۱۳۹۲ خرداد ۴, شنبه

رفتگانی که نرفتیم و نرفتگانی که رفتند(اگه یه روز بری سفر)

اگه یه روز بری سفر....... ما از اون جنس آدم‌هایی هستیم که بالاخره یه روز می ریم سفر و شاید دیگر هیچ وقت برنگردیم. حتا اگر خودمان هم نمی‌خواهستیم. حتما اتفاقی برایمان خواهد افتاد که ناگهان هم خودمان و هم  دیگران ما را در جایی از آن دوردست‌ها خواهند دید.  ما از همین جنس آدم‌هایی هستیم که ،درست در قهوه‌خانه‌ای دوردست و دورجا،...
» ادامه مطلب

۱۳۹۲ اردیبهشت ۳۰, دوشنبه

من از هیچ نمی‌ترسم جز دروغ

من آدم ترسویی نیستم. در واقع جنس ترس رو خوب نمی‌شناسم. بیشتر ترس‌های عمومی بشر رو حتا تجربه نکردم. مثل ترس از تاریکی، ترس از ارتفاع، ترس از آب عمیق، ترس از پریدن، ترس از جنگ گلوله و بمباران ...ترس از مکان‌های ناشناخته.. همه‌اش را تجربه کرده‌ام بدون آن‌که بدانم که چرا دیگران می‌ترسند. مثلا در جرگه‌ی بمباران یادم هست در خیابان راه می‌رفتم. به دویدن مردم نگاه می‌کردم. وقتی بچه‌ای بودم که باید دستم رامی‌گرفتند به همراه...
» ادامه مطلب

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۷, جمعه

پنجاه هزار دلار دقیقا یعنی چقدر؟!

من هنوز هم نمى دانم ٥٠ هزار دلار دقيقا يعنى چى. حالا هفدهم مای ۲۰۱۳ است و  نشسته ام روى ميز و صندلى هاى كوچك بالكن بيرونى "كافه كوتي" در برلين. دارم رمان" كافكا در ساحل" اثر موراكامي، به ترجمه ى گيتا گركانى را مى‌خوانم. هوا كاملا گرم است و زير سايه بانى نشسته ام. آن‌وقت‌ها فكر كنم سال ٢٣٨٤ يا١٣٨٥ بود.  برادرم كه وكيل دادگسترى است به تهران آمده بود و در خانه ى من بود. موكلى دارد بدون هيچ تعارفى و به معناى...
» ادامه مطلب

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۶, پنجشنبه

ناخن‌هایش

مى‌توانم با ناخن‌هاى‌تان بازى كنم؟  با شنیدن صدا زن سرش را برگرداند. مردى جوان به نظر مى رسيد. استخوان بندى صورت و خط‌هاى نرم اما واضحى كه روى صورتش بود، با آن موهاى بلند كه حجمى پرابهت به صورت‌اش داده بودند، كاملا مشخص مى‌کرد بايد اين آدم اهل اين اطراف نباشد. اگر اهل شمال آفريقا يا آمريكاى جنوبى نباشد نهايتا اهل كشورهاى جنوب اروپا...
» ادامه مطلب