۱۳۸۹ اسفند ۷, شنبه

بریده‌ شدن با گیوتین قسمت ششم- آزادی‌ها از این طرف....

ناگهان صدای یکی از آن‌ها بود. که گفت « آزادی‌ها از این طرف..»حالا که در این اوضاع فکری می‌نویسم .حالا که این‌جا و در اندوه و انتظار و پشیمانی و حسرت و امید و تمام این‌حس‌های هم‌زمان می‌نویسم. یادم نمی‌آید در آن شرایط چقدر طول کشید که این فکر از سرم گذشت. برای یک آن به سرم زد.. که اگر این صف از این‌جا رد شد من می روم توی این صف. اگر نفهمیدند که رفته‌ام و اگر هم فهمیدند می گویم که فکر کرده‌ام منظورتان کسانی بوده که در...
» ادامه مطلب

۱۳۸۹ اسفند ۶, جمعه

شاعر و فاحشه

برلین شب زنده دار...فاحشگی غمگین‌اش را...در متروهای‌اش هم چون چادرهای سیاه مشکی می‌پوشاند... نگران نباش برلینشاعران نیز هم‌چون فاحشه‌ها...معشوقه‌های یک شبه هستند.... برلین ۲۵ فوریه۲۰۱۱&nbs...
» ادامه مطلب

۱۳۸۹ اسفند ۵, پنجشنبه

بریده شدن با گیوتین قسمت پنجم-»النجات فی الکذب آقای بازجو«

برگه‌ای را به دستم دادند که وقتی آن را از زیر چشم‌بند می‌خواندم فهمیدم که برگه‌ی دادسرا است. که در اون نوشته بود «شما متهم هستید به این اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام  از طریق نوشتن مقالات و انجام مصاحبه با رسانه‌های ضد انقلاب و بیگانه و تبیلغ در فیسبوک و وبلاگ و.. نیز اجتماع  و تبانی علیه نظام با ایجاد تجمع و اغتشاش و ایجاد آتش سوزی و...» از این حرف‌ها..که من با دیدن این اتهامات دیگه شصتم خبردار ...
» ادامه مطلب

۱۳۸۹ اسفند ۴, چهارشنبه

مجازات مرگ، تخریب یا ترمیم جامعه؟

مجازات مرگ و حذف فیزیکی امکان حیات  یک واحد انسانی از اعضای جامعه، از شیوه های کهن  مجازات در دنیای سنتی و سده های باستان  زندگی اجتماعی است. مجازات ها از نظر جامعه شناسی جنایی و جرم شناسی برای ترمیم یا جبران آسیب‌هایی است که از سوی فرد مجرم به جامعه  و یا فرد و افرادی از جامعه وارد شده است. بسته به این‌که آسیب...
» ادامه مطلب

۱۳۸۹ اسفند ۴, چهارشنبه

بریده شدن با گیوتین قسمت چهارم- این‌جا همه با نظام محرم هستند‌

معلوم بود که از یک در رد شدیم. معلوم بود که وسط حیاط یک جایی مارا پیاده کردند. آن‌جا به همان روش پشت سرهم  و گرفتن لباس نفر جلویی صفی که در آن بودم. از تعدادی پله که دورانی بود بالا رفتیم.  هنگام بالارفتن از پله‌ها سعی کردم زیر پایمان را ببینم. به امید نشانه‌ای که مطمئن شوم کجاییم.  آن پایین دیدم روی یکی از دیوار‌ها چیزی نوشته بودند که زیرآن شعار نوشته شده بر دیوار نوشته بود واحد قرآن اوین. چون وقتی اختلاف ارتفاع...
» ادامه مطلب

۱۳۸۹ اسفند ۳, سه‌شنبه

بریده شدن با گیوتین بخش سوم-روحیه‌ی سیاسی شما چگونه است؟

توضیح: این سلسله مطالب را همان طور که در قمست اول نوشتم خیلی وقت پیش نوشته‌ام  و الان فقط داردم منتشرش می‌کنم. دلیل این‌که در قمست‌های مختلف می‌نویسم، این است که  طولانی است و فکر کنم حوصله‌ی یک‌باره خواندن آن را یارای همه نباشد. اما قبل از این که به نبش برسیم آن دو نفر سریع‌تر آمدند و جلوی ما رو گرفتند و گفتند مدارک و وسایلی...
» ادامه مطلب

۱۳۸۹ اسفند ۳, سه‌شنبه

بریده شدن با گیوتین بخش دوم-توضیحات ثانویه و آن‌چه انگار از چیزی خبر می‌داد که من نمی‌دانستم

من شهاب‌الدین شیخی شاعر و روزنامه‌گار و نه هرگز درپی مشهور شدن بوده‌ام و نه علاقه‌ای به آن داشته ام. این به آن معنا نیست که دوست نداشته‌ام و ندارم که آن چه می‌نویسم خوانده نشود و برای این کار تلاشی نمی کنم. اتفاقا برعکس من بر این باورم که باوری به حرف‌ها و اداهایی مبنی بر این‌که، من برای خودم می‌نویسم و کار کار دل است و از این دست جملات،...
» ادامه مطلب