۱۳۹۱ مهر ۸, شنبه

در باب اصطلاح مرسوم« ما ایرانی‌ها»

احتمالا مردم جامعه‌ی ایران این واژه را بسیار به کار برده‌اند. احتمالا خودش ما یکی از آن‌ها هستید احتمالا خود شما یکی از منتقدین به کار بردن این واژه هستید. احتمالا گاهی می‌گویید اولا که جمع بندی کردن همه در یک کاسه درست نیست. اصلا علمی نیست. احتمالا به کسی که می‌گوید « ما ایرانی‌ها» فورا بهش می‌گویید ببخشید حضرت عالی خودت کجایی هستید؟  اما چرا همه‌اش می‌گویند و می‌گویید و می‌گوییم ما ایرانی ها. یک دلیل آشنا و کمتر مورد...
» ادامه مطلب

۱۳۹۱ مهر ۵, چهارشنبه

آموزش به زبان مادری و نه «آموزش زبان مادری»

«ئێمه‌ كه‌ له‌ مه‌كته‌ب ده‌مانخوێند كورد بووین‌و ده‌بوو فێره‌ فارسی‌ بباین، مامۆستاكانمان فارس بوون، كه‌ لێدانمان ده‌خوارد، به‌فارسی‌ ده‌مانخوارد، به‌ڵام به‌كوردی‌ ده‌گریاین. »ئیبراهیم یونسی‌------« ما در مدرسه درس می‌خواندیم. ما کورد بودیم و می‌بایست فارسی یاد بگیریم، معلم‌های‌مان فارس بودند. وقتی تنبیه می‌شدیم به فارسی کتک می‌خوردیم،...
» ادامه مطلب

۱۳۹۱ مهر ۴, سه‌شنبه

گریه از گلو

اشك رابطه ى مستقيمى با گلوى انسان دارد. به اعتقاد من پزشكان خوب بررسى نكرده اند وگرنه مركز فرماندهى اشك در گلوى انسان است. هرگاه را گلوى آدمى گرفته شد اشك انسان ناخودآگاه جارى مى شود. همان گونه كه چيزى در گلو مى پرد و راه گلو را مى بندد. قدرت دلتنگى اى كه راه گلو را مى گيرد، از حبه قندى كه در گلو مى پرد بيشتر است. چه اگر چيزى در گلو بپرد ممكن است يكي دو قطره اشك در چشم برويد اما وقتى بغض را گلو را گرفت پهناى صورت انسان را اشك...
» ادامه مطلب

۱۳۹۱ مهر ۴, سه‌شنبه

عادت‌های فراموش نشدنی زندگی در نظام‌های فاشیستی

دو زن رو به رويم در مترو نشسته اند. چون بيرون بودند يكى شان احتمالا به دليل سرما، شال اش را روى موهايش كشيده بود. رفتارش كمى هم سرخوش نشان مى داد. ناگهان ميان «كژ شدن و مژ شدن »هايش، شال اش را از روى موهايش برداشت. من براى يك لحظه اين ور و اون ور را پاييدم، كه مأمورى بسيجى اى، چيزى نباشد كه برايشان مشكلى درست كند. همان يك لحظه بود و يادم آمد كه اينجا نيرويى وجود ندارد كه مواظب بدن و پوشش انسان و به ويژه بدن و پوشش زنان باشد....
» ادامه مطلب

۱۳۹۱ شهریور ۳۱, جمعه

یاد‌داشت‌های یک کورد زبان نفهم در آلمان - یادداشت اول: آلمانی(اروپایی)‌های کون نشور

بسیاری‌از یادداشت‌های این مجموعه،خیلی وقت پیش نوشته شده است. اما به دلیل آن‌که در تمامی این دوسال منتظر فرصتی بودم که مجموعه‌یادداشت‌های «بریده شدن با گیوتین» را تمام کنم و هرگز آن فرصت دست نداد و از آن‌جا که تصمیم گرفته‌ام دیگر هیچ کاری را  به سرآمدن زمان و فرصت...
» ادامه مطلب