۱۳۹۱ دی ۸, جمعه

نامه‌ای از نامه‌های باد ..ترجمه از کوردی

نقاشی اثر ادوارد مونش(مونک) سلام زن؛ نمی‌دانم چرا این نامه را با این واژه شروع کردم، خود واژه آمد. آمدنی از جنس آمدن اولین واژه برای شعر. مثل اولین جیک ِ جیک جیک گنجشک، نمی‌دانم آمد دیگر... شاید به خاطر این‌که پرسش سنگین و گران‌جان و اصلی من در زندگی «زن» است. نمی‌دانم درباره‌ی خودم چه چیزی برای تو بگویم، زن! من یک مرد ولگردم، شاید...
» ادامه مطلب

۱۳۹۱ دی ۴, دوشنبه

«مردیت»،«مردانگی»، «زنانگی»، «زنیّت»

دیروزدوازدهم دی‌ماه، در برنامه‌ی ۲۰:۳۰ سیمای میلی جمهوری اسلامی ایران، آقای دکتر طریقت منفرد، سرپرست وزارت بهداشت از وزیر عزل شده قدردانی کرد. ایشون فرمودند: "خانم دکتر واقعا یه خانمِ مردی بودند" چند روز پیش یکی از دوستان نوشته بود« فائزه هاشمی از برادارش خیلی مرد‌تر است امروزسیزدهم دیماه۱۳۹۱، در یکی از این صفحه‌های ورزشی که خبر سلامتی...
» ادامه مطلب

۱۳۹۱ آذر ۹, پنجشنبه

خیابان‌های سرماخوردگی

روز دوم وقتی از خواب بیدار شد. عرق سرد شده بر سینه‌اش را زیر آن پولیور گرمی که پوشیده بود بر سینه‌های‌اش احساس کرد. همه‌ی شواهد مهیای یادآوری یک خاطره‌ی خوب عاشقانه‌ است از خواب بیدار شدن و عرقی که بر جناق و گودی سینه جا خوش کرده و حالا با هوای بیرون پتو سردی را بر سینه می‌نشاند. شبیه سردی چسپاندن یک بطری نوشیدنی سرد به پوست گونه‌ها در یک تابستان داغ و عرق کرده، شبیه لمس گونه‌های سرما چشیده‌ی دلبری نازک بدن، در یک زمستان سرد....
» ادامه مطلب

۱۳۹۱ آبان ۲۷, شنبه

فارسی را چگونه آموختم

بعد از هجرت و فترتی چند ماهه در گروه خوب « حلقه‌ی گفت‌و گو»ی وبلاگ نویسان، وقتی باز گشتم و بحث بر سر این بود که این عضو همیشه خاطی و همیشه دیر نویس،در گروه بماند یا نماند، نظر دوستان خوب خطاپوش این بود که هم‌چنان یارگروه‌شان هستم و مهدی جامی عزیز گفته بود به او هیچ نگویید « بگو قلم به دست بگیر و بگو فارسی از کجا آموخته‌ای». با بازگشتم...
» ادامه مطلب

۱۳۹۱ آبان ۲۰, شنبه

این عکس کوچک است در سایز مبارزه‌ی شما نیست.

این عکس کوچک است. در سایز مبارزه‌ی شما نیست. نه لیبرال است که برایش کمپین مجازی تشکیل دهید. نه چپ است که برایش خیابان را تسخیر کنید و یا در باره‌ی « تن و بدن» اش مقاله بنویسید. نه « سبز» است که برایش مجلس ترحیم و آیه‌ها و حدیث‌های آن‌چنانی و ترانه‌های بند تنبانی در شال سبز بپچید و عکسش را با اهالی «اصلاح آباد»، منتشر کنید.  این...
» ادامه مطلب

۱۳۹۱ آبان ۹, سه‌شنبه

آرامش آبی

حسی شبیه حس رنگ«آبی» دارم. این روزها شاید جزو سخت‌ترین و بی ثابت‌ترین روزهای زندگی‌من است. روزهایی که هیچ نقطه‌ی روشنی جلوی رویم نیست که بگویم در حال حاضر دارم این‌کار را می‌کنم که مثلا حالا موفق یا ناموفق نتیجه‌اش می‌شود فلان چیز. روزهایی که نامهربانانه‌ترین چهره‌های دوستانم را تجربه کردم. روزهایی که به تنهایی و با مخالفت تمامی اطرافیانم،...
» ادامه مطلب

۱۳۹۱ مهر ۲۹, شنبه

هنر هفتم دهه‌ی ۶۰ و نمک در کفش مهمان ریختن

برای من کشف لذت سینما در واقع مدیون برنامه‌ی « هنر هفتم» شبکه‌ی اول سیمای جمهوی اسلامی‌ ایران بوده و هست. برنامه‌ای با مجری گری مردی مو نقره‌ای با نام «‌آقای عالمی». آخر هر پنج شنبه آن اواخر شب فکر کنم نزدیک‌های ساعت ۱۱ شب پخش می‌شد. این برنامه فکر کنم از سال‌های ۶۸ شروع شد و به گمانم تای یکی دو سال ادامه داشت. راستش الان اسم و یا قیافه‌ی...
» ادامه مطلب

۱۳۹۱ مهر ۲۷, پنجشنبه

عشق یا عشق

بین «نهاد خانواده» و « زندگی زوجی» تفاوت می‌گذارم. درسته هر دو زوج هستند اما مثل قضیه دو بیتی و رباعی است. دوبیتی به هر شعری گفته می‌شود که دو بیت باشد و ترانه و چهار پاره و خود دو بیتی و رباعی هم شاملش می‌شود. اما «رباعی» به یک نوع از دو بیتی گفته می‌شود. که بر وزن «‌لاحول ولا قوت الا بالله»است. یعنی تنها زمانی می‌‌توان آن را « رباعی» نامید که  هرکدام از مصرع‌هایش بر این وزن باشد.‎نهاد خانواده حتا اگر بر اساس عشق...
» ادامه مطلب

۱۳۹۱ مهر ۱۶, یکشنبه

طمع در پیراهنت کنم...

طمع در پيراهنت كنم   به قصد دريدن   چنان كه يوسف را   با هزار شاهد عادل  كسى باور نكند  ---شين-شين١٦ مهر١٣٩١٢٢:٤ دقيقه  عکس:نیکل کیدمن در فیلم ««Eyes Wide Shut»...
» ادامه مطلب

۱۳۹۱ مهر ۱۵, شنبه

دارم[...] مادرم می‌شوم

دارم [شبیه] مادرم می‌شوم دیروز یا پریروز بود. از خواب که بیدار شدم. وقتی دست و صورتم را می‌شستم به سن و سالم فکر کردم و نمی‌دانم چرا  با آن‌که من‌که تصاویر زیادی از چهره‌ی مادرم را به یاد ندارم. احساس کردم دارم شبیه مادرم می‌شوم. دارم شبیه سن و سال مادرم می‌شوم. سن و سالی که مادرم من را به دنیا آورد و دو یا سه سال بعد از آن، من...
» ادامه مطلب

۱۳۹۱ مهر ۱۴, جمعه

فرهنگ بیگ لایک فیس‌بوکی و نامه‌ برای تولد یک رییس جمهور محبوب

 نخست این‌که هرکسی حق دارد در هر جامعه‌ای هر عمل و کنشی را که ناقض حقوق و آزادی‌های فردی و عمومی دیگران نباشد انجام دهد. بنابراین صرف نوشتن نامه‌ی تبریک تولد برای شخصی نه تنها حق‌شان است بلکه طبیعی است. طرفداران هر شخص محبوبی ممکن است از این کارها بکنند  به عنوان مثال طرفداران لیدی گاکا، تام کروز یا هر کدام از شخصیت‌های محبوب دنیا. از این رو طرفداران « سید محمد خاتمی» نیز که یک شخصیت معروف و محبوب  ایرانی است ...
» ادامه مطلب