۱۳۹۰ اسفند ۲۷, شنبه

لا اُبالی- ویدیو شعر شهاب‌الدین شیخی

...
» ادامه مطلب

۱۳۹۰ اسفند ۲۵, پنجشنبه

وقتی اسم حلبچه میاد......

می ترسم   روزی  لطیف هلمت    دیوانه وار سرش را هنگام یک خدا حافظی   به سوی ما برگرداند و بگوید..   بای بای    سرزمین بو گندوی من ...  بای بای..   قباد جلی زاده عکس شرح خاصی ندارد. مربوط می شود به بمباران شیمیایی شهر حلبچه در کوردستان، توسط رژیم بعث عراق در ۱۶ مارس ۱۹۸۸....
» ادامه مطلب

۱۳۹۰ اسفند ۲۴, چهارشنبه

لب‌های شُل قهوه.....

قهوه‌ هرچقدر غلیظ‌تر و کم‌شکرتر باشد، به جان روح‌بخش قهوه نزدیک‌تر است. جان روح بخش قهوه هم چیزی است شبیه طعم یک بوسه‌ از یک زن در ایستگاه اتوبوس،  بعد از مدت طولانی انتظار، انتظاری آن چنانی که هرگز دیگر باور نداشته‌ای او را ببینی و دیگر راستش سعی کرده‌ای منتظرش نباشی و با ناباوری برای اولین بار می‌بینی‌اش و ناباوارانه می‌بوسی‌اش. این...
» ادامه مطلب

۱۳۹۰ اسفند ۱۸, پنجشنبه

هشت مارس و عاشقانگی تصویر-نامه‌‌های من به بچه پُر رو

بچه  پُرو سلامهشت مارست مبارک! می‌خواستم  این عکس کاور(جلد) فیس بوک  را عوض نکنم. می‌خواستم همین تصویر رها و آزاد و همیشه آماده‌ی رفتن با پاهای پیاده، از من بماند. نه برای قهر یا دلتنگی یا  دل شکستگی یا شکستن دل. نه! تنها برای این ‌که بدانم در من قدرتی هست که تنها در باد هست. بادی که در شعرهای من هرگز ویران نمی‌کند...
» ادامه مطلب

۱۳۹۰ اسفند ۱۶, سه‌شنبه

«او با ضمیر مونث »و چشم در چشم با ولادیمیر پوتین

در عمرم معنای زهره ترک شدن را نفهمیده بودم اما اکنون به تمامی وجود زهره سهل است بلکه بند بند وجودم و شاید حتا احساس می‌کردم ذرات سلو‌ل‌هایم دارد از هم کنده، پاره‍، متلاشی و یا هر فعل و انفعال دیگری از این دست، می‌شود یا می‌ترکد. تمامی فکر و ذکرم به آن ماشین مهیب و عجیبی بود که انگار داشت به من نزدیک می شد و قبلا این گونه ماشین‌ها را تنها...
» ادامه مطلب

۱۳۹۰ اسفند ۱۱, پنجشنبه

سیگار پسرخاله و من و بابام

صبح که خسته و کوفته از خواب پا شدیم. پسرخاله‌ی بزرگ‌تر، گوشه‌ی پنجره را باز کرد و زیر سیگاری را برد لب پنجره، و شروع کرد به سیگار کشیدن.گفتم خوب صبر می‌کردین صبحانه رو بخوریم، این جوری که مزه نمی‌ده. سیگار بزرگترین لذت ممکن در جهان هست، اما خوب خداییش با معده خالی نمی‌چسپه. من برای احترام به سیگار هم شده حتما اول باید چیزی بخورم بعد سیگار بکشم.گفت هنوز بچه‌ای عزیز دلم. هروقت از خواب پاشدی و همون ناشتا سراغ سیگارت رو گرفتی و کشیدیش...
» ادامه مطلب