حمله قرار گرفتند. حسین کروبی فرزند مهدی کروبی در گفتگو با رادیو فردا، گفت که این نیروها در حمله به کروبی و همراهانش از گاز اشک‌آور، باتوم و گلوله‌های رنگی استفاده کرده‌اند. [103][104]
وی حمله ماموران حکومتی به مهدی کروبی و هواداران پیرامون او را "خشن‌ترین برخورد"» هشت ماهه اخیر خواند و گفت افزون بر شلیک گاز اشک‌آور توسط نیروی انتظامی، لباس شخصی‌ها با اسپری‌های ویژه دفاع شخصی، گاز اشک‌آور را به صورت مهدی کروبی پاشیدند. عواقب این حملات، سوزش شدید صورت و ریه کروبی پس از چند ساعت و نیز راهی شدن یکی از محافظان او به بیمارستان بوده‌است. او همچنین با اشاره به سرندادن شعارهای تند و افراطی توسط معترضان، تمام برنامه حکومت را جلوگیری از پیوستن کروبی به هواداران جنبش سبز و به‌طور کلی ممانعت از شرکت او در راهپیمایی دانست. حسین کروبی همچنین از دستگیری چند نفر از اطرافیان و علاقمندان کروبی در چند روز گذشته و نیز احضار برخی دیگر به اداره اطلاعات، برای اخذ تعهد کتبی به منظور عدم همراهی کروبی در مراسم‌ها خبر داد.[105] در این حادثه علی کروبی، فرزند مهدی کروبی توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد [106] و به مسجد امیرالمؤمنین منتقل شد. نیروهای حکومتی او را به شدت مورد شکنجه و تهدید قرار دادند [107] که منجر به انتشار نامه‌ای سرگشاده از سوی فاطمه کروبی (همسر مهدی کروبی) خطاب به خامنه‌ای شد.[108]
صبح‌گاه ۲۲ بهمن، سید محمد خاتمی برای شرکت در راهپیمایی در خیابان شادمهر، منتهی به خیابان آزادی به میان مردم آمد و مورد استقبال قرار گرفت. پس از دقایقی عده‌ای از گروه فشار مجهز به «بی‌سیم، گاز اشک آور و چوبدستی‌های شوک آور»، همراه با «فحش‌های رکیک» و «اهانت به مردم و شخصیت‌ها»، اقدام به حمله به او و اطرافیانش کردند. در ادامه وی برای «پرهیز از مورد اهانت قرار گرفتن مردم» از ادامه راهپیمایی خودداری کرد و مردم در حمایت از وی شعارهایی دادند.[109]
خبرگزاری رویترز به نقل از وب‌گاه جَرَس گزارش داد زهرا اشراقی(نوهٔ سید روح‌الله خمینی) و محمدرضا خاتمی در جریان تظاهرات امروز برای مدت کوتاهی بازداشت شده‌اند، اما وب‌گاه‌های حامی دولت این خبر را تکذیب کردند و ادعا کردند به منظور حفظ سلامت خاتمی و اشراقی، آنها تحت الحفظ به سمت اتومبیل شان هدایت شدند.[110]

واکنش‌ها و بیانیه‌ها پس از راهپیمایی
جبهه مشارکت ایران با انتشار بیانیه‌ای، ضمن تقدیر از حضور مردم در راهپیمائی ۲۲ بهمن، نسبت به «خشونت ورزی حامیان دولت» در رویاروئی با «حضور منظم و مسالمت آمیز اعضا و رهبران جنبش سبز» اعتراض کرد.[111]
مجمع روحانیون مبارز، اصلی‌ترین تشکل روحانیان اصلاح‌طلب در بیانیه‌ای ضمن تشکر از شرکت‌کنندگان در راهپیمایی ۲۲ بهمن، و با اشاره به آنچه «مقابله جریان خشونت‌گرا و انحصارطلب با مردم اصلاح‌طلب در روز ۲۲ بهمن» خوانده است، خواستار برخورد قاطع و خشکاندن «این جریان فتنه» شد. این تشکل روحانیان اصلاح‌طلب در توصیف این «جریان فتنه» به اقداماتی از جمله «سوء استفاده از اجتماعات مردمی»، «بهره‌گیری از ابزارهای قدرت برای مقابله خشن و شدید با بخش وسیعی از مردم»، «حمل آزادانه پلاکاردهای موهن» و «توزیع انواع نشریات و لوح‌های فشرده حاوی بدترین اهانت‌ها و تهمت‌ها علیه یاران امام و پیشتازان عرصه جهاد و مبارزه و انقلاب»، «ضرب و شتم مردم معترض» و حمله به شخصیت‌هایی چون میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی اشاره کرده است.[۱۱۲][۱۱۳]
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، در بیانیه‌ای به دنبال برگزاری راهپیمایی ۲۲ بهمن و «برخی تلاش‌ها برای مصادرهُ این راهپیمایی»، ضمن تشکر از مردم برای شرکت در راهپیمایی «سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی» و «تقبیح اعمال خشونت» انجام شده در جریان آن، «مراتب تأسف عمیق» خود را از واکنش‌های «تنگ نظرانه و تلاش‌های فرصت طلبانه‌ای» که بلافاصله از همان روز ۲۲ بهمن به منظور «تحریف و مصادره این حضور معنادار» صورت گرفت اعلام داشت.[۱۱۴]
حسین همدانی فرمانده سپاه محمد رسول‌الله تهران با بیان این‌که تلاش ما بر این بود که مسیر راه‌پیمایی ۲۲ بهمن در تهران، پادگانی نشود، اظهارداشت مردم همانطور که در حوادث مشاهده کردند، در آن روز نیز تنها پلیس امنیت و پلیس نظم در خیابان‌ها حضور داشتند.[۱۱۵]

اعتراضات جنبش سبز در چهارشنبه‌سوری ۱۳۸۸
در واقع آخرین و پایانی‌ترین حرکت اعتراضی مردم ایران در آخرین چهارشنبه‌ی سال، یعنی همان چهار شنبه سوری، که در ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ همزمان با چهارشنبه‌سوری توسط هواداران جنبش سبز صورت گرفت. این روز از دیر باز به عنوان روزی که مردم از خانه‌ها بیرون می‌آمدند و به شادی می‌پرداختند، فرصتی بود تا دوباره مردم همدیگر را در خیابان با یکدیگر ببیند. فرصتی که دیگر مدت‌ها بود از مردم ستانده شده بود. این پبشنهاد که ابتدا توسط خود مردم و در فضاهای مجازی مطرح شد به نوعی به تایید فعالان اصلی جنبش سبز شخصیت‌هایی چون میر حسین موسوی و زهرا رهنورد همسر میرحسین نیز رسید.
میرحسین موسوی، مراسم چهارشنبه‌سوری را یادمان جشنواره نور علیه تاریکی نامید و از هوادران و دلبستگان جنبش سبز خواست تا نه به لباس و نماد که به اخلاق سبز باشند و مزاحمتی برای دیگران فراهم نکنند. [116]
از سوی دیگردر ۲۰ اسفند ۱۳۸۸، زهرا رهنورد استاد دانشگاه و از مخالفان دولت ایران تاکید کرد که اگر در مراسم چهارشنبه‌سوری خشونتی رخ دهد از سوی "حاکمیت" است. وی گفت که به پاس نوروز "جنبش سبز" در روز چهارشنبه سوری شاد و سرفراز خواهد بود. او افزود: "یاد نداها، سهراب‌ها، سیدعلی‌ها، اشکان‌ها و روح‌الامینی‌ها و... را گرامی خواهیم داشت و هیچ گونه تندی و خشونتی نخواهیم ورزید". [117]
این حرکت‌های اعتراضی در این روز با وسعت جمعیت بسیار اندک و پراکنده‌ای صورت گرفت. به همین خاظر موارد در خور توجهی از حرکت‌های مردمی گزارش نشده است. در واقع پس از چهارشنبه سوری سال ۱۳۸۸ به طور ضمنی می‌توان گفت حرکت‌های اعتراضی خیابانی مردمی متوقف و به باور حاکمیت سرکوب شد و حتا در سالگرد ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۹ نیز مردم به خیابان‌ها نیامدند.

۲۵ بهمن ۱۳۸۹ یک‌بار دیگر جنبش سبز ایران
در حالی که از اسفند ماه سال ۱۳۸۸ و از آخرین چهارشنبه‌‌ی سال قبل هیچ خبری از اعتراضات خیابانی مردم نبود و بسیاری براین باور بدند که جنبش سبز مرده است و البته عده‌ای هم مخالفت می‌کردند، زیرا بر این باور بودند که این جنبش جنبشی نیست که با خاموش شدن حرکت‌های خیابانی آن به ویژه که این حرکت‌ها با شدیدترین سرکوب‌های تاریخی جنبش‌های اعتراضی مردم ایران مواجه‌شده است، از بین رفته باشد.گذشت تقریبا یک سال از عدم حضور مردم در خیابان بوی این ناامیدی را فضا منتشر می‌کرد که در کشورهای عربی به شکل دومینویی جنبش‌هایی اعتراضی شکل گرفت و در چندین یک از این کشورها مردم موفق دند حداقل حاکمان این کشورها را تغییر دهند. این جنبش‌ها موجب شوری دگر در خاورمیانه شد و در ایران نیز هم مردم هم حاکمیت سبت به این جنبش‌ها بی واکنش نبودند. سران و فعالان جنبش سبز از جمله شخص میر حسین موسوی نقطه‌ی آغازین این تحولات را جنبش اعتراضی مردم ایران در راه‌پیمایی‌های میلیونی در خرداد سال ۱۳۸۸ دانستند[۱۱۸]. اما گروه دیگر و به ویژه حاکمیت ایران و جناح اقتدارگرای ایران می‌خواست این تحولات را به روح انقلاب سال ۱۹۷۹ ایران پیوند دهد و در واقع جنبش این کشورها را نشات گرفته از روحیه‌ی انقلاب اسلامی ایران در ۳۰ سال پیش ارزیابی می‌کرند.[۱۱۹][۱۲۰]. اما یک حرکت هوشمندانه ار سوی میرحسین موسوی و مهدی کروبی رهبران به شدت محدود شده‌ی جنبش سبز حقیقت ماجرار بیشتر روشن کرد. این بار میرحسین موسوی و مهدی کروبی، نه در مناسبت دولتی بلکه دقیقا سه روز بعد از ۲۲ بهمن ۱۳۸۹ به وزارکت کشور درخواست یک مجوز راه‌پیمایی دادند برای حمایت از جنبش مردم در کشورهای عربی[ ۱۲۱] بدون شک از آغاز معلوم بود که وزارت کشور با درخواست این مجوز مخافت خواهد کرد اما این بهترین شیوه‌ی اطلاع راسنی و در خواست از مردم بود برای این‌:ه مردم یک بار دیگر به خیابان‌ها بیایند و در خالی که ۳ روز قبل طرفداران حاکمیت در یک روز حکومتی یعنی ۲۲ بهمن تلاش بسیار کردند که نامی برای خود و پیوندی با این جنبش کشورها برقرار نمایند در روز ۲۵ بهمن این مردم معترض و هوادران جنبش سبز بودند که در مجموعه تظاهرات‌هایی که در شهر‌های مختلف ایران با شرکت اقشار مختلف مردم، برای اعلام همبستگی با اعتراضات مردم تونس و مصر، [۱۲۱] بعد از راهپیمایی حامیان حکومت در ۲۲ بهمن برگزار کردند. گزارش‌های مختلف از تهران، اصفهان، شیراز، مشهد رشت وکرمانشاه ازحضور مردم در خیابان‌ها خبر می‌داد. [۱۲۲]- [۱۲۳]در تهران و در ساعت‌های اولیه تظاهرات به صورت آرام و پراکنده و بدون ضدوخورد انجام می‌شد. پس از آن با حملهٔ نیرو‌های پلیس ضد شورش، لباس شخصی‌ها و گارد ویژه به تظاهرکنندگان، این اعتراضات به خشونت کشیده شد که این خشونت‌های دولتی کشته و زخمی برجای گذاشت.[۱۲۴]-[۱۲۵]. در این تجمع‌ها شعارهایی هم‌چون "مبارک بن علی نوبت سید علی" سرداده شد که نشان از تاثیر و تاثر متقابل جنبش مردم ایران و جنبش کشورهای عربی بود.
در این راه‌پیمایی که بسیار حجم آن و شیوه‌ی حضر مردم و نیز نوع واکنش سرکوب‌گرانه نیروای امنیتی و انتظامی و گارد ویژه را با روز عاشورای سال ۱۳۸۸ مقایسه می‌کردند بیش از ۱۵۰۰ نفر با تایید خود حکومت بازداشت شدند[۱۲۶] از معروف ترین چهره‌های بازداشت شده در این روز می‌توان به بازداشت "ایگناسیو پرس کامبرا" سرکنسول اسپانیا در مقابل نمایندگی دپیلماتیک اسپانیا در تهران که در محل برگزاری تظاهرات قرار داشت و توسط نیروهای انتظامی بازداشت شد اشاره کرد، که به مدت چهار ساعت در بازداشت به سر ‌برد، وزارت خارجه اسپانیا نیز در واکنش به این بازداشت، مرتضی صفاری نطنزی، سفیر ایران در این کشور را احضار کرده است و این عمل را غیر قابل قبول خواند.[۱۲۷] هم چنین از سوی دیگر یکی از کارمندان سفارت ژاپن نیز در این روز دستگیر شد. [۱۲۸]. رامین پرچمی هنرپیشه‌ی معروف سینما و تلویزیون و بازیگر فیلم معروف اخراجی‌ها، نیز در این روز بازاداشت شد و به زندان اوین منتقل شد.[۱۲۹]
در رخداد‌های روز ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ دو نفر به نام‌های صانع ژاله و محمد مختاری کشته شدند. اگرچه رسانه‌های حکومتی در اقدامی هماهنگ می‌خواستند که نشان دهند صاع ژاله بسیجی بود است[۱۳۰] اما منابع خبری معترضان، ژاله را یکی از تظاهرات‌کنندگان معرفی کردند که توسط نیروهای امنیتی کشته شده‌است. وی یکی از هواداران آیت الله منتظری از حامیان جنبش سبز بوده است.هم چنین مقالاتی در مجله آزما از مجلات هوادار جنبش سبز می نوشته است. [۱۳۱] [132] هم‌چنین مصاحبه‌ی برادر صانع ژاله با صدای آمریکا در حالی که به دشت زیر فشار حکومت بودند قویا بسیجی بودن وی را تکذیب نمود. از سوی دیگر در روزهای بعد از ۲۵ بهمن یکی دیگر از زخمی شدگان این حوادث به نام محمد مختاری نیز پس از زخمی شدن در بیمارستان در گذشت. اگرچه حکومت سعی کرد وی را نیز بسیجی جلوه دهد و ادعا کرد این کشته شدگان توسط نیروهای منافین کشته شده‌اند[۱۳۳]، اما عکس‌های موجود از وی در صفحه‌ی فیس‌بوکی‌اش و نیز نوشته‌های‌اش هیچ راه مانوری برای محافظ کاران باقی نگذاشت و مردم ایران نام این دو کشته شده را در کنار شهیدان جنبش سبز قرار دادند.

اعتراضات جنبش سبز در ۱ اسفند ۱۳۸۹
پس از روی‌دادهای ۲۵ بهمن مردم ایران و به ویژه مردم کوردستان به خاطر برخورد نیروهای حاکمیت با صانع ژاله و نیز محمد مختاری پیشنهاد‌هایی برای اعتراض به این وضعیت مطرح کردند. نیروهای فعال در جنبش سبز و شورای هماهنگی راه سبز امید و فععالان مدنی، برای بزرگداشت هفتمين روز کشته شدن صانع ژاله و محمد مختاری در ۱ اسفند ۱۳۸۹، مجموعه تظاهرات‌هایی در شهرهای مختلف ایران توسط مردم و مخالفین حکومت انجام گرفت. معترضین برای گرامی‌داشت کشته‌شدگان روز ۲۵ بهمن (محمد مختاری و صانع ژاله) و اعتراض به وضع موجود در شهرهایی نظیر تهران، شیراز، اصفهان، رشت، مهاباد و زاهدان کرمانشاه در تظاهرات شرکت کردند. در شهر تهران در بعضی از نقاط این اعتراضات با دخالت نیروهای امنیتی به ضرب‌وشتم مردم شرکت‌کننده ختم شد. این دومین تظاهرات جنبش سبز در سال ۱۳۸۹ می‌باشد.[۱۳۴]

اعتراضات جنبش سبز در ۱۰ اسفند ۱۳۸۹
پس از اتفاقاتی که در روز ۲۵ بهمن و متعاقب آن در یک اسفند‌ماه رخ داد یکی از فعالان جنبش سبز و مشاور سابق مهدی کروبی به نام مجتبا واحدی طرحی را ارائه داد به عنوان سه شنبه‌های‌ اعتراضی پیشنهاد داد. که به هین خاطر سه شنبه بعدی مقارن می‌شد با ۱۰ اسفند و شورای ماهنگی راه سبز امید نیز این پیشنهاد را در بیانیه‌های‌اش آورد.اعتراضات جنبش سبز در ۱۰ اسفند ۱۳۸۹ تظاهراتی بود که در شهرهای مختلف ایران در روز ۱۰ اسفند ۱۳۸۹ اتفاق افتاده‌است.این اعتراضات به دعوت شورای هماهنگی راه سبز امید برای حمایت از میرحسین موسوی و مهدی کروبی و ادامه حصر خانگی‌ها و بازداشت آنها صورت گرفت.[۱۳۵]
این اعتراضات در شهرهای مختلف ایران نظیرتهران، شیراز، اصفهان، مشهد، کرج، سمنان، تبریز و کرمانشاه صورت گرفت که میان معترضان و مأموران امنیتی یا مأموران لباس شخصی زد و خوردهایی رخ داد. [۱۳۶]

اعتراضات جنبش سبز در ۱۷ اسفند ۱۳۸۹( روزجهانی زن)
اما سومین سه شنبه‌ی اعتراضی که در ۱۷ اسفند رخ‌داد هم‌زمان شد با ۸ مارس یعنی روز جهانی زن. به همین خاطر این سه شنبه از سوی فعالان جنبش زنان نیز مورد توجه قرار گرفت و به ویژه شیرین عبادی برنده‌ی جایزه صلح نوبل در بیانیه‌ای اعلام کرد که در این روز به خیابان برویم.[۱۳۷] این ابتکار شیرین عبادی و دیر فعالان جنبش سبز از سوی فعالان جنبش سبز با اکنش‌های متناقضی رو به رو شد اما در نهایت با حمایت سخن‌گوی شورای هماهنگی راه سبز امید و مشاور میرحسین، قرار گرفت [۱۳۸] اعتراضات جنبش سبز در ۱۷ اسفند ۱۳۸۹ در تهران و برخی شهرهای دیگر ایران رخ داد. اگرچه مردم زیادی و به ویژه زنان در این روز در خیابان‌ها حضور محسوسی داشتند و در چند نقطه‌هم اقدام به حرکت‌های اعتراضی کردند امادر خیابان‌های مختلف شهرهای تهران، بابل، شیرازو مشهد نیروهای ضد شورش به صورت گسترده مستقر شده بودند. [۱۳۹]-[۱۴۰]که با بازداشت جمعی از مردم از جمله زنان به پایان رسیده است.[۱۴۱]

اعتراضات جنبش سبز در چهارشنبه‌سوری ۱۳۸۹
اعتراضات جنبش سبز در چهارشنبه‌سوری ۱۳۸۹، در واقع در ادامه‌ی همین سه شنبه‌های اعتراضی بود که به دلیل تقارن آن با چهارشنبه‌ سوری شده بود که به جای سه شنبه در چهارشنبه سوری انجام گرفت.اعتراضاتی بود که این اعتراضات به دعوت شورای هماهنگی راه سبز امید برای حمایت از میرحسین موسوی و مهدی کروبی و اعتراض به وضعیت نامعلوم آنها صورت گرفت. این اعتراضات در شهرهای مختلف ایران نظیر تهران، شیراز، سنندج، اصفهان، مشهد، کرج، سمنان، اراک، زاهدان، آبادان، تبریز، کرمانشاه، آمل، سنندج، اهواز، رشت، مریوان، مهاباد و سردشت صورت گرفت که میان معترضان و مأموران امنیتی زد و خوردهایی رخ داد.
در تهران مناطقی نظیر تهرانپارس، صادقیه، سعادت آباد، نارمک، میدان ونک، میدان انقلاب و میدان ولی عصر با حضور تعداد زیادی از ماموران امنیتی مواجه شد و درگیری‌هایی بین معترضان و ماموران امنیتی رخ داد. پاساژهای اصلی تهران، در این روز به دستور مقام‌های امنیتی و انتظامی پایتخت تعطیل شده و سیمای شهر در حالت حکومت نظامی به خود گرفت و میادین و تقاطع‌های اصلی، با حضور گسترده نیروهای انتظامی و شبه نظامی، وضعیت فوق العاده یافت.همچنین در ادامه‌ی تهدیدها و فشارهای حاکمیت و هراس جمهوری اسلامی از چهارشنبه سوری سبزها، و حضور اعتراضی آن‌ها در آخرین سه شنبه سال، رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ از ممنوعیت تردد موتورسیکلت ها از ساعت ۱۶ این روز در پایتخت خبر داد. سرتیپ حسین رحیمی، از برخورد قاطع و بدون اغماض با رانندگانی که هنجارشکن معرفی شان کرده، خبر داده و گفته بود "مأموران راهنمایی و رانندگی، از ساعت ۱۴ امروز برای تسهیل در عبور و مرور شهروندان آماده باش هستند و با خودروهایی که مسیر تردد مردم را مسدود کنند، به طور جدی برخورد می نماید." گزارش منابع حقوق بشری نیز حاکی از آن است که در پی درگیری‌های به وجود آمده در شرق تهران، ده‌ها تن از شهروندان توسط ماموران امنیتی همراه با ضرب و شتم شدید بازداشت شدند.[۱۴۲] با وجود آرایش پادگانی در نقاط مختلف شرق تهران و حضور دهها خودرو و موتور سوار نیروی انتظامی و بسیج و لباس شخصی ها، مراسم شب چهارشنبه سوری در میدان های صدگانه نارمک برگزار شد. از غروب سه شنبه، نیروهای امنیتی سعی در مقابله با مردم داشتند و در برخی از میدان های نارمک موفق به پراکنده کردن مردم شدند. اما با تاریک شدن هوا بر شمار مردم و جوانان افزوده شد و آتش های بزرگ در وسط یا کناره میدان ها همراه با نور افشانی جوانان نشان از آمادگی گسترده مردم بر برگزاری مراسم به هر قیمتی داشت. در نهایت به ناچار و به تدریج نیروهای امنیتی مجبور به نظاره گری شدند و در میانه‌ی این مراسم، مردم به ویژه جوانان با صدای یاحسین میرحسین، الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور، اعتراض خود را به ادامه حصر و بی خبری از رهبران جنبش سبز اعلام داشتند."[۱۴۳]
هم چنین معترضان در دیگر شهرهای ایران نظیر شیراز، اصفهان، مشهد، کرج، سمنان، اراک، بروجرد، تبریز، کرمانشاه، سنندج، اهواز، رشت، مریوان، مهابادو سردشت با شعار و تجمعاتی دست به اعتراض زدند.

اعتراضات جنبش سبز در ۲۲ خرداد ۱۳۹۰‌
این مجموعه تظاهرات به دعوت شورای هماهنگی راه سبز امید و به مناسبت سالگرد برگزاری انتخابات صورت گرفت. این تظاهرات از سوی شورای هماهنگی راه سبز امید، راهپیمایی سکوت نام گرفت. [۱۴۴] که به حضور ساکت و آرام خیابانی مردم صرت گرفت. زیرا نیروهای حکمتی به شدت خیابان‌ها را محاصره کرده و امکان هیچ حرکت ویژه‌ای را به مردم نداند. مردم نیز با همان راه‌پیمایی ساده در پیاده رو و اعلام حضور خودشان اکتفا کرده و روزی دیگر نشان دادند که هم چنان مردم معترض حضور دارند.
البته با این وضع نیر در این اعتراضات در شهرهای مختلف ایران نظیر تهران، شیراز، قزوین، رشت، اصفهان، اهواز، مشهد، تبریز و بابل صورت گرفت که میان معترضان و ماموران امنیتی، لباس شخصی، یگان ویژه ناجا، نیروی انتظامی و بسیج زد و خوردهایی رخ داد. [۱۴۹]-[۱۴۸]-[۱۴۷]-[۱۴۶]-[۱۴۵]

پیاده روی سکوت؛ 25 بهمن 1390
آخرین کنش اعتراضی بخشی از هواداران جنبش سبز؛ دو سال و نیم پس از انتخابات. این راهپیمایی سکوت نیز به دعوت شورای هماهنگی راه سبز امید و با هدف اعتراض به یک سالگی حصر رهبران جنبش سبز، اعتراض به انسداد و خفقان سیاسی کشور و با خواست آزادی همه زندانیان سیاسی برگزار شد.
مسئولان شورای هماهنگی راه سبز امید که پس از حصر خانگی رهبران جنبش فعالیت خود را آغاز کردند و نیز رسانه های نزدیک به این جریان، این راهپیمایی را موفقیت آمیز ارزیابی کردند هرچند حکومت ایران آن را یک پروژه شکست خورده نامید.

نتیجه گیری:
جنبش اعتراضی مردم ایران که پس از اعلام نتایج دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت، یکی از ناب‌ترین جنبش‌های سیاسی در ایران و بعد از انقلاب ۱۹۷۹ بود. ویژگی بارز این جنبش وجه خیابانی آن و تجمع‌ها و راه‌پیمایی‌های بسیاری بود که با مشی کاملا مسالمت آمیز و پرهیز از خشونت تا حد ممکن بود. هیچ گونه گزارش واقعی از خشونت مردم در هیچ یک از این تجمع‌ها هیچ جا منتشر نشده‌است، مگر در روزهایی که شدت سرکوب به بالاترین وجه ممکن رسیده است و برخی واکنش‌های دفاعی که در "شکل دفاع از خود" ارزیابی می‌شود.
مردم ایران و به ویژه در شهرهای بزرگ مرکزی در طول دوسال این وجه اعتراضی را حفظ کرده و در روزها و ماه‌‌های اولیه به صرت مستمر و پس از چند ماه اولیه با استفاده از مناسبت‌های حکومتی و هم‌پوشانی آن با اعتراضات مردمی، به خیابان‌ها آمده و صدای اعتراض خود را به گوش حاکمان و نیز جهانیان رساندند. نکته‌ی بارز توجه این‌که بعد از هفته‌ی اول اعتراض‌ها خبرنگاران خارجی از ایران به اجبار خارج شدند و این خود مردم بودند که با استفاده از دوربین‌های کوچک و موبایل‌ها وظیفه‌ی اطلاع‌رسانی تصویری و مستند را برعهده‌گرفتند. که بارزترین و با اهمیت‌ترین آن صحنه‌ی قتل ندا آقا سلطان بود که می‌ٱوان ادعا کرد این صحنه در تمامی دنیا بازتاب داشت و به تبع آن در بسیاری کشورها مراسم‌هایی به یاد کشته‌شدگان این جنبش و حتا بعدها در برخی کشورها خیابان‌هایی به نام کشته‌شده‌گان این جنبش نام‌گزاری شد.
شدت سرکوب اعتراضات مردمی ایران در خود ایران بی سابقه‌ترین شدت سرکوب بوده است و در منطقه معمولا بینندگان را به یاد نزاع‌های خیابانی اسراییلی‌ها و فلسطینی‌ها می‌انداخت و در این چند ماه اخیر با سر گرفتن جنبش‌های عربی، در برخی کشورها همچون مصر و سوریه و لیبی شاهد چنین حملات سرکوب‌گرانه‌ای به مردم و البته گاه شدید‌تر هم بودیم. نکته‌ی قابل توجه در این مشابهت‌های سرکوب‌گرانه، صحنه‌ی رد شدن ماشین نیروهای امنیتی و ضد سرکوب از روی مردم بود که هم در ایران رخ داد و هم در کشور مصر. این برخوردهای سرکوب‌گرانه به قول معروف کوچک و بزرگ و زن و بچه و پیر و جوان نمی‌شناخت. همین که در میان کشته شده‌گان اشکان سهرابی نوجوان ۱۷ ساله دیده می‌شود خود موید این مطلب است از سوی دیگر شخصیت‌های سیاسی و کسانی که خود زمانی از مقامات اصلی نظام جمهوری اسلامی بودند نیز از این سرکوب جان سالم به در نبردند و کسانی چون عبدالله رمضان‌زاده، دبیر سابق هیأت دولت، مصطفی تاجزاده معاون سابق وزیر کشور و بالاتر از همه میرحسین موسوی نخست وزیر هشت سال این نظام و مهدی کروبی ریاست مجلس نزدیک به ۱۰ سال این نظام هم از برخوردهای فیزیکی در امان نبودند و هم اینک نزدیک به یک سال است که رسما در حبس به سر می‌برند.
این اعتراضات اما هرگز سراسری نشد در تمام شهرهای کشور و در ماه‌های اولیه در مثلث تهران اصفهان، شیراز جریان داشت و در ماه‌های اخیر آن بیشتر در تهران بود. اگر چه به مناسبت‌هایی که دلایل محلی نیز داشت در استان‌هایی چون کوردستان آذربایجان، شاهد اعتراضاتی بودیم، اما تمرکز اعتراضات هرگز به آن شیوه که در تهران روی داد، به نقاط دیگر سرایت نکرد. در هر حال آن‌چه مشخص است این است که اگر چه به باور بسیاری جنبش اعتراضی مردم زنده است. اما فاز خیابانی آن دیگر خاموش شده است. اگر‌چه گاه در برخی برنامه‌های شادی آفرین جمعی مثل "آب بازی" و یا در مهرماه امسال مثل بادبادک بازی و نیز در جریان بازی استقلال تراکتور سازی در تبریز و نیز برنامه‌ای در ارومیه برای حفاظت از دریاچه‌ی ارومیه، هم‌چنان رگه‌هایی از اعتراض جمعی مردم دیده می‌شود. اما واقعیت آن است آن شکل جنبش خیابانی فعلا خاموش شده است به ویژه که رهبران جنبش سبز و بسیاری از فعالان سیاسی، مطبوعاتی، مدنی و حقوق بشری اکنون یا در زندان هستند و دوران محکومیت را می‌گذرانند و یا بسیاری از آن‌ها در موج جدید مهاجرت فعالان سیاسی ایران به ارج از کشور، آواره شده‌اند.
در این تجمع‌های اعتراضی بیش از ده‌ها هزار نفر بازدداشت شدند، بیش از ده‌ها نشریه از جمله، اعتماد ملی، کلمه‌ و.. توقیف شدند. بسیاری از روزنامه‌نگاران بازداشت شدند و تعداد زیادی نیز کشته شده‌اند. بارزترین شکل این سرکوب‌ها در زندان‌ها و به هنگام شکنجه‌ها‌ی زندانیان رخ داد که نامه‌ی مهدی کروبی قضایای تجاوز به زندانیان به ویژه در بازداشت کهریزک را آشکار کرد. هم‌چنین می ‌توان به نامه‌های مهدی کرمی رییس دفتر هاشمی رفسنجانی و نیز عبدالله مومنی سخن‌گوی سازمان ادوار تحکیم وحدت، نیز اشاره کرد.
آن‌چه در جنبش سبز قابل اشاره و تامل است خواست مردم ایران برای تعیین سرنوشت سیاسی خودشان بود. زیرا این مردم با شعار ساده‌ی "رای من کجاست" به معنای تمایل به تعیین سرنوشت سیاسی خود به خیابان آمدند. اما شکل سرکوب به مرور زمان شکل شعارها را نیز تغییر داد و در بسیاری از اوقات شعارهایی نیز سرداده شد که نشان از میل به تغییرات اساسی تری بود.

منابع:
1- zamaaneh.com/special/2009/06/post_793.html
2- masoudbehnoud.com/2009/06/blog-post_13.htmlشب��
3- www.radiofarda.com/content/o2_moshrekat_election_result/1754048.htmlجبه��
4- www.radiofarda.com/archive/news/20090614/143/143.html
5- www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/article/2009/06/14/AR2009061401758.html
6- www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/article/2009/june/14//-6e80fd6a4e.htmlبرند��
7- www.huffingtonpost.com/omid-memarian/a-coup-manual-what-we-sho_b_216461.html
8- Ahmadinejad re-election sparks Iran clashes
9- Election battles turn into street fights in Iran
10- برآورد شهرداری تهران از تعداد راهپیمایان ۲۵ خرداد
11- معترضان انتخابات ریاست جمهوری از انقلاب تا آزادی
12- Pro and Anti-Government Rallies Blanket Iranian Capitol
13- معترضان ایرانی خواستار تجمعات تازه؛ برنامه تظاهرات دولتی در روز سه شنبه
14- تیراندازی در راهپیمایی اعتراضی تهران
15- 'هشت نفر' در تهران کشته شده‌اند
16- Iran: ۱۲ students reported killed in crackdown after violent clashes
17- Iran security forces use tear gas, clubs on protesters, witnesses say
18- فیروزآبادی: در مقابل شعار کوتاه نمی‌آییم
19- مهاجمان ناشناس به نویسنده روزنامه کیهان حمله کردند، بی بی سی
20- آمادگی کروبی برای ارائه مستندات آزار جنسی بازداشتی‌ها به لاریجانی
21- UN panel condemns Iran for post-election crackdown
22- Reported torture of Iranian election protesters worry UN rights experts
23- گزارش یونسکو از حمله به دانشگاهیان و فرهنگیان در ایران
24- رادان: تجمع هوادران نامزدها در تهران و کشور غیرقانونی است
25- BBC Persian
26- BBC فارسی - ايران - متن کامل نامه میرحسین موسوی به آیت الله خامنه ای
27- نامه میرحسین موسوی به آیت الله خامنه ای
28- BBC Persian
29- BBC Persian
30- بروز ناآرامی درپی اعلام نتایج انتخابات
31- بازداشت گسترده روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی در ایران،
32- BBC فارسی - ایران - اعتراض غرب به سرکوب تظاهرکنندگان؛ ادامه ناآرامی ها
33- دفتر تحکیم وحدت: هفت دانشجو کشته شده‌اند
34- فرهاد رهبر در گفت‌وگو با ایسنا: هیچ دانشجویی کشته نشده‌است
35- دادستان شیراز در گفت‌وگو با ایسنا: در ناآرامی‌های شیراز کسی کشته نشده‌است
36- براورد حضور جمعیت در روز ۲۵ خردادما ۱۳۸۸
37- گاردین
38- رادیو فردا
39- رادیو فردا
40- mowj.ir/ShowNews.php
41- www.reuters.com/article/2009/06/18/us-iran-election-idUSTRE55F54520090618
42- www.bbc.co.uk/persian/interactivity/2009/06/090619_userphoto_postelection8.shtml
43- zamaaneh.com/news/2009/06/post_9404.html
44- www.etemaad.ir/Released/88-03-28/150.htm
45- mobinmedia.ir/1820/%D8%AE%D8%B7%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B9-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%DB%B1%DB%B3%DB%B8%DB%B8.html
46- بی‌بی‌سی فارسی
47- سی‌ان‌ان
48- رویترز
49- انفجار بمب درحرم امام خمینی (ره)
50- Noandish::دستگیری رئیس و دبیر یک فدراسیون در ناآرامی‌های تهران
51- www.radiofarda.com/content/f6_Iran_Hashemi_Friday_Pray/1778632.html
52- www.radiofarda.com/content/F8_FRIDAY_PRAY_RALLY_TEARGAS_Rafsanjani/1779364.html
53- www.radiofarda.com/content/f2_postelection_Rafsanjani_Friday_Prayers_Tehran_Mousavi/1779124.html
54- تشنج در مراسم چهلم کشته شدگان اخیر در تهران
55- www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/09/090918_ba-quds-rally.shtml
56- www.rahesabz.net/story/2079/
57- www.rfi.fr/actufa/articles/117/article_8504.asp
58- Iran's anti-government protestors clash with security forces
59- www.radiofarda.com/content/f2_postelection_Rafsanjani_Friday_Prayers_Tehran_Mousavi/1779124.html
60- احمدی‌نژاد باز هم در دانشگاه حاضر نشد؛ مراسم آغاز سال تحصیلی در دانشگاه تهران همراه با فریادهای "مرگ بر دیکتاتور خبرنامه امیرکبیر گزارش رسانه‌ها از تجمع امروز دانشجویان دانشگاه شریف در اعتراض به وزیر دولت کودتا
61- Protesters: Iran Threatens Tougher Action
62- در هر یک از دانشگاه‌های بزرگ تهران صدها دانشجو تظاهرات کردند
63- Police Surround Tehran University to Stop Protests
64- Police clash with protesters at Iran university
65- www.nytimes.com/2009/06/15/world/middleeast/15diplo.html
66- www.nytimes.com/2009/06/15/world/middleeast/15diplo.html
67- پیکر آیت‌الله العظمی منتظری به خاک سپرده شد
68- گزارش تشییع و تدفین آیت‌الله منتظری+عکس
69- تشییع با شکوه رهبر معنوی جنبش سبز
70- درگیری میان مردم و نیروهای لباس شخصی در برابر بیت آیت‌الله العظمی منتظری
71- شام غریبان هشتاد و هشت ایران؛ پنج کشته، دهها زخمی، صدها زندانی
72- صدای پای کودتا در تهران؛ موج جدید و گسترده دستگیری فعالان سیاسی آغاز شد
73- Protester: 'Killing Muslims on Ashura Is Like Crucifying Christians on Christmas.
74- Protester: 'Killing Muslims on Ashura Is Like Crucifying Christians on Christmas.
75- در آستانه ۲۲ بهمن، خطیب نماز جمعه تهران مردم را به آرامش در راهپیمایی دعوت کرد
76- فراخوان ده‌ها چهره برجسته برای شرکت معترضان در راه‌پیمایی ۲۲ بهمن
77- هشدار سپاه درباره حضور معترضان در راهپیمایی ۲۲ بهمن
78- فراخوان ده‌ها چهره برجسته برای شرکت معترضان در راه‌پیمایی ۲۲ بهمن‏
79- هشدار سپاه درباره حضور معترضان در راهپیمایی ۲۲ بهمن‏
80- همراه با جمع و حفظ هویت در راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت کنیم‏
81- بیانیهٔ مهدی کروبی در آستانهٔ ۲۲بهمن‏
82- هشدار مقام‌های امنیتی به مخالفان؛ محدودیت برای خبرنگاران خارجی‏
83- بیانیه مهم شورای هماهنگی جبهه اصلاحات برای‌شرکت در راهپیمایی ۲۲ بهمن‏
84- هشدار مقام‌های امنیتی به مخالفان؛ محدودیت برای خبرنگاران خارجی‏
85- معترضان در برابر خشونت خشونت گران، سعه صدر و تحمل به نمایش بگذارند‏
86- فراخوان ده‌ها چهره برجسته برای شرکت معترضان در راه‌پیمایی ۲۲ بهمن‏
87- حمایت چهره های دانشگاهی ایران از راهپیمایی صلح جویانه 22 بهمن‏
88- در آستانه ۲۲ بهمن، خطیب نماز جمعه تهران مردم را به آرامش در راهپیمایی دعوت کرد‏
89- روزنامه‌های یک شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸‏
90- روزنامه‌های دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸‏
91- "جنبش سرخ حسینی"؛ پوشش دیگر "لباس شخصی"ها؟‏
92- درگیری‌های پراکنده در تهران و شهرستان‌ها‏
93- لباس شخصی‌ها و یگان ویژه انتظامی با حمله به کروبی و خاتمی مانع راهپیمایی آنها شدند‏
94- پلیس به سمت معترضان گلوله‌های رنگ شلیک می‌کند‏(فارسی). دویچه وله
95- حمله نیروهای انتظامی و لباس شخصی به معترضین در فلکه صادقیه تهران‏ (فارسی). رادیو فردا
96- تحلیل روزنامه های آمریکا از حوادث 22 بهمن‏(فارسی). وبگاه بی‌بی‌سی فارسی. بازدید در تاریخ سه‌شنبه۲۷ دی ۱۳۸۸.
97- حضور معترضان بسیار گسترده است‏(فارسی). وب‌گاه رسمی رادیو زمانه. بازدید در تاریخ ۱۱ فوریه ۲۰۱۰.
98- تمرکز نیروهای امنیتی در مراکز دولتی تهران در ۲۲ بهمن‏(فارسی). رادیو فردا (در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۸۸(
99- سفرای پنج کشور اروپایی مراسم امروز سالگرد انقلاب در تهران را تحریم کردند‏ (فارسی). رادیو فردا (در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۸۸(
100- وضعیت بلاتکلیف بازداشت شدگان روز 22بهمن در اهواز و مشهد‏ (فارسی). وب‌گاه نوروز.(
101- خشونت برای همه؛ هیچ کس در امان نبود‏ (فارسی). وب‌گاه جرس.(
102- ضرب و شتم شدید زهرا رهنورد‏ (فارسی). وب‌گاه جرس. (
103- حمله به مهدی کروبی و محمد خاتمی؛ محمدرضا خاتمی و همسرش آزاد شدند‏ (فارسی). رادیو فردا (در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۸۸(
104- مهدی کروبی مضروب شد‏ (فارسی). دویچه وله (در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۸۸(
105- حسین کروبی: خشن‌ترین برخورد در ۸ ماهه اخیر را امروز دیدم‏ (فارسی). دویچه وله (در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۸۸(
106- علی کروبی دستگیر شد‏ (فارسی). سحام نیوز، سایت رسمی حزب اعتماد ملی (در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۸۸(
107- ضرب و جرح علی کروبی‏ (فارسی). سحام نیوز، سایت رسمی حزب اعتماد ملی (در تاریخ ۲۴ بهمن ۱۳۸۸(
108- نامهٔ فاطمه کروبی به آیت‌الله خامنه ای‏ (فارسی). سحام نیوز، سایت رسمی حزب اعتماد ملی (در تاریخ ۲۴ بهمن ۱۳۸۸(
109- روایت یکی از همراهان خاتمی از غوغاگری‌های نیروهای خودسر در ۲۲ بهمن‏ (فارسی). وبگاه کلمه (در تاریخ دوشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۸(
110- ساعت:۱۰:۳۹-دستگیری محمدرضا خاتمی و همسرش تکذیب شد
111- ایران/بیانیه جبهه مشارکت - تقدیر از حضور مردم و اعتراض به سرکوب و خشونت رادیو فرانسه
112- مجمع روحانیون مبارز: با فتنه خشونت‌گرایان و انحصارطلبان برخورد شود‏ (فارسی). رادیو فردا.)
113- بیانیه مجمع روحانیون مبارز در ارتباط با راهپیمایی 22 بهمن‏ (فارسی). مجمع روحانیون مبارز (در تاریخ ۲۴ بهمن ۱۳۸۸)
114- مجاهدین انقلاب ضمن تشکر از مردم، تحریف و مصادره حضور معنادار آنان در ۲۲ بهمن را تقبیح کرد‏ (فارسی). ۲۹ بهمن ۱۳۸۸)
115- فرمانده سپاه تهران: تلاش ما این بود که در راهپیمایی ۲۲ بهمن، تهران پادگانی نشود‏ (فارسی). وب‌گاه کلمه. )
116- سیاسی‌ترین چهارشنبه سوری پس از انقلاب رادیو فردا
117- زهرا رهنورد: اگر خشونتی باشد از سوی حاکمیت است بی بی سی فارسی
118- موسوی: تظاهرات تهران سرآغاز تحولات منطقه. دویچه وله
119- خطیبان نماز جمعه: اعتراضات در کشورهای عربی ناشی از انقلاب ایران است، غربی ها دخالت نکنند-جرس
120- اعتراضات مردم عرب سنخیتی با جنبش سبز ندارد- پایگاه تحلیلی فرارو
121- موسوی و کروبی برای همبستگی با مردم مصر و تونس مجوز راهپیمایی خواستند
122- ادامه تجمع و درگیری ها در ایران
123- نیویورک تایمز: اعتراضات در بحرین و یمن، پس از درگیری‌ها در ایران
124- جنبش راه سبز - موج حضور مردم و اعتراضات به میدان هفت تیر کشیده شد
125- جنبش راه سبز - درگیری در خیابان امیرآباد تهران
126- جنبش راه سبز - مسئولین دادستانی از لیست ۱۵۰۰ نفره از بازداشت شدگان ٢۵ بهمن ماه خبر دادند
127- بازداشت چند ساعته کنسول سفارت اسپانیا در ۲۵ بهمن- رادیو فردا
128- پایگاه خبری جوان : اختصاصي/دستگيري کارمند سفارت ژاپن در تهران
129- رامین پرچمی بازیگر فیلم اخراجی ها در تظاهرات 25 بهمن دستگیر و بازداشت شد. « وب نوشت
130- تصویر کارت عضویت شهید "ژاله" در بسیج. خبرگزاری فارس (در تاریخ ۸۹ بهمن ۲۶)
131- عکسی از صانع ژاله با آیت الله منتظری | خانه حقوق بشر ایران
132- ↑ www.magiran.com/ppdf/1294/p0129400370361.pdf
133- خبرگزاری فارس، یکی دیگر از مجروحان اغتشاشات دیروز تهران به شهادت رسید
134- تجمع‌های اعتراضی مخالفان در شهرهای ایران از سر گرفته شد
135- دعوت به راهپیمایی روز سه شنبه، در اعتراض به ادامه حصر غیرقانونی رهبران جنبش سبز
136- درگیری‌های پراکنده و تجمع‌های اعتراضی در شهرهای مختلف ایران
137- شیرین عبادی: ۸ مارس برای حقوق برابر به خیابان‌ها می‌رویم. رادیو زمانه
138- حمایت "شورای هماهنگی راه سبز امید" از ابتکارات جنبش زنان دویچه وله
139- فضای تهران بار دیگر امنیتی شد / رادیو فردا
140- لحظه به لحظه با تحولات روز 17 اسفند در ایران
141- بازداشت گسترده زنان و دختران در روز جهانی زن
142- BBC فارسی - ايران - اظهارات ضد و نقیض در مورد بازداشت‌های چهارشنبه‌سوری در ایران
143- در منطقه پيروزي تهران تجمع شكل گرفته است
144- فراخوان راه سبز امید: 22 خرداد ولی عصر – ونک "سایت خبری تحلیلی کلمه"
145- جنبش راه سبز - بازداشت معترضین اهوازی و شرکت کنندگان در تجمع سکوت ٢٢ خرداد
146- جنبش راه سبز - چهره امنیتی – پادگانی تهران در دومین سالگشت انتخابات
147- BBC فارسی - خبرهای کوتاه – "بازداشت" تعدادی از معترضان مخالف دولت در تهران
148- حمله ماموران امنیتی به معترضان در تهران در سالگرد انتخابات ۱۳۸۸ | خبرها | فارسی
149- "جوان‌های بدون ترس وارد ماشین‌های نیروی انتظامی شدند"Radio Koocheh
» ادامه مطلب

۱۳۹۱ خرداد ۲۲, دوشنبه

من و دار گٌل- سه - آدم‌ها خوب آدم‌های بد


دارگل پرسيد: آدم ها دو دسته اند؟
گفتم: كدام دو دسته؟
گفت : آدم هاي خوب و آدم هاى بد ديگه؟؟
گفتم: آدم ها يه دسته اند همه خوبند. دارگل با تعجب پرسيد مگه ميشه پس اين همه آدم بد چيند تو دنيا؟؟ گفت اصلا اينكه بدي آدم بدها رو ماست مالى مى كنى فكر مى كنه خوبه؟؟
گفتم: ماست مالى نمى كنم اما..
دارگل خودش رو نزديك تر مى كنه و مى پرسه اما چي؟
مى گم آدم ها خودشون خودشون رو بد مى كنند..
با اخم، ناز و كمى شيطنت و ترس مى گه نمى خوام بد بشم چيكار كنم؟ اونها چه جورى بد شدند؟؟
براى دارگل چاى مى ريختم و براى خودم سيگار روشن مى‌كردم و مى‌گفتم مى خواى بد نشى اصرار نكن بر بد بودن. هربار بدى كردن، يكبار ظرفيت خوب بودن را از خودت مى گيرد. اصرار بر بد بودن كارى مى كند كه ديگر از خوب بودن آنقدر دور مى شوى كه حالت از خوب بودن به هم مى خورد و حتا از ديدن آدم هاى خوب خسته مى شوى، به جايي مى رسي كه تنها بد بودن ارضايت مى كند، به جايى كه ديگر حتا دلت براى خوب بودن تنگ هم نمى شود.. ديدى بعضي آدم ها آدم خوب مى بينند يا حالشون بد ميشه يا بعد مدتى تمام تلاش زندگيشون رو مى گذارند رو اين که يك جورى ثابت كنند اين فلانى اصلا خوب نيست.. اين هزار عيب داره.. اين فلان كار رو كرده .
اين آدم ها ديگه اينقدر اصرار كردن بر بد بودن كه قلبشون جا واسه خوب بودن نه تنها جا نداره بلكه از بد بودن پُر شده كه ...
دارگل ميگه با شيطنت و درحالى كه چشم هاش خواب رفته مى گه : يعنى هيشكي كار بد نكنه
مى گم انسان اساسا کار بدزياد ازش سر مى زنه. بد بودن اتفاق ميافته مهم اينه كه آدم تبديل نشه به «بدى»..
دارگل خوابش مياد درگوشش مى گم :
مهم اينه كه وقتى يه بار بدى كردى براي اينكه ثابت كنی كارت بد نبوده اون رفتار رو تبديل نكنى به رفتار عاديت تا ثابت كنى تو بد نكردى بلكه عادت و رفتارت همين جوريه
دارگل گفت ولى من عادت كردم آخر حرف هاى تو خوابم بگيره ..
گفتم بخواب .. خوابيدن بد نيست شايد گاهى آدم بايد براى دورى از بدي، بگيره بخوابه.. گاهى انگار بايد مدتى طولانى خوابيد.. مثل اصحاب كهف...
» ادامه مطلب

۱۳۹۱ خرداد ۱۵, دوشنبه

تماما مخصوص را تماما مخصوص خواندم


«تماما مخصوص» را تمام كردم. 
تماما مخصوص را به شيوه اى تماما مخصوص خواندم. تماما مخصوص، را عباس معروفى در زمانى حدود هفت سال نوشت و من در زمانى حدود هفت ماه آن را خواندم. 
همين  طول دوره‌ی خواندن، یکی از مخصوص بودن‌های این تماما مخصوص خواندن من بود. تماما مخصوص، عنوان يكى از آخرين رمان هاى عباس معروفى نويسنده و روزنامه نگارايرانى است. كه به گفته ى زنده ياد«سيمين دانشور» با رمان (سمفونى مردگان)، ميخ محكم خود را در ادبيات داستانى فارسى كوبيد. 
بعد از خروج عباس معروفى بعد از توقيف گردون و آن حكم شرم آور، براى خود ایشان و نشريه ى وزين «گردون» خبرهاى گاهى ازفعاليت هايش نوشته مى شد. فكر كنم يكي دو نقد درباره‌ى فريدون سه پسر داشت خوانده بودم، در حالی که خود کتاب را نخوانده بودم.  در بحبوحه ى خروجم از  ایران هم شنيده بودم، كه عده اى مى گويند، رمان آخرش آنچنان قوى نيست. هنگام خروجم از ايران شنيده بودم لطف داشته نسبت به من به عنوان روزنامه نگار. اگر جایی سوالی و یا تایید و حمایتی لازم بوده انجام داده است. اما وقتی رمان را خواندم  نظرم این بود که بسیاری به دلیل تفاوت فضای ناگهانی اثر و توقعی که همیشه خواننده‌ها از خاطرات خودشان از یک هنرمند دارند این حس پیش آمده. تماما مخصوص تماما مخصوص است و اتفاقا کاری قوی است.اثری ادبی به زبان فارسی که انگار آلمانی است اما نه آلمانی است و نه فارسی بلکه  به زبان مهاجرت نوشته شده است.

وقتى تازه به آلمان رسيده بودم، نمايشگاه كتاب فرانكفورت برقرار بود و ما هم كه هميشه اسمش را شنيده بوديم و از سوي ديگر خبر احتمال تجمع مقابل غرفه ى ايران براي ما معترضان تازه خارج شده، خبرهايي بود كه نمى شد سرى به اين نمايشگاه نزد. آن‌جا ايشان را  ديدم و خودم را معرفى كردم و اسمم را به جا آورد وقتى از زحماتشان تشكر كردم متواضعانه گفتند ايشان كارى نكرده است و اتفاقا اسامى انسان هاى عزيز ديگري را ذكر كردند. 
من معمولا مگر اين‌كه كسى  واقعا كتابى را بهم هديه بدهد، وگرنه عادت امضا گرفتن از هيچكس نداشته ام. يعنى فكر مى كنم وقتى كتابى را خريدارى مي كنم حق خودم است و معنى ندارد بروم به نويسنده يا شاعر بگويم برايم امضا كن. اما من تازه خارج شده كه هنوز توان ذهنى تطبيق قيمت هاى جديد با واحد پول جديد را نداشت ٢٠يورو را مبلغ ناچيزى بود در ذهنم براى حمايت از يك نويسنده كه تنها به جرم نوشتن و به جرم آفريدن  روياى يك نشريه ى خوب و وزين ادبى براي نسل ما در دهه ى هفتاد، تن به تبعيد و فرار داده بود. بنابراين كتاب را خريدم و از ايشان خواستم برايم امضا كند. آقاى معروفي بيش از اين حرف ها براى من عزيز است. 

اما رمان تماما مخصوص را با اينكه عنوان تقديمي اش كه به جنبش زنان بود و بسیار وسوسه كننده بود برايم نخواندم. با این‌كه شروعش كرده بودم. اما یادم نیست کی ولش کرده بودم و مثل همه چیز کناری نهاده بودم مثل خیلی چیزها از این زندگی که آدم کنارش می‌نهد و بعدها کنار همان کنار نهاده شده‌ها می‌نشیند و  حسرت‌بارنگاه‌شان می‌کند.   
زندگى تازه‌ى در تبعيد من فعلا فرصت و حوصله و توانى براى من باقى نمی‌گذاشت.  روزها گذشت ماه ها هم. نزديك يك سال شد روزهاى تلخ و ويران كننده اى داشتم. در تمام طول اين دوران زندگى «تماما مخصوص» من كه هفت ماه به در به درى رسمى كوردستان عراق(باشور) گذشت و  هفت ماه به بى سرپناهى در آلمان، و هفت ماه آموزش زبان كه چهار ترم را شامل شد براى من، بعد رمان تماما مخصوص را شروع كردم. داستان يك سفر مخصوص و تماما مخصوص بود اما با برش هاى زمانى و مكانى و شخصيتى(كاراكتري) در طول رمان.

مخصوصى اين سفر در آن بود كه داستان يك سفر يك ايرانى تبعيدي به قطب شمال بود و من تبعيدي در آن دوران زنى تبعيدى را دوست داشتم كه به سفرى دوستانه رفته بود و براى آن سفر در دورانى كه ديگر انگار من دوست پسر سابقش بودم، مرد ديگرى را از يك قاره ى ديگر به اين سفر دعوت كرده بود اما آن مرد ديگر اين سفر برايش مقدور نبود و زن تبعيدى كه من دوست پسر سابقش بودم، حتا همين تعارف خشك و خالى را به من نكرده بود. از این رو انگار در طول خواندن  رمان تمامی آن برف  و یخبندان سفید را در روحم،در پوستم در دندان‌هایم وقتی از ....می‌لرزید.. حتا لحظه‌های سفر را نیز تجربه می‌کردم. خیلی سخت است که کسی را که دوست داری و همیشه آرزوی  لذت بردنش را  داشته باشی اما گاهی چنین روحت را به قطب شمال و یک خرس مغموم تبدیل می کند.

رمان براى من تماما مخصوص بود. زيرا اگرچه مثل «عباس ايرانى» كاراكتر اصلى و راوى اول شخص رمان، هنوز حتا  زبان آلمانى را ياد نگرفته بودم، چه برسد به اينكه دوست آلمانى داشته باشم و چنين فضاهايى داشته باشم، اما از ديد من تمامى بلاهاى تبعيد، در همان سال اول سر آدم مى آيد و تمامى سال هاى بعد، تنها انباشت همان بلا هاست. از افسردگى« واين آختن» گرفته تا برخورد افسر پليس آلمانى  و نوشيدن بطرى آب هنگام از كابوس پريدن هاى نيمه شب، كه تمامى مردمان مانده در وطن آن بطرى آب را كه گاهى هم، گازدار است، بطرى آبجو مى پندارند. 

خاطره ى دويدن ها همراه زنى كه دوستش داشته اى را در خيابان طالقانى را من نيز تجربه كرده ام و گم كردن يكديگر و به خانه هاى مردم پناه بردن و بعد پیدا کردن و دوباره گم كردن ابدى عشق ها و تازه عاشق شدن ها و كابوس هايى كه داستانى جذاب مى شوند براى خوانندگان، بدون آن‌كه بدانتد آن‌چه آن‌ها به عنوان داستان مى خوانند، قصه‌ى روح نويسنده در چرخ گوشت گذاشتن بوده. 

رمان تماما مخصوص به نوعى تراپى من بود در تمام اين ماه ها کنارم بود. گاهی چندین فصل را می خواندم و گاهی چندین روز به آن دست  نمی‌زدم. به دنیای پری و ژاله فکر می‌کردم. به دنیای عباس ایرانی وقتی عشقی مرده را با خودش زندگی می‌کند و  حواسش نیست با این‌که از فضای یک رابطه ی معمولی برای خودش، نه برای زنی که دوستش می‌داشته بیرون آمده، میان ویلانی‌ها و حیرانی‌ها، بی حواس زنی عاشقش شده و این عباس است که نهایتا از عشق آن زن عاشق می‌شود عاشقی بی حواس  که مرگ ..... براى همين مزه مزه مى خواندمش و براى اولين بار بود كه خواندن يك رمان هفت ماه طول كشيد. با روزها و آدم هايش زندگى مى كردم يا زندگى مى مُردم. 

رمان تماما مخصوص اگر ضعفش باشد اگر قوتش تنها در تجربه ى يك انسان نويسنده ى عاشق تبعيدى مى گنجد. كه گم شدن در دود و سر و صدا را در« كافه هاوانا» را تجربه كرده باشد. 

رمان تماما مخصوص را دوست داشتم و تمام كردم اگرچه اكنون من از رمان تماما مخصوص قوى ترام. من قوى تر و قدرتمندتر ازآنى بودم كه تا٣٤ سالگي خودم را تجربه كرده بودم. ممنون آقاى معروفى عزيز كه هستيد و مى نويسيد.

شهاب الدين شيخى 
دوم  جون٢٠١٢

١٣ خرداد١٣٩١-ساعت چهار و بیست و یک دقیقه‌ی بامداد
برلين- كافه كومون
» ادامه مطلب