۱۳۸۸ مرداد ۳, شنبه

خانم پرتقال....

دلم هوای تسبیحات باران و سجاده گشودن پرتقال را               می خواهد گمان مبر این انار ِ پاشیده بر کنار و پیشانی خیابان طعم خون را از چشمان دختری از یاد برده است کتاب های مقدس را فرو بیاور در آغوش ام به اندوه و  کوری ِ خفاش ها فکر کنی یا از نفس های بریده ی زنی پیر در ضربه ضربه های باتوم هایی سبز  و اکنون آغوشی که از نمازِِِ ِ پستان...
» ادامه مطلب

۱۳۸۸ مرداد ۲, جمعه

تغییر آدرس وبلاگ کوردی من

چووم بۆ بلۆگ سپاتزۆرم حه‌ز ده‌کرد که‌ له‌ کوردبلۆگێر دا وێبلاگێکی کوردیم ببێت. له‌ پێش دا له‌و باوه‌ره‌دا بووم که‌ ئه‌م بلاگێره‌ خۆی فۆنتی کوردیش ده‌دا به‌ نووسه‌ر. من که‌ فۆنتی کوردیم نه‌بوو هیوام به‌م بلاگه‌ بوو. به‌ڵام که‌ بووم به‌ ئه‌ندام دیم وانیه‌. به‌ داخه‌وه‌ به‌و په‌ڕی له‌ ززه‌ته‌وه‌که‌ له‌ شوێنێک دا بنووسم هه‌موو شت کوردی بێت، به‌ڵام له‌و روه‌وه‌ که‌ ده‌بوا فۆنتی کوردیم دابه‌زانایێت . پاشان زۆر له‌ ئیمکانات و توناییه‌...
» ادامه مطلب

۱۳۸۸ مرداد ۱, پنجشنبه

نشست فعالان سیاسی و اجتماعی در منزل عبدالفتاح سلطانی؛ سلطانی آبروی وکالت است

روز دوشنبه و همزمان با عید مبعث جمعی از فعالان سیاسی و اجتماعی از احزاب، گروه ها و جریانات سیاسی گوناگون به دعوت "کمیته پی گیری بازداشت های خودسرانه" در منزل عبدالفتاح سلطانی گردآمدند. در این مراسم خانواده عبدالفتاح سلطانی وکیل برجسته مدافع حقوق بشر از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر که در کمیته پی گیری بازداشت های خودسرانه نیز عضویت دارد پذیرای نمایندگانی از احزاب و تشکل هایی همچون، شورای ملی – مذهبی ها، نهضت آزادی ایران، کانون...
» ادامه مطلب

۱۳۸۸ تیر ۲۳, سه‌شنبه

مگر هم وطنی اتوبانی یک طرفه است؟!

بیست سال پیش در چنین روزی (13جولای 1989برابر با 22تیرماه1368)دکتر عبدالرحمن قاسملو و یاران اش برای حل مسئله ی کوردستان و به دعوت جمهوری اسلامی در وین پایتخت اتریش، به پای میز مذاکره دعوت شدند. مذاکره ای که هرگز نه انجام گرفت و نه به سرانجام رسید. زیرا چند نفر مسلح به جلسه ای که قرار بود غیر مسلح باشند ریختند و به فجیع ترین شیوه دکتر قاسملو و همراهان اش را ترور کردند و با این کار برگ خونین دیگری به تاریخ مبارزان راه آزادی افزودند....
» ادامه مطلب

۱۳۸۸ تیر ۲۲, دوشنبه

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیافزود

درست از غروب تلخ ۲۲خرداد ماه و شاید بتوان گفت از عصر ۲۲خرداد ماه٬ که با تماس هایی که با برخی از دوستان که ناظرین صندوق رای ستادهای آقای موسوی و کروبی بودند٬ داشتم و حرف های شان بوی اتفاقاتی غریب می داد٬ دستم از نوشتن باز ماند. دیگر ناباورانه و گرچه می دانستیم قرار است چه اتفاقی بیافتد نشسته بودیم پای تلفن و خبر و سایت و... تا ساعت ۱۴روز۲۳خرداد که دیگر آب پاکی ریختند روی دستمان که هیچ٬ روی سرو صورت و هیکل و فکر و روح و همه ی ایده...
» ادامه مطلب

۱۳۸۸ تیر ۱۹, جمعه

جان دادن برای"برداشت"

.....4_ آن چه باعث نوشتن این یادداشت شد. این بود که اتفاقاتی که در این مدت بعد از اعلام نتایج انتخابات روی داد.جدای از هر نوع نگاه دیگری این نکته را در بر داشت که مردمی که تا پای جان و به معنای واقعی تا پای جان در مقابل باتوم و چماق و شوک الکتریکی و گلوله و گاز فسفر و اشک و آور فلفل و... ایستادند، مردمی بودند که برداشت شان و احساس شان این بود که نتیجه ی رای آن ها این نیست که اعلام شده است. صادقانه و خالصانه به عنوان کسی که از...
» ادامه مطلب