۱۳۸۸ مرداد ۱۷, شنبه

تورا دوست می دارم چون خودکار و کاغذ(به احمد زید آبادی)



برای احمد زید آبادی عزیز و شریف

تو را دوست می دارم. تورا چنان دوست می دارم که قبل از آن که حتا عکس ات را دیده باشم. تورا چون نوشتن ات دوست می درم. از همان زمانی که یادداشت های بدون عکس ات را می خواندم. تورا دوست می دارم وقتی در یک یادداشت کوتاه همه ی آن چیزی را که رویای اش را داشتم بنویسم و انگار من هنوز نیاموخته بودم چنان بنویسم،می نوشتی. تو را دوست می دارم به خاطر مقاله های بلند ات. یادداشت های کوتاه ات. تورا دوست می دارم چون وقتی دیدم ات هرگز شک نکردم به همه ی دوست داشتن هایم در همه ی سال های قبل از دیدن ات. تو را به خاطر موضع گیری های انسانی ات بیشتر دوست می داشتم. به خاطر موضع گیری های ات در مقابل مسئله ی فلسطین که نه مثل عده ای از آن سوی بام افتاده، و مسلمانان فلسطینی را عده ای تروریست می دانستی و خود را مدافع حقوق بشر اسرایلی ها جلوه بدهی و نه مثل عده ای دیگر به "قدسیت " و «مقدس مابی» از مسئله ای انسانی می پرداختی و سربازان فلسظینی را نیز فرشته گانی از بهشت نمی دانستی .. تو هردوی این گروه را انسان می پنداشتی و برای هر دو نیز حق و وظیفه و خیر و شر قایل بودی..

تو را دوست می دارم به خاطر آن که بارها گفته ام اگر از نسل قدیم تر از تو روزنامه نگاری را دوست بدارم مسعود بهنود بوده و از نسل تو شاید بتوانم گفت تنها تویی که به تمامی دوست ات دارم. تو را دوست می دارم وقتی به تو حکم«ممنوع امصاحبه» دادند زیرا که فهمیدم بی جهت نیست که آن همه مصاحبه های ات را دوست دارم. تو را دوست می دارم چرا که صادقانه اعتراف می کنم بارها سعی کرده ام از روی دست تو یاد بگیرم نوشتن را. چگونه نوشتن را و چگونه تحلیل کردن را بدون شک شاگرد دور ی بوده ام و خوب نرسیده ام.

تو را دوست می دارم به خاطر همه ی موضع گیری های انسانی ات در مورد مسئله ی زنان قومیت ها، دانشجویان، کارگران و به دوباره برگردم سر اصل کلمه به خاطر آن که در مقابل آن چه به «انسان» می رفت موضع داشتی و اساسا به خاطر این که انسان صاحب موضعی بودی که کم بودند در این سال ها انسان هایی که حاضر باشند موضع شان را آشکار کنند. همیشه چهرات در مقابل چشمانم است با پیراهنی آستین کوتاه که در دستی خودکاری داشتی و ساعد دست دیگرت چسپیده بود به صندلی و عرق می کرد از نوشتن.

گرچه این روزها من نیز عادت کرده ام به تایپ کردن و کم تر از خودکار و کاغذ استفاده می کنم اما یادمان نمی رود که ما هنوز از نسل نویسندگان خودکار و کاغذ های کاهی هستیم و همه ی لذت نوشتن ام این بوده که یاد بگیرم مثل احمد زید آبادی با شرافت بنویسم و با شرافت زندگی کنم. اکنون که بعد مدت ها عکس های ات را در خبر گزاری اختصاصی بیدادگاه ها(فارس) می بینم. اکنون که مدت هاست که عکس ات را در گوشه ی سمت چپ روزنامه «روز آنلاین» نمی بینم و یادداشت های ات را نمی خواندم. صادقانه بگویم تمام این مدت به این فکر می کردم که اگر تو بیرون بودی این شرایط را چگونه تحلیل می کردی و کاش آن ها نیز صادقانه می گفتند که تمام ترس ولرز شان از این بود که تو بیرون باشی و این شرایط را تحلیل کنی.

حالا بیش از هر چیز خوشحالم که جسم ات زنده است. حالا دیگر برایم مهم نیست که در این محکمه تو چه خواهی گفت حتا اگر چیزهایی بگویی که تمام آن چه را که به خاطر آن دوست ات می داشته ام، انکار کنی و بر علیه همه ی آن ها بشوری من باز دوست ات خواهم داشت. بگو هرچه که آن ها دلشان خواست و اگر هم می توانی نگو.. برای من در دوست داشتن ات فرقی نمی کند و می دانم بسیارند که مثل من فکر می کنند.

دوست ات دارم چون خودکار و کاغذ... دوست ات دارم چون نوشتن

» ادامه مطلب

۱۳۸۸ مرداد ۱۶, جمعه

نظرات خوانندگان گرامی رادیو زمانه در مورد مصاحبه با من و دوستان

داستان آن مصاحبه بماند برای تاریخ و روزگاری بهتر از این.

اما چند نگته را بگویم: اولا من مصاحبه کننده را به صورت شخصی نمی شناسم و تنها ارتباط حرفه ای با ایشان دارم و می دانم روزنامه نگارند و در ایمیل گفته بودند که با چند نفر می خواهند مصاحبه ای را در زمینه «علل عدم همراهی عملی کوردها با جنبش اعتراضی مردم ایران » داشته باشند و اگر من نیز مایلم در این مصاحبه شرکت کنم. من نیز که دمتی بود به این مسئله فکر می کدم در فکر یادداشت کوتاهی برای تبیین کوتاه و گذرای این «سکوت خیابانی» بودم قول دادم متن یاد داشتم را به عنوان جواب سوال ایشان خدمتشان تقدیم بدارم. دوم آن که؛ نمی دانستم که افراد دیگری که مورد مصاحبه قرار می گیرند چه کسانی هستند و چه گفته اند. اگر شباهتی در تحلیل ها وجود دارد کاملا نشان از آن دارد که این نظرات افرادی است که کمترین ارتباط را باهم دارند، اما به اتفاق عوامل مشترکی را دخیل در جنین جریانی می بییند.حد اقل من نفر از مصاحبه شوندگان را تنها با نام می شناسم و با آقای فرازی آشنایی از همان سال های اولیه ی اصلاحات دارم و جناب کرمانشاهی زا نیز به واسطه ی فعالیت های شان در جنبش زنان می شناسم و آشنایی مان با ایشان نیز حادث است و قدیم نیست.

سوم آن که؛ با این نوع نگاه کردن و این گونه جواب دادن تنها می توان گفت که« خود پیداست از زانوی تو...»

چهارم آن که در مطلب بعدی سعی می کنم که جواب کامنت ها را در حد وسع خودم بدهم.

اکنون نظرات خوانندگان رادیو زمانه را بخوانید:

نظرهای خوانندگان

جناب کرمانشاهی آقای حمید رضا جلایی پور در زندان نیست این پسر اش محمد رضا جلایی پور است که زندانی است.

-- راوی ، Jul 31, 2009

بسیاری از ایرانی ها به شکلی نامتعادل ادعا میکنندکه عاشق ایران هستند وقتی از انها میپرسم عاشق خاک انسانهای این سرزمین گم میشوند!
ما کردها عاشق ازادی هستیم نه خاک یا کوه وکمر کردستان!
دل هرخانواده کردی داغداری فرزندانیست که بدست حکامی که امروز در ماسک اصلاح طلبی تنها در مبارزه قدرت علیه جلادانشان هستند. انهایی که هرگز از توحش ٣٠ سال گذشته بخشش نخواسته اند و هنوز به بخاک و خون کشیدن کردستا ن و مجاهدین و زندانیان سیاسی و ایرانیان ازاده بخود و خمینی ضححاک میبالند.
حقا که بلطف خداوند در همان سیاهچالهایی دربندد که برای ایرانیان ازاده ساختند و داغی را زدنند لمس میکنند. کفتارهایی که بجان ایرانیان ازاده انداختند اکنون انها را میبلعد!!!

-- David Jalil ، Jul 31, 2009

به نظر من این گونه نیست . همیشه کردها معترض به استبداد بوده اند .
مسلما جنبش دز شهرهای بزرگ بیشتر نمود داشته و شهرهای کوچک به دلیل شرایط خاص خود نتوانسته اند به خوبی ظاهر شوند وگرنه می توان این موضوع را ادامه داد و گفت :
چرایی عدم همراهی "لرها " با جنبش اعتراضی .... چرایی عدم همراهی کرمانیها با جنبش اعتراضی ... چرایی عدم همراهی جنوبی ها با جنبش اعتراضی ... در صورتی که من جنوبی به خوبی می دانم جنوبی ها هم مترصد هستند تا این آتش زیر خاکسترشان شعله ور شود و همین طور بسیار نقاط دیگر ایران .
.

-- رامین ، Jul 31, 2009

به نظر من این گونه نیست . همیشه کردها معترض به استبداد بوده اند .
مسلما جنبش در شهرهای بزرگ بیشتر نمود داشته و شهرهای کوچک به دلیل شرایط خاص خود نتوانسته اند به خوبی ظاهر شوند وگرنه می توان این موضوع را ادامه داد و گفت :
چرایی عدم همراهی "لرها " با جنبش اعتراضی .... چرایی عدم همراهی کرمانیها با جنبش اعتراضی ... چرایی عدم همراهی جنوبی ها با جنبش اعتراضی ... در صورتی که من جنوبی به خوبی می دانم جنوبی ها هم مترصد هستند تا این آتش زیر خاکسترشان شعله ور شود و همین طور بسیار نقاط دیگر ایران .
.

-- رامین ، Jul 31, 2009

به نظر من این گونه نیست . همیشه کردها معترض به استبداد بوده اند .
مسلما جنبش در شهرهای بزرگ بیشتر نمود داشته و شهرهای کوچک به دلیل شرایط خاص خود نتوانسته اند به خوبی ظاهر شوند وگرنه می توان این موضوع را ادامه داد و گفت :
چرایی عدم همراهی "لرها " با جنبش اعتراضی .... چرایی عدم همراهی کرمانیها با جنبش اعتراضی ... چرایی عدم همراهی جنوبی ها با جنبش اعتراضی ... در صورتی که من جنوبی به خوبی می دانم جنوبی ها هم مترصد هستند تا این آتش زیر خاکسترشان شعله ور شود و همین طور بسیار نقاط دیگر ایران .
.

-- رامین ، Jul 31, 2009

به نظر من این گونه نیست . همیشه کردها معترض به استبداد بوده اند .
مسلما جنبش در شهرهای بزرگ بیشتر نمود داشته و شهرهای کوچک به دلیل شرایط خاص خود نتوانسته اند به خوبی ظاهر شوند وگرنه می توان این موضوع را ادامه داد و گفت :
چرایی عدم همراهی "لرها " با جنبش اعتراضی .... چرایی عدم همراهی کرمانیها با جنبش اعتراضی ... چرایی عدم همراهی جنوبی ها با جنبش اعتراضی ... در صورتی که من جنوبی به خوبی می دانم جنوبی ها هم مترصد هستند تا این آتش زیر خاکسترشان شعله ور شود و همین طور بسیار نقاط دیگر ایران .
.

-- رامین ، Jul 31, 2009

تفکر قبیله گرایی در دیسکورس این به اصطلاح روشنفکر کرد موج می زند. تأسف بار است که درس خوانده ها و رهبری سیاسی کردهای ایرانی ظاهرا حکومت دیکتاتوری و ارتجاعی مرکزی را ترجیح می دهند چون با وجود چنین نظامی افکار و نظریات کهنه شان خریدار پیدا می کند . به این دلیل از این که مردم ایران در یک جنبش سراسری به دنبال دموکراسی برای همه ایران باشند ترس دارند. بحث های این آقا متأسفانه عدم سلامت نظری احزاب قبیله گرا و در نهایت جدایی خواه را نشان می دهد. ببینید مثالهایش چیست: می گوید مردم تبریز برای کاریکاتور سوسگ قیام کرده اند ، مردم اصفهان و شیراز به چه دلیل باید اعتراض کنند؟این گونه حرف زدن بیانگر تفکر کسانی ست که خود را جزیی از ملت ایران نمی دانند و احساس همبستگی و دلبستگی نمی کنند. از این رو با دیکتاتورهای حکومت مرکزی سازگار ترند تا با جنبش های دموکراسی خواهانه سراسری. خوشبختانه مردم آذربایجان و کردستان جز تعداد معدودی فعال سیاسی و ایدئولوژیک ، برای این فرقه ها و شبه فرقه ها تره هم خرد نمی کنند و به خصوص در آذربایجان افکار تجزیه طلبانه هرگز راهی به دهی نبرده است چون ایرانیت و حس تعلق به ایران و همبستگی ملی در مردم آذربایجان بسیار قوی ست. این آقای روزنامه نگار می باید فکری به حال این افکار دیکتاتور پسند خودش بکند.

-- ایرج ، Jul 31, 2009

I spent a year in Kurdistan teaching at University of Kurdistan. Now I have a number of good friends in Sanandaj, Banneh, etc. They are all very nice people. I hope they will have their freedom soon

-- Pirouz ، Jul 31, 2009

درست است که ملت غیور کرد ازاین حکومت جانی ضربه های بسیار دیده ولی این امر دیگر دامنگیر مسولین فاشیستی همچون روح الامینی هم شده وسکوت اقوام مختلف وعدم همسدایی با ملت چیزی را حل نکرده پلکه دامن زدن همان شپه عدم تعلق خاطر و همصدایی با ملت از یکطرف و خوشنودی سفاکان رژیم در راستای ایجاد رعب در دل شیر زنان و مردان کرد و سایر اقوام را در بر خواهد داشت.
عزیزان دیگر دوره سیاست آدم کشی و مخفی کاری رژیم به سر آمده حتی اگر درست هم اطلاع رسانی کنند کسی دیگر پشیزی برایشان ارزش قاعل نیست همگی دست در دست هم به فردای ایرانی آزاد ومتعلق به تمام اقوام ایرانی بیاندیشیم اینها آنقدر ضعیف شده اند که قادر به جنگ با همه اقوام در یک زمان نخواهند بود ما همه ایرانی هستیم پس کمک کنید تا متجاوز را از خانه خود بیرون کنیم نگران گذشته نباشید با پیشرفت تکنولوژی مانند اینترنت و... همه دنیا از نزدیک نظاره گر ما هستند کسی دیگر قادر به وارونه نشان دادن حرکت هیچ قومی نیست.
این است شعار ملی: استقلال - آزادی - جمهوری ایرانی
زنده باد ایران و به امید ایرانی آباد و آزاد برای همه اقوام و نژاد ایرانی

-- رضا ، Jul 31, 2009

این مزخرفات چیه؟ اولین اعتصاب عمومی که تمام بازار تعطیل شد در کدوم شهر بود؟ شما هم در ایجاد و پخش شایعه حسابی حرفه ای هستید..با پانصد صفحه مصاحبه و تحلیل آبدوغ خیاری هم نمی تونید واقعیت رو عوض کنید و دروغ رو جایگزین کنید

-- فضول ، Jul 31, 2009

گزارش عالی بود،تنها میتونم تشکر کنم و تائید کنم. امیدوارم به زودی این اعتماد به مردم کردستان برگردد و با تمام قوا ملت کرد عزیز برای ازادی ایران قدم پیش بگذارد همانطور که 30 سال تنها و یکتنه مبارزه کرده.
و مطمئن هستم زمانیکه کردها و دیگر اقوام وارد میدان شوند جنبش سبز پیروز خواهد شد.

-- morad beyg ، Jul 31, 2009

درود بر مخاطبان این رادیو

چه اصرار عجیبی دارید که آذری ها و کردها همراهی نکردند؟ شما نمیبینید درست، این آقایون مصاحبه شده هم اعتراضات مردم را در کردستان ندیدند؟

-- بابک ، Jul 31, 2009

با سلام
دوستان عزیز تلاش فرمودند که عدم حمایت کردها را با جملات فلسفی توجیه نمایند . ولی همگان میدانند رویای کردستان مستقل آرزوی قلبی همه ایشان است و نباید به ایشان امید واهی همراهی داشت.

-- ایرانی ، Aug 1, 2009

رادیو زمانهٔ لطفا درج کنید!
با وجود اینکه ترک هستم و کوردها را برادر و هموطن خود میدانم اما من با ایدهٔ "ملت کرد" مشکل دارم. کدام ملت؟ آیا این عدم هماهنگی با بگییه مردم ایران نشان از موففگییت نمبرک تبلیغات تجزیه طلبانه نیست؟ چندی پیش به برنامای از رعد‌ هلند گوشگ میدادم که درش یک کرد متولد هلند از سر نادانی و دروغ میگفت کردها در ایران حق داشتن پاسپورت، زمین، سند ملکییت و اینجور چیزها را ندارند. خوب این درروغی بیش نیست که جدایی طلبان دایما با کمک دوستان اروپایی در گوش مردمان (نه ملل!!) ایران میکنند.

-- عالمی‌ ، Aug 1, 2009

دکتر علیرضا اصغر زاده جامعه شناس مقیم کانادا هم در باره عدم همراهی اذربایجانی ها با اعتراضات اخیر ایران مصاحبه جالبی داره که متن اش را در آدرش زیر بخوانید. وقت آن است که روششنفکران فارس به این گونه نوشته ها توجه کرده و برای عاقبت و اینده ایران به اندیشه به نشینند. عدم همراهی اذربایجانی ها و کرد ها و ترکمن ها و بلوچ ها و اعراب ایرانی با تهران پیامی داشت که امیدواریم که توسط روشنفکران و متفکرین و نخبه گان فرهنگی و سیاسی شنیده شده باشد.

http://fa.shahrvand.com/2008-07-14-20-49-09/2008-07-14-20-49-46/3138-2009-07-21-16-08-51

-- علی اذری ، Aug 1, 2009

در مورد آقای رمضان زاده چند نکته ضروری است :
1. در دوره ی اصلاحات با وجود فشارهای خاتمی نیروی انتظامی تحت فرمان وزارت کشور نبود و مستقیما توسط رهبر اداره می شد .
2. آقای رمضان زاده سخنگو ی حکومت بوده است و مسلما مواضع شخص ایشان نبوده .
نمی دانم چطور با اخبار من درآوردی تحلیل می کنید .
من منکر ظلم و ستم جمهوری اسلامی به کردها نیستم ولی خودتان را هم کمی نقد کنید .
اگر در اول انقلاب رهبران کرد مانند عزالدین حسینی عاقلانه تر رفتار می کردند وضع این نبود .
متاسفانه کردها بین خود هم جنگ به راه انداختند و مدتی به جان هم افتاده بوند .
کمی خودتان و فرهنگتان را هم نقد کنید و این قدر عالم را مقصر ندانید .
دختر کشی و تعصب های نابجا هنوز به راه خود ادامه می دهند . ولی همه مقصرند به جز شما دوستان .
باز هم می گویم من منکر ستم و ظلمی که سالهاست به کردهای عزیز کشورمان می رود نیستم .
با احترام

-- فرشاد ، Aug 1, 2009

بنظرم طرح این سؤال ناروشن و مشکوک فقط در جهت تفکیک و انشعاب خواستهای مبارزاتی مردم ایران در این دوران ٦٠ ساله اخیر که خود شاهد آن بودم طرح و مهندسی میشود. خواستهای دموکراتیک مردم مبنی بر آزادی ،استقلال و جمهوری ایران فقط خواستهای یک بخش جغرافیای و یا قومی مردم نیست. این خواستهای تمامی مردم این سرزمین است که قرنها شناسنامه و فرهنگ مشترک دارند. از دوران مهاباد تا بامروز آنچه بخاطرم است سؤاستفاده از ظلم مضاعف حکومتهای ارتجاعی مرکزی بر اقوامهای ترک،کرد،گیلک،بلوچ،عرب زبان و..عده ايی فرصت طلب و عوامل استعمار جهانی تحت عنوان نجات ؛خلقها؛ هر بار ازسوئی بسو ی دیگر پوزیسیون عوض میکردند. زمانی شوروی سابق نجات بخش بود و زمان´دیگر عمو سام. صدام حسین و محمد رضا پهلوی مثال دوران اخیر است. میان این دوقطب تاوانش را همه مردم ایران دادند. نقشه جدای شمال عراق و چپاول ثروت و نفت مردم عراق توسط سوداگران و عوامل داخلی نسخه برداری نامیمون برای ایران است. امروزه رهبران رنگارنگ اقوام ایران با استفاده از شرایط داخلی و جهانی، حرکت و مبارزات مردم ایران را آنطور بیان و ترسیم میکنند که بانان دیکته میشود. آزاد زیستن در محیط دموکراسی نه خواست یک بخش از ایرانیان است بلکه خواست ساکنین دورترین منطقه نقطه جغرافیایی ایران است.

-- احمد قاضی شناس ، Aug 1, 2009

Bayad danest ke Türk ha ham be an shekl ke az anha entezar miraft dar in gaziye dekhalat nakardand .Tabriz bad az entekhabat tanha 1 rooz sharayete moshabehe Tehran ra gozarand . Dar hali ke agar be nazare man kandidaye morede nazare anha yani Alami dar entekhabat bood Tabriz ra nemishod be an rahati aram kard . İn neshan midahad ke anha shayad be Mosavi ray dade bashand amma dar amal tarafdare jaryane digari boodand ke bishtar be masayele manatege gomi alagemand bashad .

-- Mehdi ، Aug 1, 2009

تجزیه طلبان عامل صهیونیسم بهتراست گوش کنند که ما چیزی بجز ملت ایران نداریم. این
آشغال ها را از کدام صندوقچه بیرون کشیده اید. تا شما با دشمنان ایران صهیونیسم که افسار شما را مانند سگی بر دست دارد ما شما را ایرانی نمی شناسیم. نابود باد دشمنان ایران و عاملین خوار و ذلیل اش

-- بدون نام ، Aug 1, 2009

من از اذربايجاني‌هاي نسل دوم مقيم تهران هستم و از کودکي هر دو فرهنگ را حفط کرده‌ام و تربيت دوگانه شده‌ام. متأسفم که نظرات دوستان را بايد تا حد زيادي تأييد کنم. مسئله‌ي دمکراسي‌خواهي و ازادي‌خواهي براي بسياري به آزادي‌هاي شهري يا گونه‌اي رسمي که آن هم به نسخه‌اي براي همه‌ي نقاط ريز و درشت فروکاسته شده است. ده سال پيش من که در شهرستان درس مي‌خواندم(از قضا در اردبيل دوره‌ي استانداري همين حضرت) به دليل گرايش‌هاي چپي، نابرابري مرکز(تهران) مراکز استان‌هااز طرفي و در درون استان نابرابري مرکز استان با شهرستان‌ها بسيار آزاردهنده بود. اين نابرابري در همه‌ي ابعاد فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي ديده مي‌شود. از طرف ديگر، راه دشوار دست‌يابي به آزادي و دمکراسي مبارزه‌ي همه‌جانبه از سوي همگان است، يعني براي همه‌ي اقليت‌ها در همه‌ي زمينه‌ها، يعني يک جامع‌نگري که يک فعال ترکمن يا ترک يا کرد صرفاًً مطالبات و خواسته‌ي قومي نداشته باشد و بايد براي برابري جنسيتي، آزادي آموزش همه‌ي زبان‌هاي مادري تا حقوق کودک مبارزه کند. اين‌جا فعال حقوق زن برايش مهم نيست که شادروان شوانه سید قادر به آن شکل اسف‌بار و غيرانساني در خيابان‌هاي مهاباد به پشت چيپ بسته و کشيده شود در صورتي که اگر نگاه جامعي داشته باشيم بايد نسبت به همه‌ي اين‌ها حساس باشيم. دوروبر من کم نيستند دوستاني که در باره‌ي مسئله‌ي زبان مادري به مانند جمهوري اسلامي مي‌انديشند و ناگزير چنين نتيجه‌اي در بر مي‌آيد. يا در باب توسعه و مکانيزاسيون چه‌گونه پخش و توزيع نابرابرانه و ناعادلانه در استان‌هايي چون تهران، قزوين، خراسان مرکزي، اصفهان و کرمان اين‌چنين نتايجي در پي داشت که به بي‌تفاوتي انجامبد. براي مثال اعضاي کارگزاران که در کابينه‌هاي آقاي رفسنجاني حضور داشتند به دليل اين‌که اکثريت‌شان(دوسوم) اصفهاني بودند چه‌گونه سيل سرمايه‌ و کارخانه را به اصفهان و کرمان گسيل داشتند و حتا برخي طرح‌ها( مانند نفت در خوزستان يا سنگ‌هاي معدني سودآور در ديگر استان‌ها) را ملي اعلام مي‌کردند تا پول آن به خزانه‌ي دولت برود ولي همين طرح‌ها در استان‌هاي نظرکرده "استاني" اعلام مي‌شد تا درآمد آن به حساب استانداري ريخته شود. اين‌ها فقط مشتي از خروار اند ...

-- محمد ، Aug 1, 2009

دوستان رادیو زمانه،
مشخص است که شما طرفدار جدایی طلبان هستید که نظر قبلی مرا چاپ نکردید. آنکه درش گفتم در بارهٔ مصاحبهٔ یک بنفر کرد که هرگز در ایران نبوده ولی‌ کاملا در باره شرایط ایران مشغول تولید "میس اینفرمیشن " بود دقیقا مستند است، بگردید آرشیو رادیو هلند را و ببینید. بفرمایید! با این سانسور میشوید بنیاد سخن پراکنی جدای طلبان! کدام ملل؟؟ کدام فارس؟؟ ما در ایران فارس نداریم. در ایران چندین اقوام داریم اما نه ملت!!! این آقایان هم کم سوادند، و هم با کمال تاسف عوامل سیاستهای کشورهای همسایه.

-- عالمی‌ ، Aug 1, 2009

دم همه شما کرد های عزیز گرم؛حق هم دارید جون خودتون و خانوادتونو مفت فدای کسانی کنید که معلوم نیست فردای قدرت چه بلایی سرتون بیارن
درود من بدر هر چه کرد و ترک و لر و ترکمن و بلوچ آزاده

-- آلنی ، Aug 1, 2009

من با آقای شیخی موافقم . بقول برشت : آمدند یهودیها را کشتند و من گفتم من که یهودی نیستم . .....زمانی که آمدند مرا گرفتند کسی نبود که به فریادم برسد . با اینحال کردها به قول کاوه یکچنین راهی را نپیمودند و همراه فارس ها به اعتراض پرداختند و هزینه هم دادند

مطالب مربوط:

چرایی عدم همراهی کردها با جنبش اعتراضی

» ادامه مطلب

۱۳۸۸ مرداد ۱۳, سه‌شنبه

گربه ھاي ایراني در كنار بزرگان سینماي جھان

فیلم «کسی از گربه های ایرانی خبر نداره» جدید ترین ساخته ی بهمن قبادی، که توانست در بخش نوعی نگاه جشنواره ی کن، دو جایزه را به خود اختصاص دهد، امسال در بخش بھترین فیلم هاي جشنوارھاي دیگر جهان،Zabaltegi-pearls در پنجاه و هفتمی دوره از جشن واره ی بین المللی فیلم سن سباستین، در کنار ده فیلم دیگر از کارگردانانی هم چون کوینتین تارانتینو، وودی آلن و جیم جارموش، به نمایش در خواهد آمد.


بهمن قبادی در سال 2006 در پنجاه و چهارمین دوره ی این جشنواره توانست با فیلم «نیوه مانگ» جایزه ی بزرگ(صدف طلایی) را کسب نماید. هم چنین در سال 2004 فیلم «لاک پشت ها هم پرواز می کنند» ساخته ی همین کارگردان توانست جایزه ی صدف طلای و جایزه ی منتقدان و نویسندگان را به خود اختصاص دهد.

جشنواره ی سن سباستین از27شهریور ماه تا4مهر 1388(18تا26 سپتامبر) در شهر ساحلی سن سباستین، در کشور اسپانیا برگزار خواهد شد.

فیلم «کسی از گربه های ایرانی خبر نداره» در حال حاضر در جشنواره ی ملبورن، در بخش چشم انداز بین المللی، international Panorama، حضور دارد. این جشنواره از 2مرداد کار خود را آغاز کرده است و تا 18مرداد ادامه خواهد داشت.


براي اطلاعات بیشتر به لینک های زیر مراجعه کنید :

http://www.melbournefilmfestival.com.au/content/341/film_id/90077.html

http://www.sansebastianfestival.com/in/noticia.php?ano=2009&ap=1&id=979

مژفیلم


» ادامه مطلب

۱۳۸۸ مرداد ۱۰, شنبه

میان آن همه اتفاق

یکی از دوستان چند روز پیش احوالم رو پرسید

گفتم: ای زنده ام هنوز

گفت: وااااا خدا نکنه همیشه زنده باشی.. این حرف ها چیه که می زنی..

گفتم: مگر ندا ها و سهراب ها و کیانوش ها و رامین ها و .. قرارشان را گذاشته بودند که بمیرند.

نه باور کن به قول شاملو مردگان این سال عاشق ترین زنده گان بودند.. نه آن ها قرارشان بر زندگی بود و شهید شدند..

این گونه است که این روزها گاهی حتا به زنده بودن خودم شک می کنم و یاد آن شعر سید علی صالحی می افتم:

آیا میان آن همه اتفاق

من از سر اتفاق زنده ام هنوز؟!


این روزها مرگ بیش از هر زمان دیگری نزدیک و آشناست راست اش از اولین روزهای این اتفاقات. همه اش ذهنم درگیر مرگ اتفاقی بود. اما مثل کسی که تاحدی خرافی باشد و بگویم بگذار حرفش را نزنم که اتفاق نیافتد. حتا می خواستم مطلبی درابره چگونه مردن و ارزش و انواع مرگ بنویسم. ننوشتم. حالا هم قصدم این بود که تا همان شعر سید علی صالحی بنویسم. اما انگار فرصتی شد که یک چیز را بنویسم و آن این است که با کمال خودخواهی از دوستان دور یا نزدیک هر آن که می شناسمش و نمی شناسمش او مرا می شناسد و من او را نه ..اگر روزی به قلمی حرفی، درمی، کلامی، نوشته ای..از من رنجیده، بخواهم که چیزی را از من به دل نگیرند. در این لحظه که شاید جزو صادقانه ترین صادقانگی های همیشگی ام باشد می گویم که من جز به انسان نایندیشیده ام و به حرمت اش اگر هر عکل و حرف ونوشته ای از من بوده به حساب سهوم بگذارید. که من همیشه گفته ام آن که مرا می رنجاند یا نمی داند یا نمی شناسد مرا همین. شاید ای دل نرسیدیم به فردایی دگر


» ادامه مطلب

در مصاحبه با کار شناسان مسایل کوردستان مطرح شد؛چرایی عدم همراهی کوردها با جنبش اعتراضی

منتشر شده در: رادیو زمانه
سوسن محمدخانی غیاثوند

اعلام نتیجه‌ی دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری ایران که طی آن محمود احمدی‌نژاد به عنوان پیروز این دوره از انتخابات معرفی شد، موج گسترده‌ای از اعتراضات را به همراه داشت. این اعتراض‌ها به نتیجه‌ی انتخابات و دولت برآمده از تقلب انتخاباتی در روزهای ابتدایی به صورت پراکنده اما در روز ۲۵ خرداد با حضور میلیونی مردم تهران انجام شد.

دامنه اعتراض‌ها کم کم به سایر شهرهای ایران از جمله اصفهان، شیراز، مشهد، تبریز، رشت، انزلی، ارومیه، گرگان، اهواز، یزد، زاهدان و ... گسترش یافت. اما جنبش اعتراضی مردم ایران در گذر از مناطق کردنشین خصوصاً استان کردستان با عدم همراهی و عدم مشارکت مردم کرد مواجه شد.

اگر نبود مشارکت و حضور گسترده‌ی مردم کرد در انتخابات و در پای صندوق‌های رأی و اگر در این دوره نیز مردم کرد و مناطق کردنشین همچون دوره‌های قبل نسبت به مسأله انتخابات در شرایط انفعالی به سر می‌بردند، شاید امروز این سوال با تعجب زیاد مطرح نمی‌شد که چرا کردها در جنبش اعتراضی مردم ایران مشارکتی ندارند؟

بر کسی پوشیده نیست که حضور فعال مردم کرد در این دوره از انتخابات برای تغییر و تحولات بنیادی و اساسی نبود. چرا که عمر سی ساله‌ی حکومت ایران به مردم کرد ثابت کرد که نمی‌توان به چنین تغییراتی در درون این نظام دل بست. مسأله مهم برای کردها و تنها راه برون‌رفت از وضعیتی که در دولت نهم با آن مواجه بودند، حذف احمدی‌نژاد و روی کار آمدن هر کسی غیر از او بود.

بنابراین بیرون آمدن نام احمدی‌نژاد از درون صندوق‌های رأی که بسیاری آن را محصول یک کودتای انتخاباتی می‌دانستند، می‌بایست خشم مردم کرد را نیز برمی‌انگیخت. مردمی که با مبارزه و اعتراض، غریبه و ناآشنا نیستند و سال‌هاست که فریاد عدالت‌خواهی و برابری‌طلبی‌شان بلند است.

اما دیدیم که در عمل چنین نشد. فقط در چند روز ابتدایی آغاز اعتراض‌ها، شاهد چند تجمع اعتراض‌آمیز پراکنده در کرمانشاه و یک روز اعتصاب بازار در سقز بودیم. در بقیه‌ی روزها سکوت سوال‌برانگیزی حاکم بر تمامی شهرهای مناطق کردنشین ایران بود.

به همین دلیل به سراغ تعدادی از فعالان سیاسی و مدنی کرد رفتم و نظر آنان را در خصوص «چرایی عدم همراهی کردها با جنبش اعتراضی مردم ایران» جویا شدم.


شهاب‌الدین شیخی

سکوت مردم کردستان را سکوت سیاسی نمی‌دانم

شهاب‌الدین شیخی، جامعه‌شناس، فعال مدنی و روزنامه‌نگار کرد در خصوص علل عدم همراهی کردها در جنبش اعتراضی مردم ایران با بیان این‌که «من سکوت مردم کوردستان را سکوت سیاسی نمی‌دانم»، درباره‌ی علت این اظهار نظرش گفت:

مردم کرد در طول حداقل هفتاد سال اخیر نشان داده‌اند چه در دوران حکومت رضا خان‌ها و رضا شاه‌ها و چه در دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، اهل مماشات و سکوت در برابر مسایل سیاسی‌ای که مربوط به سرنوشت آن‌ها می‌شود، نیستند.

شیخی ضمن معرفی مردم کرد به عنوان یکی از فعال‌ترین و پویاترین ملت‌های ایران اظهارداشت:

این مردم از هر راه ممکن برای دخالت خود در سرنوشت سیاسی ـ اجتماعی‌شان سود می‌جویند. از مذاکره، مکاتبه، اتحاد، ائتلاف، تحریم و مشارکت در انتخابات گرفته تا تن دادن به جنگ مسلحانه در وضعیت دفاع مشروع. در واقع با در نظر گرفتن همه‌ی این موارد و مروری بر وقایع همین دهه‌ی گذشته می‌توان به روشنی دریافت که سکوت سیاسی برای کردستان از بار معنایی درست و روشن و قابل اتکایی برخوردار نیست.

از این رو من عنوان «سکوت خیابانی» را برای آن بر‌می‌گزینم. زیرا آن‌چه سکوت سیاسی کردستان نامیده می‌شود، عملاً تنها به این معنا است که چرا کردها که معمولاً آماده‌ی شادی‌های خیابانی و یا حتا اعتراضات خیابانی بوده‌اند این بار که مردم ایران در وضعیتی بی‌سابقه اقدام به اعتراضی خیابانی و در نوع خود منحصر به فرد نمودند از همراهی خیابانی سر باز زدند؟

من برای این اتفاق دلایل زیر را تأثیر‌گذار می‌دانم:
وی در ادامه‌ی سخنانش افزود: سیاست‌های سانترالیسم سیاسی و اقتصادی، این‌گونه نیست که تنها بر مسأله‌ی اقتصادی و یا توسعه سیاسی و فرهنگی تأثیر داشته باشد، بلکه نتایج نامیمون این سیاست‌ها در عرصه‌های دیگر نیز نمایان است.

از آن جمله این‌که همیشه میزان و شدت خشونت در سرکوب اعتراض‌های خیابانی در مناطق حاشیه‌ای این کشور، به ویژه اگر مربوط به حواشی‌ای باشد که مردمان آن منطقه دارای تفاوت‌های زبانی، فرهنگی، قومی و یا مذهبی با زبان و مذهب حاکم باشند، بدون شک میزان این خشونت غیر قابل تصور است و نوع برخوردها با مردم معترض بیشتر از نوع و جنس کشتارهای خیابانی خواهد بود.

به قول یکی از دوستان «اصولاً در تمام مناطق کرد‌نشین در دست نیروهای ضد شورش یک باتوم پیدا نمی‌شود« زیرا اولین سلاح آن‌ها برای برخورد با مردم به جای باتوم، همان اسلحه است و سلاح‌های بعدی‌شان ممکن است اسلحه‌های سنگین‌تر باشد.

برخوردهای خشنی که از گذشته با این مناطق شده همانند برخوردهایی که با مردم تبریز، اهواز، بلوچستان و به ویژه کردستان در سوم اسفند ۱۳۷۷ و بعدها در تیرماه ۱۳۸۴ شد، نشان از آن دارد که حاکمیت در برخورد خشن با این مردم هیچ‌گونه تردید به دل راه نمی‌دهد. جالبی قضیه این است که این دو موردی که در این ۱۱ سال اخیر اتفاق افتاده، هر دوی آن‌ها در زمان دولت اصلاحات روی داده که رأفت خاتمی و نوع سیاست‌های تساهل‌گرایانه‌ی ایشان بر کسی پوشیده نیست و مورد اسفند ۷۷ به فرمان همین آقای دکتر رمضان‌زاده‌ی عزیز که اکنون در زندان است و در شرایط غیر انسانی‌ای به سر می‌برد، اتفاق افتاده است.

این اشاره به دولت اصلاحات برای آن است که وقتی در زمان حکومت اصلاحات از سوی شورای تأمین استان با مردم معترض چنین برخوردی صورت می‌گیرد تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل که در دوران حکومت اصولگرایان و دولت احمدی‌نژاد ممکن است چه برخوردی روی دهد؟

این روزنامه‌نگار کرد با ابراز تأسف از دستمایه قرار دادن اتهام معمول و در دسترس «جدایی‌طلبی و تجزیه‌طلبی» توسط حکومت برای مردم معترض ایران به ویژه کردها و آذربایجانی‌ها اضافه کرد:

این اتهام متاسفانه هنوز اتهامی است که حتا روشنفکران و فعالان سیاسی مرکزی نیز، هرگز آن را رد نمی‌‌کنند و معمولاً در این موارد از حکومت به خاطر شجاعتش در حفظ منافع ملی و امنیت سرزمینی حمایت کرده و از همین حاکمیت نیز تشکر می‌کنند و باورشان این است که باز هم تا مقداری فضای سیاسی ایران به هم ریخت، کردها شروع کردند به تجزیه‌طلبی.

که در این صورت و با چنین حمایت آشکار و یا پنهان و خاموش وارانه‌ای که تا به امروز صورت گرفته، دست حکومت برای هر اقدامی باز خواهد ماند. از این رو به گمانم کردها با هوشمندی کامل و بی‌نظیری که این مردم تا به حال در کنش‌های‌شان به خرج داده‌اند، این بار نیز نخواسته‌اند که هم در اعتراضات شرکت کنند و هزینه بدهند و هم مثل همیشه اتهام تجزیه‌طلبی را که انگار گناهی غیر حقوق بشری است دوباره به دوش بکشند. درواقع در آن صورت کردها از این جا رانده و از آن جا مانده می‌شدند.

شهاب‌الدین شیخی سپس با اشاره به «سیاست‌های مرکز‌گرایی فرهنگی و سیاسی در ایران» ادامه داد:

منظور من، فرهنگ ناسالمی است که این فرهنگ به وجود آورده و آن این است که متأسفانه سال‌هاست مردم ایران مرکز همه‌ی امور و همه‌ی مسایل را تنها و تنها تهران می‌دانند و مردم ایران سال‌ها است ایران را در ناخود آگاه خود به قول شهریار، شاعر ترک «از تهران تا کرج» تعریف کرده‌اند‌.

انگار هر ظلمی که به مردمان دیگر مناطق ایران بشود و هر اتفاقی که باعث ضایع شدن حقی از آنان شود، ظلم و پایمال شدن حق نسبت به مردم ایران نیست بلکه آن تنها ظلمی است که به مردم آن منطقه رفته است. همین چند روز پیش وقتی با یکی از دوستان که اهل یکی ازاین سه شهر معترض (تهران، اصفهان، شیراز) است در این مورد حرف می‌زدم می‌گفت خوب مثلاً مردم تبریز به خاطر کاریکاتوری که به آن‌ها توهین شده بود اعتراض کردند، مردم شیراز یا اصفهان چه بگویند مثلاً به چه چیزی معترض باشند؟

یا مثلاً وقتی در سال ۸۴ مردم مناطق کرد‌نشین نسبت به قتل غیر انسانی یک انسان به نام شوانه سید قادر (‌حال هرچه هم این انسان از دید حاکمیت شرور و.. باشد) اعتراض کردند، مردم کرمان چه حرفی دارند بزنند؟ دقیقاً نکته هم همین جاست که اگر مردم کرمان و اصفهان و ... توهین به هم‌میهن ترک‌زبانشان را تنها به این دلیل که آن‌ها ترک‌اند و خودشان ترک نیستند و ظلم نسبت به هم‌میهن کرد و بلوچشان را به همین دلیل که خود کرد و بلوچ نیستند، ظلم به خودشان ندانند، چگونه انتظار دارند آن هم‌میهن در زمانی دیگر برای آن‌ها حس هم‌میهنی داشته باشد؟

وی همچنین اضافه کرد:
در واقع نکته‌ای که می‌خواهم آن را به عنوان عامل تأثیر‌گذار در این عدم همراهی برای مناطق حاشیه‌ای نام ببرم این است که مردمان این حاشیه‌ها که اتفاقاً همگی آن‌ها از تفاوت‌های زبانی، مذهبی یا قومی برخوردارند، تمام این سال‌ها در اعتراضا‌تشان خود را تنها و بی‌کس و بی‌مدافع دیده‌اند.

امروز به همان دو دلیل بالا و آن حس تنهایی عمیق همه‌ی این سال‌ها شاید از یک دل‌شکستگی عاطفی در رنج‌اند. هر چند نمی‌توان این مسأله را انکار کرد که کردها اگرچه از ترس سرکوب خشن و تحویل هزینه‌ی سنگین بدون کسب نتیجه‌ای متقارن از روی آوردن به خیابان خود‌داری کردند، اما برای اعلام هم‌بستگی، یک روز را به عنوان اعتصاب اعلام کردند و در آن روز از رفتن به سر کار و گشودن محل‌های کسب کارشان خودداری کردند که این اعتصاب در شهرهای سقز، مهاباد، اشنویه و بخشی از بوکان چشم‌گیر بود.

شیخی از تأثیر احزاب، میان مردم کرد به عنوان عامل دیگر عدم مشارکت کردها در اعتراض‌های خیابانی اخیر یاد کرد و افزود:

در کردستان فعالیت حزبی نزدیک به مطلق ممنوع است. چند حزب در کردستان قبل و زمان انقلاب حق فعالیت داشتند، که بعد از تثبیت حکومت جمهوری اسلامی و آن جنگ‌های خشن، آن‌ها را از مرزهای ایران خارج کردند و امروزه به نام «گروهک» شناخته می‌شوند.

در طول این سالیان نیز هرگز اجازه‌ی تأسیس حزبی با مشخصه‌ها و بنا بر خواست‌ها و مطالبات مردم کرد نداشته‌اند. اما با این همه همین احزابی که از حداقل امکانات ارتباط با مردم برخوردارند، در این اتفاقات درست یا نادرست از مردم خواستند که به خیابان‌ها نیایند و به طرز باور نکردنی‌ای مردم نیز نیامدند.

این نکته از نظر من نباید از دید ناظران مغفول بماند، چه ناظران حکومتی و چه ناظران روشنفکر و فعالان سیاسی که علاقه‌مند به تحلیل مسایل کردستان و به تبع آن راه حلی برای مسأله‌ی کرد در ایران هستند. یعنی این‌که این احزاب هنوز از مرجعیت سیاسی بالایی در میان مردم کرد برخوردارند. و این نکته‌ای است که نشان می‌دهد سهم این احزاب در تحولات اجتماعی ـ سیاسی کردها بسیار شایان توجه است.

وی در ادامه سخنانش، ضمن انتقاد از عملکرد اصلاح طلبان کرد گفت:
وقتی مردم کرد به دلایلی که گفته شد و هم‌چنین بنا به توصیه احزاب برون مرز از آمدن به خیابان‌ها خود داری کردند، نوک پیکان انتقادات بر‌می‌گردد به سوی گروهی به نام اصلاح‌طلبان کرد. این گروه، گروهی از فعالینی هستند که یا رابطه‌ی ساختاری و سازمانی با احزاب مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی دارند و یا رابطه‌ی مرید و مرادی و یا رابطه‌ی دوستانه به قول خودشان.

در این گروه افرادی که عضو احزاب مذکور هستند، متناسب با شرایط فعالیت حزبی‌شان به فعالیت سیاسی مشغول‌اند. اما عده‌ی کثیر دیگری از آن‌ها هر چهار سال یک بار و در هنگامه‌ی انتخابات‌ها، دور این افراد حزبی گرد می‌آیند و به نام «فعالین سیاسی» و با پسوند کرد به فعالیت انتخاباتی می‌پردازند.

سطح فعالیت سیاسی‌شان نیز به همین ختم می‌شود که یکی دو دیدار با کاندیداهایی که این احزاب رأی‌شان تعیین می‌کنند، داشته باشند و بعد در شهرستان‌ها به شکل کارگزاران و اعضای ستادهای تبلیغاتی در‌می‌آیند و سخنرانی و جلسه و میتینگ و میز ‌گردی برگزار می‌کنند و بعد از انتخابات نیز اگر کاندیدای مورد نظرشان در انتخابات پیروز شود هر کدام به فراخور حال، پستی می‌گیرند و اگر نیز پیروز نشود می‌روند دنبال زندگی عادی‌شان و دیگر فعال سیاسی بودن از کمترین اهمیتی برخوردار نیست.

شهاب‌الدین شیخی که این روزها او را بیشتر به عنوان یک سیاسی‌نویس کرد می‌شناسند در پایان سخنانش اظهارداشت‌:
در همین انتخابات نیز متأسفانه وضع به همین منوال گذشت. در واقع آن‌ها که در هنگامه‌ی تبلیغات انتخاباتی، عده‌ای از جوان‌ها را به خیابان می‌آوردند و شال سبز می‌بستند و در خیابان دستمال می‌چرخاندند و مدعی بودند که در میان مردم نفوذ بالایی دارند، چگونه شد بعد از انتخابات و زمانی که همه‌ی گروه‌ها به نتایج انتخابات معترض شدند، هیچ گونه اقدامی نکردند و چرا از حق کسانی که آن‌ها را در روزهای تبلیغات به خیابان کشانده بودند هیچ دفاعی نکردند و هیچ برنامه‌ای ارائه نداند؟

به قول کردی حداقل نانی را و پول‌هایی را که معمولاً بعد از انتخابات نیز مبنای اختلافات عقیدتی!!! می‌شود، خورده بودند حلال می‌کردند. از دید من تنها گروهی که هم وظیفه‌اش بود و هم به دلیل این‌که از مصونیت بیشتری در چشم حکومت برخوردار بود و به همین خاطر می‌توانست راهپیمایی‌هایی را یا هر نوع برنامه‌ی اعتراضی دیگر را تدارک ببیند، این گروه بود، که آن‌ها نیز به همان شکلی که گفتم دست از هر اقدامی شستند و رفتند.

طاهره خرمی
طاهره خرمی

مبارزات و مشروعیت سیاسی کردها در صحنه سیاسی ایران به رسمیت شناخته نمی‌شود

طاهره خرمی، جامعه‌شناس و فعال مدنی کرد مقیم هلند نیز در خصوص علل عدم همراهی کردها در جنبش اعتراضی مردم ایران گفت:

فکر می کنم میزان مشارکت مردم در جنبش مدنی اخیر، قبل و بعد از انتخابات با هم تفاوت کیفی دارد. قبل از انتخابات شاهد مشارکت وسیع مردم ایران حتی در دور افتاده‌ترین دهات ایران هم بودیم. موج سبزی به‌راه افتاده بود و همگان آشکارا به بحث و جدل در مجامع عمومی می‌پرداختند. موج سبز در همه جای ایران به جوش و خروش افتاده بود و صحنه سیاسی کشور کاملاً عوض شده بود.

روز انتخابات مردم مغرور و سر مست از حضور سبز با رویای قشنگ پیروزی به پای صندوق‌های رأی رفتند. پیروزی قطعی بود و حضور مردم در تمامی مناطق ملموس. حتی مناطق کردنشینی که طی سی سال گذشته، شرکت در انتخابات را تحریم کرده بودند فعالانه به میدان مبارزات انتخاباتی پا نهادند. پس من می‌توانم اذعان کنم که مردم ایران تماماً و یک‌صدا و متحد برای تغییر سرنوشت خویش به میدان آمدند.

روز بعد از انتخابات مردم دچار شوک عظیمی شدند. مردم تهران به خیابان ریختند و آشکارا و گسترده مخالفت خویش را سر دادند. اما مردم دیگر شهرهای ایران از جمله مردم کردنشین کمتر از مردم تهران به مخلفت علنی پرداختند. اگر دامنه و گسترش تظاهرات و مخالفت‌های مردم کرد را با تهران مقایسه کنیم، می‌بینیم که هیچ‌کدام از دیگر شهرهای ایران به اندازه تهران فعال نبود.

خرمی با بیان این‌که «ملت کرد این‌بار هم آگاهانه به میدان آمد»، اظهار داشت:

در مهاباد به نشانه اعتراض، آب استخرها، کانال‌ها و جوی‌های شهر به رنگ خون در آمد. کسبه و بازاریان تلاش کردند اعتصاب کنند و در بعضی نقاط مغازه‌ها اعتصاب کردند. همچنین دانشجویان دانشگاه رازی به اعتراض برخاستند. ملت کرد تا به حال در وقایع بعد از انتخابات چندین شهید تقدیم کرده‌اند و در مراسم یادبود شهدا فعالانه شرکت کرده‌ا‌ند. علاوه بر این چند تن از فعالان مدنی کرد نیز دستگیر و زندانی شده‌اند و از برخی هم خبری نیست.

این فعال مدنی کرد در ادامه سخنانش افزود:
اما مسأله اصلی این است که ملت کرد و کردستان زخم‌های عمیق و کهنه‌ای از حاکمیت کنونی بر تن دارند. کردها تا به حال هزینه بسیار بالایی پرداخت کرده و می‌کنند. رهبرانشان را نا‌جوانمردانه ترور کردند. شهرها به محاصره نظامی در آمدند و سالیان سال مورد خشم و ستم ملاها قرار گرفتند و از کسی صدای اعتراضی بر نخواست.

مردم و فعالان کرد بیش از دیگر فعالان ایرانی تحت پیگرد، مجازات و شکنجه واقع می‌شوند. در حقیقت رژیم هر حرکت ولو کوچک و اعتراضی در مناطق کردنشین را سبعانه سرکوب کرده و می‌کند. در حقیقت سرکوب عریان در مناطق کردنشین در طی سی سال گذشته جراحات عمیقی بر جای گذاشته که می‌تواند مانعی برای عدم مشارکت گسترده مردم کرد باشد.

وی دیگر عامل همراهی نکردن مردم کرد در حرکت های اعتراضی اخیر را به‌رسمیت نشناختن مبارزات و مشروعیت سیاسی کردها در صحنه سیاسی ایران دانست و در پایان سخنانش با طرح این پرسش که «ملت کرد بیش از ۱۰ درصد جمعیت مردم ایران را تشکیل می دهد اما آیا ملت کرد ۱۰ کرسی مهم دولتی را در اختیار دارد؟»، یادآور شد:

در حقیقت ملت کرد همزمان در دو جبهه مشغول مبارزه است. مبارزه با استبداد و مبارزه برای کسب مشروعیت و موجودیت. به همین دلیل هم حضور ملت کرد کم‌رنگ است. هرگاه ما حضور ملت کرد را در صحنه مبارزات مدنی به‌رسمیت شناختیم آنگاه می‌توانیم شاهد حضور فعال آنان نیز در جریان مبارزات مدنی باشیم.

محمد رضا اسکندری
محمدرضا اسکندری

ملت کرد، آگاهانه عمل کرده است

محمدرضا اسکندری، فعال مدنی و روزنامه‌نگار کرد مقیم هلند درباره‌ی علل عدم مشارکت مردم کرد در اعتراض‌های خیابانی ایران با بیان این نکته که «پاسخ به این سوال بدون بررسی مبارزات ملت کرد در طی سی سال گذشته میسر نیست» گفت:

اگر به یاد داشته باشیم، دیدیم که دقیقاً چند صباحی بعد از پیروزی انقلاب مخالفت مردم کرد با استبداد دینی شروع شد. نتیجه این اعتراضات هم این بود که ملت کرد مورد بی‌رحمانه‌ترین اذیت و آزارها و سرکوب وحشیانه قرار گرفت.

اسکندری ادامه داد:
اگر چه از آن زمان تاکنون، هزاران تن از بهترین فرزندان این ملت، جان خود را یا در سیاه‌چال‌های رژیم و یا در میدان نبرد نابرابر از دست داده است. اگر چه ده‌ها روستای کردنشین با خاک یکسان شده است. اگر چه ده‌ها روزنامه‌نگار و فعال مدنی زیر حکم اعدام هستند. باز هم این ملت کرد بود که پس از اعلام برنامه‌های دو کاندیدای اصلاح‌طلب یک صدا و مصمم به میدان آمدند و درجنبش ملی مردم ایران برای تغییر سرنوشت خویش مشارکت گسترده داشتند. حمایت مردم کرد تا آنجا پیش رفت که حتی احزابی که بیش از سه دهه، انتخابات را تحریم کرده بودند از مردم خواستند تا در این جنبش شرکت کنند.

وی در ادامه سخنانش افزود:
دعوت احزاب کرد و روشنفکران کرد در صورتی بود که آن‌ها خوب به یاد دا‌شتند که دو نفر کاندیدای اصلاح‌طلب در گذشته یا خود در سرکوب آن‌ها دست داشتند و یا در مقابل سرکوب آن‌ها سکوت کرده بودند. دو کاندیدای مزبور نیز از بدنه همین رژیم سرکوب‌گر جدا شده بودند.

ولی ملت کرد این بار همانند گذشته از یک موضع بسیار بالا به جنبش مدنی ایران نگاه کرد و منافع بزرگ ایران و کردستان را در داراز مدت بر منافع کوچک‌تر خویش ترجیح داد. آن‌ها قبل از ۲۲ خرداد یک پارچه در خدمت جنبش تغییر بودند. اما پس از ۲۲ خرداد، به‌نظر من خیلی آگاهانه برخورد نمودند.

با توجه به فضای امنیتی حاکم در کردستان و بی‌رحمی حکومت، ملت کرد می‌دانست که هر حرکت غیر حساب شده، بهای سنگین را برای مردم کرد در پی دارد. ملت کرد خوب می‌داند و از یاد نبرده است که زنان و فعالان حقوق بشری که با کمپین‌های مرکز همکاری می‌کردند هنوز در زندان به‌سر می‌برند و یا زیر اعدام هستند در حالی که مسئولین آن‌ها در مرکز کشور آزاد هستند. آن‌ها از یاد نبرده‌اند که کبودوند که کمتر از شیرین عبادی و حتی آقای باقی کار حقوق بشری کرده است، هم اکنون سال هاست در بدترین شرایط در زندان است.

این روزنامه‌نگار کرد سپس با اشاره به این‌که «ملت کرد با توجه به تجارب گران‌بهای تاریخی که کسب نموده، آگاهانه عمل کرده و می‌کند» گفت:

تلاش بر این است که این بار با کمترین بها به بیشترین نتیجه دست یافت. تازه این را هم نباید از یاد برد که آقایان موسوی و کروبی هنوز همانند یک هندوانه سربسته هستند که هیچ کس نمی‌داند که کال، رسیده و یا شیرین هستند. چون آن‌ها وقتی حرف می‌زنند همه‌اش از خمینی حرف می‌زنند و مدینه فاضله آن‌ها زمامداری ولایت خمینی است.

ولایتی که برای مردم کرد جز بدبختی و شکنجه و ویرانی چیزی به ارمغان نیاورده است. به نظر من، مردم کرد خوب می‌دانند اگر خامنه‌ای را با خمینی مقایسه کنی، خامنه‌ای در رابطه با کشتار و اذیت و آزار مردم به گرد پای خمینی نمی‌رسد.

محمدرضا اسکندری در پایان سخنانش ضمن ابراز خرسندی از حضور گسترده‌ی مردم کرد در انتخابات و حمایت آن‌ها از برخی از کاندیداها با وجود داشتن زخم‌هایی کهنه از رژیم ایران بر دل، روح و ضمیر خود، اظهارداشت:

البته مردم کرد امیدوارند که این هندوانه در مسیر این حرکت به هندوانه‌ای رسیده و شیرین تبدیل شود و مردم ما طعم شیرین آزادی را بچشند. ما ملت کرد معتقد هستیم که شخصیت سیاسی افراد را دوباره می‌توان بررسی کرد. به همین خاطر مردم کرد هم دست دوستی به کسانی داده‌اند که قبلاً در مقابل آن‌ها ایستاده بودند.

حامد فرازی
حامد فرازی

مهم‌ترین دلیل سکوت کردها عدم برخورداری جنبش اعتراضی مردم ایران از برنامه‌ریزی، سازماندهی و رهبری منسجم است

حامد فرازی، عضو شورای مرکزی جبهه متحد کرد، مهم‌ترین عامل سکوت کردها در حوادث اخیر ایران را عدم برخورداری جنبش از برنامه‌ریزی، سازماندهی و رهبری منسجم دانست و گفت:

این جنبش فعلاً نتوانسته‌ خود را به‌ تمام نقاط ایران توسعه‌ دهد لذا هنوز ارتباط مستحکمی بین سر جنبش در تهران و بدنه‌ آن در سایر نقاط ایران و از جمله‌ در کردستان به‌ وجود نیامده‌ و مردم سایر استان‌ها اگر هم بخواهند سهیم باشند و نقش خود را در این رابطه‌ ایفا کنند شاید نمی‌دانند که‌ باید از کجا آغاز کنند و چگونه‌ ارتباط برقرار کنند.

فرازی در ادامه افزود:
جنبشی که‌ بعد از انتخابات در ایران به‌راه افتاد با همه‌ ابعاد و بزرگی‌اش تاکنون بیشتر محدود به‌ تهران بوده‌ و در مقیاس بسیار کمتری در چند شهر بزرگ ایران نمود پیدا کرده‌ است یعنی این جریان هنوز نتوانسته‌ به‌ سراسر ایران گسترش پیدا کند و کردستان هم در این میان تنها منطقه‌ای نبوده‌ که‌ نسبت به‌ حوادث هفته‌های گذشته‌ بی‌تفاوت بوده‌ باشد.

عضو شورای مرکزی جبهه متحد کرد، ضمن اشاره به بالا بودن سطح هزینه‌های چنین اعتراض‌هایی در کردستان تاکید کرد:
همیشه‌ فضای امنیتی بر کردستان حاکم بوده‌ و به‌ بهانه‌های تجزیه‌طلبی و حفظ تمامیت ارضی همیشه‌ دست نهادهای امنیتی برای برخورد با مردم در این دیار بازتر بوده‌ است.

وی با بیان این‌که‌ «بسیاری از مردم کردستان این مسأله‌ را هنوز یک مسأله‌ درون جناحی در بدنه‌ قدرت می‌بیند» اضافه کرد:
کردها منتظرند ببینند که‌ جناح معترض به‌ روند انتخابات واقعاً تا کجا می‌خواهد پیش برود و سازش خواهد کرد یا خیر. همچنین این اعتقاد وجود دارد که‌ اگر قرار بر یک حرکت جدی تأثیر‌گذار باشد چنین جریانی در شهرهای بزرگ و مخصوصاً در تهران می‌تواند انجام شود.

حامد فرازی، عضو شورای مرکزی جبهه متحد کرد در پایان سخنانش گفت:
مردم کردستان احساس کنند که‌ مسایل و اولویت های خاص خود را دارند و یا هنوز کاملاً باور نکرده‌اند که‌ از این مجاری بتوان تغییرات امیدوار کننده‌ای ایجاد کرد.

البته‌ مردم اینجا مقداری هم از سایر هموطنانشان گله‌مندند که‌ چرا در مواردی که‌ کردستان به‌ تنهایی اعتراض کرده‌ و از این بابت هزینه‌ پرداخت کرده‌ است از سوی مردم سایر مناطق ایران همراهی نشده‌ است، به‌ عنوان نمونه‌ در آغاز دوره‌ اول ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد مناطق کردنشین برای چند ماه صحنه‌ اعتراضات خیابانی بود و مردم کشته‌ شدند اما این مسأله‌ در سطح مطبوعات و رسانه‌ها انعکاس چندانی پیدا نکرد و حتی روشنفکران داخل کشور از آن صحبتی به‌ میان نیاوردند. البته‌ من فکر می‌کنم در حال حاضر ما در جهت به‌ وجود آمدن یک احساس همبستگی قوی‌تری در میان کردها با سایر ایرانیان پیش می‌رویم.

کاوه کرماشانی
کاوه قاسمی کرمانشاهی

نوع و کيفيت برخورد با اعتراضات کردها، عاملی تعيين کننده در تصميم آنان برای همراهی با جنبش اعتراضی و سراسری مردم ایران است

کاوه قاسمی کرمانشاهی، فعال مدنی و عضو ارشد سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان نیز در خصوص علل عدم مشارکت کردها در اعتراض‌های خیابانی اخیر ضمن اشاره به حضور گسترده مردم مناطق کردنشین در دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری گفت:

آن‌گونه که شاهد بوديم طی انتخابات رياست جمهوری اخير فضای کردستان چه به لحاظ ميزان مشارکت مردم و چه سنت شکنی برخی از احزاب اپوزيسيون کردی مبنی بر خروج از موضع تحريم متفاوت بود از آن‌چه که در دورهای پيشين وجود داشت و اتفاق می‌افتاد. هر چند اين فضا به گونه‌ای در کل ايران مشهود بود اما از آن‌جا که مناطق کردنشين کشور طی دوره‌های قبل همواره کم‌ترين ميزان مشارکت در انتخابات را داشته‌اند، تفاوت اين فضا نيز در کردستان بيش‌تر احساس می‌شد.

اگر چه شمار آن گروه از شهروندان کردی نيز که ترجيح دادند به قهر سی ساله‌‌ی خود با صندوق‌های رأی ادامه دهند در حد قابل توجهی بود، به گونه‌ای که باز هم کردستان را در انتهای جدول مشارکت عمومی در انتخابات نشاند.

قاسمی کرمانشاهی با بیان این‌که به دنبال برگزاری و اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوری آن موج اعتراضی که پايتخت و تعداد ديگری از شهرهای بزرگ ايران را فرا گرفت به مناطق کردنشين نرسيد، افزود:

آن‌گونه که از کردستان به عنوان سنگر مبارزات آزادی خواهانه طی سه دهه اخير انتظار می‌رفت به جز چند مورد تجمع پراکنده در شهر کرمانشاه طی هفته‌ی نخست و يک روز اعتصاب عمومی بازار شهر سقز، اعتراض چشم‌گير ديگری در این مناطق مشاهده نشد.

حتی فعالان سياسی کرد و تشکل‌های کردی درون مرز نيز که پيش از انتخابات با طرح مطالبات خود و ارائه‌ی آن‌ به کانديدها عموماً حمايت خود را از دو نامزد اصلاح طلب اين دوره اعلام کرده بودند و در کمپين‌های حمايتی و تبليغاتی آنان حضور فعال و مؤثر داشتند پس از اعلام نتايج انتخابات و در جريان وقايع اخير، واکنش چندانی از خود نشان ندادند.

این فعال مدنی در خصوص علل برخورد منفعلانه‌ی مردم کردستان در رابطه با وقايع اخير ايران پس از انتخابات رياست جمهوری عنوان کرد:

بنا بر اذعان آگاهان و بر اساس گزارش‌های موجود طی سی سال گذشته و در طول چهار سال اخير بيش‌ترين فشارها و سرکوب‌ها از سوی حاکميت بر مردم کردستان و فعالان کرد اعمال گرديده است. نقض مستمر و گسترده حقوق بشر در مناطق کردنشين، آمار بالای بازداشتی‌ها و زندانيان سياسی در کردستان، صدور احکام سنگين حبس و اعدام برای فعالان کرد به اضافه‌ی موارد بسيار اين چنينی از يک سو ناشی از وجود سابقه‌ی مبارازتی قوی در بين اين مردم و از ديگر سوی نشان دهنده عمق و شدت برخورد حاکميت با مطالبات برحق کردهاست.

وی همچنین اظهار داشت:
به جز چند سال اخير که به واسطه‌ی افزايش حساسيت‌های حقوق بشری در سطح جهانی و ارزش يافتن اين اصول نزد گروهی از نهادها و فعالان داخلی موارد نقض حقوق شهروندان و فعالان کرد گاهاً مورد توجه و اعتراض ايشان آن هم نه به صورت گسترده قرار می‌گيرد پيش از اين در طول تمامی اين سال‌ها اصولاً هيچ صدای رسای ‌اعتراضی از سوی ديگر ايرانيان در برابر اين همه تبعيض و سرکوب که بر ملت کرد رفت برنخواست، هيچ حمايتی از خواسته‌های انسانی و ابتدايی آنان صورت نگرفت، هيچ مرجع تقليدی برای کشته شدگان کرد عزای عمومی اعلام نکرد، هيچ تحصن و تجمعی در تقبيح رفتار خشونت‌آميز با کردها در ديگر شهرهای ‌ايران شکل نگرفت، هيچ اعتصاب غذايی در پشتيبانی از اين مردم از سوی روشنفکران و فعالان ايرانی اعلام نشد.

و اين‌ها همه در حافظه‌ی ملت کرد ثبت گرديد و ماندگار شد و شايد سکوت مردم کردستان در اين مقطع از مبارزات سراسری مردم ايران عليه دولت برآمده از کودتا به آن دليل که شروع و کانون آن در مرکز می‌باشد واکنشی مشابه باشد در برابر سکوت و بی‌توجهی مرکزنشينان به وقايع و فجايع اتفاق افتاده در کردستان طی تمامی اين سال‌ها!

عضو ارشد سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان از نوع و کيفيت برخورد با اعتراضات کردها به عنوان عاملی تعيين کننده در تصميم آنان برای همراهی با جنبش اعتراضی و سراسری مردم ایران یاد کرد و افزود:

همان‌طور که اشاره شد شدت سرکوب‌ها در کردستان بيش از ديگر مناطق ايران است. هر چند به راستی ميزان و شدت برخوردهای خشونت آميز در شکل ضرب و شتم و کشتار مردم بی‌دفاع و بازداشت‌های گسترده شهروندان و فعالان سياسی طی جريانات اخير در تهران و ديگر شهرهای ايران در نوع خود بی‌سابقه بود اما با اين وجود احتمال اين‌که همين اعتراضات در کردستان به بهانه‌ی وجود احزاب و افراد مسلح و اتهاماتی نظير تجزيه‌طلب و ضدانقلاب به شکلی شديدتر و خشن‌تر مورد سکوب قرار گيرد وجود داشت و همين باعث شد تا مردم کردستان در برخورد با اين مسأله محطاطانه‌تر عمل کنند و ميزان هزينه‌‌پردازی خود در جريان اعتراض به نتيجه‌ی انتخابات را با روش‌هايی چون اعلام اعتصاب عمومی بازار تا حد ممکن پائين بياورند.

استدلالی هم که گاهاً از سوی برخی شهروندان و فعالان کرد بدون توجه به درستی يا نادرستی آن در توجيه اين نوع موضع گيری کم هزينه عنوان می‌گشت يادآوری هزينه‌های سنگينی بود که کردها تا کنون به تنهايی و بدن نيروی حمايتی پرداخت نموده و اين‌که در جريان اين وقايع با توجه به گستردگی آن و وجود نيروهای حمايتی قوی لزومی احساس نمی‌گردد که مردم کردستان باز هم متحمل هزينه گردند و بهتر آن‌که توان و نيروی خود را برای زمانی هزينه کنند که باز هم بدون پشتيبان و به تنهايی مجبور به دفاع از موجوديت اجتماعی، فرهنگی و سياسی خويش خواهند بود.

کرمانشاهی در بخش دیگری از سخنانش، نوع نگاه کردها به جریان اصلاح‌طلبی و شخصیت‌های اصلاح‌طلب در ایران را موردی بسیار تأثیر‌گذار بر حضور کمرنگ مردم کردستان در اعتراضات سراسری اخير دانست و اضافه کرد:

آن نگاه باز می‌گردد به سابقه‌ی حضور جریان اصلاح‌طلبی و شخصیت‌های اصلاح‌طلب در کردستان و موضع گيری‌شان در برابر جنبش کردی. واقعيت اين است تعدادی از شخصيت‌های محلی که امروز به عنوان فعالان کرد اصلاح‌طلب شناخته می‌شوند و مورد تائيد و وثوق اصلاح‌طلبان مرکز نيز می‌باشند چهره‌های خوشنام سياسی در کردستان نيستند از آن رو که در دوره‌هايی از مبارزات مردم و گروه‌های کرد در کنار نيروهای سرکوبگر قرار داشتند.

همچنين چهره‌های ‌اصلاح‌طلب ديگری مانند حميدرضا جلايی‌پور يا عبدالله رمضان‌زاده که امروز هر دو در زندان هستند و پيش از اين در آغاز انقلاب و در دوران دولت اصلاحات به ترتيب مسئوليت فرمانداری مهاباد و استانداری کردستان را به عهده داشته‌اند به نسبت شرايط زمانی موجود هر يک به نوعی در توليد يا تداوم فضای امنيتی در کردستان دخيل بوده‌اند.

به عنوان نمونه می‌توان به قضيه‌ی سوم اسفند ۷۷ و راهپيمايی مردم سنندج در اعتراض به دستگيری عبدالله اوجالان اشاره نمود که در زمان استانداری آقای رمضان‌زاده اتفاق افتاد و به شکل خشونت‌آميزی با آن برخورد گرديد که منجر به کشته شدن افرادی نيز گرديد جالب آن‌که موضع گيری آقای رمضان زاده در آن زمان نسبت به اين اعتراضات و شرکت کنندگان در آن چيزی بود شبيه آن‌چه امروز درباره اعتراضات مردمی بعد از انتخابات و حتی عليه خود ايشان مطرح می‌شود.

قاسمی کرمانشاهی ادامه داد:
این‌ها همه باعث شده که مردم کردستان با حساسيت بسيار بيش‌تری با اين جريان که اصلاح‌طلبان معترض در رأس آن قرار دارند برخورد کنند و آن اعتماد که لازمه‌ی حضورشان در اين حرکت و نيز اطمينان از کسب نتيجه‌ی مطلوب به نفع خويش بود را به راحتی به دست نياوردند.

کاوه قاسمی کرمانشاهی، فعال مدنی و عضو ارشد سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در پایان سخنانش گفت:

اما با اين وجود و با در نظر داشتن مواردی که به عنوان بخشی از دلايل سکوت مردم کردستان بيان گشت نبايد اين تصور را داشت که کردها نسبت به نتيجه‌ی انتخابات و وقايع پس از آن در ايران بی‌تفاوت بوده و موضعی متفاوت از ديگر ايرانيان داشتند.

کردها هر چند در کردستان فضايی برای اعتراض نيافتند و يا برای وجود آوردن آن اقدام نکردند اما هر جا که امکان اعتراض برای‌شان وجود داشت در کنار ديگر هم‌ميهنان معترض خود حاضر شدند و نسبت به شرايط پيش آمده اعتراض نمودند.

شهادت کيانوش آسا و شلر خضری دو دانشجوی کرد و چند تن ديگر از شهروندان کرد در تجمعات اعتراضی تهران، شرکت بسياری از کردهای مقيم اروپا و آمريکا در تحصن‌ها و تجمعات ايرانيان خارج از کشور در پشتيبانی ‌از مبارزات و مطالبات مردم ايران، صدور بيانيه‌های اعتراضی و اعلام همبستگی به امضای ‌فعالين کرد يا از سوی احزاب کردستان و مواردی ديگر از اين دست، بی‌تفاوت بودن کردها نسبت به مسائل پيش آمده و ادعای سکوت کامل آنان در برابر وقايع اخير را نفی می‌کند.

لینک مطلب در زمانه: http://www.zamaaneh.com/jiar/2009/07/post_95.html

» ادامه مطلب

۱۳۸۸ مرداد ۳, شنبه

خانم پرتقال....



دلم هوای تسبیحات باران و

سجاده گشودن پرتقال را

              می خواهد

گمان مبر این انار ِ پاشیده بر کنار و پیشانی خیابان

طعم خون را از چشمان دختری

از یاد برده است





کتاب های مقدس را

فرو بیاور در آغوش ام

به اندوه و  کوری ِ خفاش ها فکر کنی

یا از نفس های بریده ی زنی پیر

در ضربه ضربه های باتوم هایی سبز





 و اکنون آغوشی که از نمازِِِ ِ پستان های ات مقدس تر

فردا را لبریز پنجره خواهد کرد



سلام خانم پرتقال !



شما شناسنامه ای ولگرد را

در فایل های دیلیت شده ی اداره ای بین المللی

پرینت نگرفته اید

برای سرزمینی بو گندو........

چای ای تلخ

زیر یک درخت زالزالک

بر پاسپورت های" س ک س" و  "ن م ا ز"

نریخته است؟

بر روسری مادری پسر مرده....





سلام خانم پرتقال !

ببخشید دیگر

یادم نمی آید آخرین نامه ی عاشقانه مان

در گریه های سوخته ی کدام گاز اشک آور

خیس خورده است.



 ببخشید خانم  پرتقال !

 من مُردم.



ترجمه ی آخرین شعر کوردی من. اصل شعر در این لینک:خانمی پرته قاڵ



فایل مربوطه: شعرهای من

این ویدیو هم که نمی‌دانم خواننده‌اش کیست را به خاطر اصطلاح" پرتقال من"
» ادامه مطلب

۱۳۸۸ مرداد ۲, جمعه

تغییر آدرس وبلاگ کوردی من


چووم بۆ بلۆگ سپات






زۆرم حه‌ز ده‌کرد که‌ له‌ کوردبلۆگێر دا وێبلاگێکی کوردیم ببێت. له‌ پێش دا له‌و باوه‌ره‌دا بووم که‌ ئه‌م بلاگێره‌ خۆی فۆنتی کوردیش ده‌دا به‌ نووسه‌ر. من که‌ فۆنتی کوردیم نه‌بوو هیوام به‌م بلاگه‌ بوو. به‌ڵام که‌ بووم به‌ ئه‌ندام دیم وانیه‌. به‌ داخه‌وه‌ به‌و په‌ڕی له‌ ززه‌ته‌وه‌که‌ له‌ شوێنێک دا بنووسم هه‌موو شت کوردی بێت، به‌ڵام له‌و روه‌وه‌ که‌ ده‌بوا فۆنتی کوردیم دابه‌زانایێت . پاشان زۆر له‌ ئیمکانات و توناییه‌ کانی ئه‌م بلاگێره‌ ئاشنا نه‌بووم ئه‌وانه‌شی که‌ ئاشنا بووم هیچی نه‌ ته‌نیا زیاتر نه‌بوو له‌ بلاگه‌ کانی تر به‌ڵکوو له‌ بلاگێ وه‌کوو "بلاگ سپات"زۆر که‌م تر بوو . هه‌ر وه‌ها که‌ دیم له‌ وێس ده‌توانم کوردی بنووسم جیا له‌ وه‌ش له‌ ره‌ زۆر له‌ به‌ شه‌کانی وه‌ک جاران نه‌ماوه‌ ده‌لێ کێشه‌ی ته‌کنیکی هه‌یه‌.هه‌ستامووو ماڵم گوازته‌وه‌ بۆ بلاگ سپات وو هه‌ر به‌م ناوه‌ و به‌ ئادره‌سی:http://shahabaddinkurdi.blogspot.com وێبلاگێکم بۆ شێعره‌کانم کرده‌وه‌ و. به‌ هیوام له‌ وێ بتوانم بتان بینم بمخوێننه‌وه‌ و بۆچوونه‌کانتان بخوێنمه‌وه‌.زۆریش داوای لێ بوردن ده‌که‌م له‌ هه‌موو دۆستانێک که‌ هه‌ر ئه‌م دوێکه‌و پێره‌ که‌ ئه‌م ئادره‌سه‌م دانێ. هیوادارم لێم قه‌لس نه‌بن.بتوانم له‌ وێ رازیان که‌م.سپاس بۆ هاورێیتان


جا له‌ مه‌ به‌داوه‌ وه‌رن بۆ « گۆرانیه‌ کانی نیشتمانی به‌ڕوو...


http://shahabaddinkurdi.blogspot.com


تکایه‌ ئه‌و ئازیزانه‌ که‌ ئادره‌سی لینکی وێبلاگه‌ کوردیه‌ که‌میان دانابوو بگۆرن له‌ وێبه‌کانتانا

» ادامه مطلب

۱۳۸۸ مرداد ۱, پنجشنبه

نشست فعالان سیاسی و اجتماعی در منزل عبدالفتاح سلطانی؛ سلطانی آبروی وکالت است

روز دوشنبه و همزمان با عید مبعث جمعی از فعالان سیاسی و اجتماعی از احزاب، گروه ها و جریانات سیاسی گوناگون به دعوت "کمیته پی گیری بازداشت های خودسرانه" در منزل عبدالفتاح سلطانی گردآمدند. در این مراسم خانواده عبدالفتاح سلطانی وکیل برجسته مدافع حقوق بشر از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر که در کمیته پی گیری بازداشت های خودسرانه نیز عضویت دارد پذیرای نمایندگانی از احزاب و تشکل هایی همچون، شورای ملی – مذهبی ها، نهضت آزادی ایران، کانون نویسندگان ایران، جبهه ملی ایران، طیف چپ، سازمان ادوار تحکیم وحدت، سازمان حقوق بشر کردستان، جنبش مسلمانان مبارز، جامعه زنان انقلاب اسلامی و ... بودند. ....(گزارش و عکس را در ادامه ی مطلب ببینید)


» ادامه مطلب

۱۳۸۸ تیر ۲۳, سه‌شنبه

مگر هم وطنی اتوبانی یک طرفه است؟!

بیست سال پیش در چنین روزی (13جولای 1989برابر با 22تیرماه1368)دکتر عبدالرحمن قاسملو و یاران اش برای حل مسئله ی کوردستان و به دعوت جمهوری اسلامی در وین پایتخت اتریش، به پای میز مذاکره دعوت شدند. مذاکره ای که هرگز نه انجام گرفت و نه به سرانجام رسید. زیرا چند نفر مسلح به جلسه ای که قرار بود غیر مسلح باشند ریختند و به فجیع ترین شیوه دکتر قاسملو و همراهان اش را ترور کردند و با این کار برگ خونین دیگری به تاریخ مبارزان راه آزادی افزودند. آن ها که برای آزادی شان ارزش قایل اند و برای آزادی مردمانی از هر جنس و زبان و رنگ و نژاد به مبارزه بر می خیزند و به گفته ی خود قاسملو:« ملتی که آزادی می خواهد باید بهای آن را نیز بپردازد» و قاسملو یاران اش هم چون دیگر آزادی خواهان این سرزمین و دیگر سرزمین های جهان بهای آن را با جان شان پرداختند. انکار شدنی نیست، این که شخصی پای میز مذاکره کشته شود(حالا از سوی هر کسی) خیلی تلخ تر از آن است که در میدان جنگی،حتا نابرابر.......



» ادامه مطلب

۱۳۸۸ تیر ۲۲, دوشنبه

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیافزود

درست از غروب تلخ ۲۲خرداد ماه و شاید بتوان گفت از عصر ۲۲خرداد ماه٬ که با تماس هایی که با برخی از دوستان که ناظرین صندوق رای ستادهای آقای موسوی و کروبی بودند٬ داشتم و حرف های شان بوی اتفاقاتی غریب می داد٬ دستم از نوشتن باز ماند. دیگر ناباورانه و گرچه می دانستیم قرار است چه اتفاقی بیافتد نشسته بودیم پای تلفن و خبر و سایت و... تا ساعت ۱۴روز۲۳خرداد که دیگر آب پاکی ریختند روی دستمان که هیچ٬ روی سرو صورت و هیکل و فکر و روح و همه ی ایده های نیم بندمان برای تغییرات نیم بند وآروزی اصلاح و...

همان....


۱-سهراب اعرابی، جوان نوزده ساله در زندان اوین به شهادت رسید.

۲- اسامی نود شهروند بازداشت شده در 18 تیرماه به ترتیب حروف الفبا.

۳- بیست و یک سال پیش هم، تابستانش همین قدر تفتیده و سوزان بود. نباشد که تاریخ تکرار شود!




» ادامه مطلب

۱۳۸۸ تیر ۱۹, جمعه

جان دادن برای"برداشت"

.....


4_ آن چه باعث نوشتن این یادداشت شد. این بود که اتفاقاتی که در این مدت بعد از اعلام نتایج انتخابات روی داد.جدای از هر نوع نگاه دیگری این نکته را در بر داشت که مردمی که تا پای جان و به معنای واقعی تا پای جان در مقابل باتوم و چماق و شوک الکتریکی و گلوله و گاز فسفر و اشک و آور فلفل و... ایستادند، مردمی بودند که برداشت شان و احساس شان این بود که نتیجه ی رای آن ها این نیست که اعلام شده است. صادقانه و خالصانه به عنوان کسی که از روز اول شاهد شکل گیری اولین تجمع مردمی در نزدیکی خانه مان بودم شهادت می دهم که پیش از آن که موسوی و کروبی و "بی بی سی" و "وی او آ" و منافق و صادق و خائن و.. حتا تصورش را نیز بکنند این مردم بودند که ناگهان از همین گفت و گوهای جمعی کنار خیابان به یکدیگر می گفتند آخه امکان نداره... یعنی چی... مگه می شه ؟ و... همین گفت و گوها زیادتر و زیادتر شدو جمعیت زیاد شدو راه افتاد و ناگهان از میدان ونک تا بیمارستان دی را مردم فرا گرفت و جالب است که بگویم جزو اولین شعارهایی که سر اده شد این بودکه «این رای من نیست». در واقع برداشت مردم از آن چه که در این سال ها بر آن ها رفته، از آن چه که به هنگامه ی انتخابات و تبلیغات انتخاباتی روی داد و از آن چه که خودشان با دستان خودشان نوشتند و با چشم ها و گوش های خودشان دیدند و شنیدند این بود که «این رای آن ها نیست». همین برداشت باعث به وجود آمدن روندی از رویدادها شد که نه تنها در تاریخ 30 ساله ی جمهوری اسلامی، بلکه...


» ادامه مطلب

۱۳۸۸ تیر ۹, سه‌شنبه

زنجیره ی انسانی یا زنجیره ی نظامی(کودکان در خیابان چه می کنند)

امروز بعد از ظهر خیلی دیر شنیدم که قراره یک بار دیگر مردم تهران از تجریش تا ولی عصر زنجیره ی انسانی تشکیل بدهند. اما وقتی به خیابان رفتم دیدم که در واقع نیوهای انتظامی، یگان ویژه، بسیج، سپاه ، لباس شخصی و... مبادرت به تشکیل چنین زنجیره ای کرده اند ودر تمام طول خیابان حضور داشتند.  بی وقفه یاد آن روزی افتادم که طرفداران موسوی چنین برنامه ای را به راه انداختند و تعجب اولیه ام به هنگام دیدن آن جمعیت این بود که واقعا این مملکت پلیس ندارد؟ واقعا نیروی انتظامی من حیث المجموع رفته اند زاهدان برای انجام عملیات؟ واقعا بسیج و نیروهای ضابط قضایی و ... که در زمان حضور«مردم» معمولا حضور متقابل به هم می رسانند کجایند.؟  نه! باور کنید در آن روز  حتا به عنوان حضور تزیینی هم خبری از هیچ نیرویی  حتا برای گشت ارشاد و برای مبارزه با آن همه کم حجابی نبود،  که اگر در روزهای دیگر بود چه ماجراهایی از جنس هفت تیر و صادقیه و غیره شکل نمی گرفت. بدون هیچ اغراقی من خودم از آن همه جمعیت و عدم حضور هیچ نیروی نظارت اجتماعی کمی نگران بودم. اما داستان این بود که آن روز ها انگار تنها وظیفه ی موسوی و طرفداران اش به خیابان آوردن«مردم» بود و به قول معروف، ایجاد "شور انتخاباتی" بود و بعد از برگزاری با شکوه انتخابات دیگر نه به موسوی احتیاجی بود و نه به "مردم" و نه به "حضور مردم"...........
» ادامه مطلب

۱۳۸۸ تیر ۷, یکشنبه

حاملگی سیاست از رییس جمهور




ترجمه ی آخرین شعر کوردی من

۱- یا باران..... یا سرزمین..... یا عشق طی کردن راه..

۲-یا...

۳- حاملگی سیاست از رییس جمهور

.....




» ادامه مطلب

۱۳۸۸ تیر ۵, جمعه

با آنان که بالای دیوار نشسته اند

شعری از سید علی صالحی


نان از سفره وکلمه از کتاب،

چراغ از خانه و شکوفه از انار،

آب از پیاله و پروانه از پسین،

ترانه از کودک و تبسم از لبانمان گرفته اید،

با رویاهامان چه می کنید!

ما رویا می بینیم و شما دروغ می گویید ...

دروغ می گویید که این کوچه، بن بست و

آن کبوترپربسته، بی آسمان و

صبوری ستاره بی سرانجام است.

ما گهواره به دوش...


برای خواند متن کامل شعر به ادامه ی مطلب بروید


» ادامه مطلب

ترانه های سرزمین بلوط و فوتو بلاگ یک شاعر سیاسی نویس!!!!!

چهار ماه پیش تصمیم گرفتم  که وبلاگی کوردی برای نگارش مطالب کوردی و به ویژه ادبیم باز کنم. وبلاگ را ساختم و مطلبی کوپک در معرفی آن نیز نوشتم. و چون مشغول نگارش آخرین شعرم بودم و می خواستم همان شعر را نیز به عنوان اولین شعرم در آن جا بگذارم. روزگار گذشت و سیاست این فحش غیر قابل کتمان شاعری مرا به خود مشغول کرد. و روزها گذشت و در این روزها که همه اش به  اتفاقات ریاست جمهوری گذشت یاد آن شعرم می افتادم که به طرز عجیبی محتوایاش برایم به کلمه ی "حامله شدن " از رییس جمهور متداعی می شد.


امروز آن شعر را در وبلاگم گذاشتم و به نوعی آن را افتتاح کردم با این آدرس :"  گۆرانیه‌ کانی وڵاتی به‌ ڕوو "


در ضمن همان طور که احتمالا متوجه شده اید فوتو بلاگ کوچکی را نیز با این آدرس که در زیر می بینید  ویا در ردیف اول پیوندها می بینید باز کرده ام.


آدرس وبلاگ کوردیم: http://shahabaddin.kurdblogger.com/


آدرس فوتوبلاگم: http://shahabaddin.aminus3.com/


 


» ادامه مطلب

۱۳۸۸ تیر ۲, سه‌شنبه

از مشارکت در انتخابات هنوز خرسندم

من همیشه گفته ام که تحریم و یا مشارکت در انتخابات، تنها می تواند به صورت یک تاکتیک مورد استفاده قرار بگیرد و نه یک استراتژی. از همین رو نه همیشه و نه در هر زمان بر طبل مشارکت کوفته ام و نه همیشه و در هر حالی کوس تحریم را نواخته ام. آن که تحت هر شرایطی و با هر وضعیتی و با حضور هر کاندیدایی و هر برنامه و هر بی برنامه گیی دم از مشارکت می زند ، با آن که تحت هر شرایطی و با هر برنامه و شانسی و هر نوع کاندیدایی، تحریم را یگانه راه می داند ، هیچ فرقی باهم ندارند و به قول معروف"سپید و سیاه به یک منطق دیکتاتورند". هر دو ی این گروه ها معلوم است بار عقل از وادی عمل برچیده و رخت تامل و تفکر از حوزه ی کنش سیاسی از تن به در آورده اند. هر دوی این گروه ها آشکار است که حوصله ی فکر کردن و تعمق ندارند بلکه ساده نرین گزینه ممکن را که همانا در دسترس ترین آن ها است، بر می گزییند و البته برای ساده ترین گزینه ها ساده ترین و دم دست ترین استدلال ها نیز ، دم دست است.شاید از همین رو بود که کارل مارکس گفت «دم دست ترین استدلال ها و ساده ترین گزینه ها ابلهانه ترین آن ها است»

گروه اول یعنی مشارکت در هر حال و در هر شرایطی، همیشه بر این باور ساده اند که.....



» ادامه مطلب

۱۳۸۸ تیر ۱, دوشنبه

مشکل در نمایش وبلاگم

از همه ی خوانندگان عزیز بابت مشکلاتی که درنمایش صفحه ی اصلی وبلاگ پیش آمده عذر خواهی می کنم. راستش داستان این که چگونه یک روز که وارد وبلاگم شدم و دیدم همه ی لوگوها و بخش زیادی از مطالب قابل نمایش نیست بماند برای اوضاعی آرام تر. اما بعد از رفع آن مشکل اولیه دوباره ظاهرا وبلاگم با مرورگر "اینترنت اکسپلورر" تنها می تواند آخرین مطلب را نمایش دهد. بنابر این٬ از خوانندگان عزیز می خواهم که در صورت ورود  به این وبلاگ و اگر قصد آن دارند مطالب دیگر  وبلاگ را مشاهده نمایند٬ یا به فهرست عناوین وبلاگ مراجعه کنند   و یا از مرورگرهایی نظیر"سافاری" و یا "موزیلا فایر فاکس" استفاده نمایند. با این دو مرورگر همه ی مطالب وبلاگ در صفحه اصلی قابل نمایش است.


سعی می کنم در اولین فرصت این مشکل را برطرف کنم. از همراهی و صبوریتان سپاسگزارم

» ادامه مطلب

۱۳۸۸ خرداد ۲۶, سه‌شنبه

آخرین خبر:مجروح شدن یک یا دو نفر در آزادی


در حالی که تقریبا اواخر مراسم بود و مردم به آرامی در میدان آزدی مشغول شعارهای آرام بودند ناگهان از گوشه ی شمال شرقی میدان، یعنی ابتدای خیابان جناح، صدای شلیک گلوله می آمد. این شلیک ها باعث جلب توجه ی مردم شد و به سمت آن قسمت رفتند در واقع مردم اصلا با آن قسمت کاری نداشتند و شلیک گلوله های گروهی  که هم شبیه نیروهای گارد ویژه بودند و هم نیروهای بسیجی(به دلیل دوری فاصله قابل تشخیص نبودند) باعث جلب توجه ی مردم به آن قسمت و حرکت به آن جا شد. مردم با جمع شدن در آن محل، ابتدا شعار "برادر بسیجی ملت برادر توست" را سر داند. اما من هنوز نمی دانم که دلیل شلیک های آن ها چی بود که هم چنان ادامه می داند و وقتی شعارهای برادرانه و دوستانه ی مردم تاثیر نداشت؛ شعارهای مثل "برادر بسیجی ملت برادر توست" بسیجی واقعی پشت سر مردم است" بسیجی واقعی مردمشو دوست داره" ناگهان مردم هم تهییج شدند و شروع به شعارهای مهیج تر شبیه "بیا پایین... اگه راست می گی بیا پایین و..."  کردند. من در حال ترک  محل بودم و می خواستم به خانه بر گردم که صدای شلیک ها زیاد تر شد  و ناگهان صدای الله و اکبر مردم به شدت بالا رفت وقتی برگشتم دیدم که مردی مجروح بالای دست مردم است اورا با شعار های " الله و اکبر" و "می کشم می کشم آن که برادرم کشت" به وسط خیابان  آوردند و بعد سوار ماشین کردند و به سرعت مردم راه را باز کردند و از محل دور کردند.


هنگاه بر گشتن به خانه شنیدم که یک نفر  دیگر هم تیر خورده اما من از صحت و سقم دومی خبری ندارم.


عکس و خبر شهاب الدین شیخی

» ادامه مطلب

۱۳۸۸ خرداد ۲۳, شنبه

آمارهای متناقض و تغییر نکردن رای کروبی تحت هیچ شرایطی(رای کروبی -1%)

این که آرای اعلام شده برخلاف تمام پیش بینی های موجود ونشانه های آشکار بود را خیلی فعلا به آن نمی پردازم. اما یک سری تناقض های عجیب غریب در ارائه ی آمارها وجود دارد.


اول: این که آمار مهدی کروبی و میر حسین موسوی بسیار غیر قابل باور است.جدای از آمار میر حسین که حداقل تغییراتی دارد نکته عجیب و غیر قابل باور در مورد آمار مهدی کروبی است. مهدی کروبی در دور گذشته با این که به عنوان یک کاندیدای مستقل و بدون هیچ پشتوانه ی تیمی و بدون حمایت آن چنانی از سوی اشخاص و افراد و احزاب و گروه ها پا به رقابت های انتخاباتی گذاشت، اما با این همه رای اش از کسانی چون قالیباف و لاریجانی از جناح اصول گرا و نیز حتا از معین، کاندیدای اصلاح طلبانی که تمام گروه های اصلاح طلب پشت سرش ایستاده بودند و حتا گروه های چپ خارج از مرز نیز از وی حمایت کرده بودند بیشتر شد. وی در استان هایی همانند لرستان، کوردستان، گلستان سیستان و.. رای بالا را توانست کسب کند. حال چگونه ممکن است که بعد از 4 سال فعالیت حزبی و داشتن رسانه ای مستقل و سفرهای این 4 ساله و تیمی منسجم و بی سابقه و حمایت اکثر گروه های تحریمی و نیز جنبش های مدنی هم چون زنان قومیت ها سنی ها و حتا دراویش  ایرانی  و دانشجویان و .. از ایشان حتا نتوانسته 1% آرا را کسب کند؟


نکته ی دیگر این که زمانی که 5 میلیون رای شمارش شده بود تا این لحظه که 25 میلیون رای شمارش شده، حدود 100هزار نفر افزایش داشته است.؟؟؟از سوی دیگر زمانی که کامران دانشجو 5میلیون رای اولیه را اعلام کرد این تعداد از آرا، را 19% از کل آرا اعلام نمودند و این بدان معنا است که کل آرا حدود 25 میلیون است. اما خبر گزاری فارس چند ساعت پیش نوشت که از 33 میلیون رای 21 میلیون رای را کسب کرده است.....





» ادامه مطلب

۱۳۸۸ خرداد ۲۱, پنجشنبه

گزارش تصویری تظاهرات بی سابقه ی و چندین هزارنفری طرفداران کروبی در تهران(1)

photo:shahabaddin 


 


 


 


 


 


بقیه عکس ها رو در ادامه ی مطلب ببینید



» ادامه مطلب

۱۳۸۸ خرداد ۲۰, چهارشنبه

حجاریان؛از تئوری پردازی اصلاحات تا پیوستن به پوپولیسم سبز


سعید حجاریان با شال سبز



سعید حجاریان طراح و برنامه ریز وزارت اطلاعات و کسی که مدت ها در معاونت امنیتی این وزاردت خانه در تمام سال های مخوفش حضور داشت. در سال هایی که ،در تصفیه حساب های قدرت ، به همراه  تعداد کثیری از دوستان شان از صحنه ی اجرایی قدرت بیرون رانده شدند، به مرکز تحقیقات استتراتژیک رفت و خلوت علمی گزید و روش مطالعه ای منحصر به فرد گزید. به گفته ی دکتر پرویز پیران، وی هروقت کتابی می خواند، زمانی که به جایی می رسید که رفرنسی از جای دیگر داشت، همان موقع به همان منبع اصلی مراجعه می کرد خلاصه ی کاملی از آن منبع را می نوشت و روی صفحه ی کتاب مورد مطالعه اش می چسپاند. ایشان با چنین مجاهدتی از یک شخصیت امنیتی اطلاعاتی ، شان خود را به شخصیتی علمی پژوهشی و تئوریک ارتقاد داد. در سال 76 به عنوان مشاور خاتمی در رقابت های انتخاباتی هفتمین دوری ریاست جمهوری نقش فعالی را داشت و پس آن نیز به عنوان مشاور ارشد خاتمی......






» ادامه مطلب

۱۳۸۸ خرداد ۱۹, سه‌شنبه

منبع مالی این حجم بالای تبلیغات برای میر حسین از کجا می آید؟

یک سوال مدت ها است ذهنم را مثل خوره در انزوا می تراشد و آن این است که این همه توانایی مالی طرفداران موسوی از کجاست؟ من خبر دارم و می دانم که زمانی مشارکتی ها و مجاهدینی ها پول چاپ نشریه های داخلی شان را نداشتند. اما چه شده که در هنگامه ی انتخابات این ثروت بی کران و بی پایان از کجا آمده است؟.

آقای میر حسین خودش شب گذشته در مناظره ی انتخاباتی با مهدی کروبی از آن جا که در مناظره ی قبلی بهت زده و مسکوت مانده بود و نیز از آن جا که نمی توانست برنامه ای برتر و تواناتر از مهدی کروبی به مردم ارائه دهد، ترجیح داد مناظره را به مناظره ی غیابی با محمود احمدی نژاد تبدیل کند که کروبی هم ناچار همراهی اش بکند.به هر حال نقد مناظره ی موسوی بماند برای یادداشت بعدی، اما در همان  مناظره و در صحبت های پایانی اش از محمود احمدی نژاد خواست



» ادامه مطلب

۱۳۸۸ خرداد ۱۸, دوشنبه

گزارش مناظره ی میر حسین و کروبی در نقد احمدی نژاد

در ابتدا مجری سوالش رو این طوری شروع کرد که شما به ظاهر امر از یک اردوگاه و یک جناح سیاسی هستید آیا می شود بگویید سطح تفاوت برنامه های شما دو کاندیدا چیست که هر دو کاندید شده اید؟

 کروبی:

من حتا الامکان نباید در مورد خودم صحبت کنم اولا ریا می شود و دوما اگر  آدم کار نیکی هم کرده باشد  صواب آن از دست می رود . اما  چه کنم که در این چند مدت اخیرآن  قدر دروغ گفته شده که مجبورم برخی مسایل را بریا افکار عمومی روشن کنم. قبل از ورود باید بگویم ابتکار مناظره ابتکار خوبی بود اما عده ای با تهمت زدن و ترور شخصیت می خواهند کار خود را پیش ببرند.نه تنها در مورد میر حسین در مورد من نیز این کار را کردند. درست بعد از جریان دفاع قاطع من از لقمانیان نماینده مجلس که به ناحق زندانی شده بود، 1هفته بعد از آن ماجرای شهرام جزایری را مطرح کردند. این که ماجرای شهرام چه بوده و چه دست هایی در کار بوده بماند برای موقع خودش، که روزی خواهم گفت. ام باید به چند نکته همین جا در مرود شهرام جزایری دقت کنیم.....







» ادامه مطلب

۱۳۸۸ خرداد ۱۷, یکشنبه

فرازهایی از مناظره ی کروبی و احمدی نژاد

کروبی: یا به اقای احمدی نژاد اطلاعات دروغ می دهند یا آقای احمدی نژاد خلاف عرض می نمایند... یک نمونه اش همان هاله ی نور ... کروبی: یکی دیگه از دروغ های آقای احمدی نژاد قضیه ترور ایشان بود. من خودم آمریکا رفتم و واقعا بهترین محافظت ها رو از شخصیت های ایرانی به عمل می آورند.. کلا ببخشید وقت تموم شد ولی فکر کنم همین دوتا دروغ کافی استاگر چه دولت احمدی نژاد خودش قبلا نرخ تورم را 28ونیم اعلام کرده بود همین الان احمدی نژاد نرخ تورم را زیر 15 اعلام کرد........کروبی:آقای احمدی نژاد مثل این که ما از بیابان اومدیم و هیچ اظلاعی از این مملکت نداریم زمانی که توبخشدار ماکو بودی من مشغول سیاست ورزی بودم همه ی آمارهایی که دادی غلط بود و نادرست. حرف های شما شبیه اینه که به ملا نصرالدین گفتند وسط زمین کجاست گفت همینجاست باور نمی کنید متر کنید



» ادامه مطلب

۱۳۸۸ خرداد ۱۶, شنبه

سطح توقع از مناظره ی کروبی و احمدی نژاد

اگر دقت کنید انگار امید همه ی مردم حتا طرفداران "سبز نمایش" آقای میر حسین موسوی نیز، به این مناظره بسته شده است. طوری که انگار همه، همه ی آن چیزی را که می خواهند بر این باورند که در مناظره ی احمدی نژاد و  کروبی اتفاق می افتد.این امید بیش از حد از سویی به خاطر باور واقعی و  درونی به مهدی کروبی با توجه به شخصیت فردی خودش که دارای صراحت مثال زدنی  و نادر در میان سیاست مداران جمهوری اسلامی ،در گفتن و پافشاری روی موضوعات مورد نظرش است و از سوی دیگر باور درونی به مهدی کروبی و تیم منسجم و قوی اجرایی وی در انتخابات و به طور کلی برنامه های اش برای ریاست جمهوری است. در واقع هیچ تعارفی ندارد که اگر بدون تعصب نگاه کنیم ظاهر امر از سخنوری و توانایی کلامی میر حسین موسوی بر مهدی کروبی حکایت می کرد. اما با توجه به سخنرانی تلویزیونی اول میر حسین که باعث شد بسیاری از کسانی که حتا رنگ عکس خود را سبز کرده بودند همان شب رنگ عکس خود را تغییر دهند و موجی از نا امیدی بین طرفداران موسوی ایجاد کرد و .....






» ادامه مطلب

تشکر و عذرخواهی

صمیمانه و خالصانه از این که در این مدت از سوی شما دوستان مورد لطف قرار گرفته ام، سپاسگزارم.این حادثه ی ناگهانی و اندوه بار برای من با لطف و صممیت شما آرام تر بر من می گذرد.از همه ی دوستانی که در این مدت با تلفن، اس.ام.اس، ای میل و یا با کامنت هایی که در وبلاگ یا صفحه ی فیس بوک برای من گذاشتند، با من و اندوهم همراهی کردند، صممیانه تشکر می کنم.

از سوی دیگر ظاهرا چون من خبر را در آخرین ساعات شب دریافت کرده بودم و مجبور شدم 6 صبح به سمت شهرستان حرکت و کنم و از آن جا که مراسم خاکسپاری و ختم در روستا برگزار شد من مستقیم به روستا رفتم. همین امر باعث شده بود که امکان های ارتباطی من از جمله انترنت و موبایل قطع شده بود، و این قطع ناگهانی ارتباط های من، برای برخی دوستان نگرانی هایی در مورد سلامتی و یا برخی مسایل دیگر پیش آورده بود، عذر خواهی می کنم و امیدوارم که وضع این مملکت این قدر نگران کننده نباشد، که اگر کسی چند روز نبود فورا دلمان هزار راه نا راه و ناجور برود.

شما دوستان من شاد و سلامت و سربلند باشید و غم نبینید

» ادامه مطلب

۱۳۸۸ خرداد ۱۲, سه‌شنبه

و اسب یادت هست عمو جان

در این بحبوحه و هنگامه ی خبر های انتخاباتی. در روزی که به دلجویی خانواده ی دوستان زندانی مان رفته بودیم. در تنهایی هیمشگی و عمیقی که از آه خسته ی یک اسب و از پک سیگار عمر فرسوده ی پنجره پوش ِشاعری سیاسی نویس شده، در وا نفس های این شب شیاد در دقایق بامدادی این روز.. خبر تلخ است و تلخ ترم می کند.

سلام شهاب! ببخشید باید خبر بدی  به تو بگویم..

اولین تصویری که به ذهنم می آید چهره ی مردی است که نمی دانم چرا من 7 سال پیش در وصیت نامه ام نوشته بودم که «صورتت بغض غریب و ناشناس یک پشیمانی است». عجیب است یا اینکه من تنهایی چنان تلخ و دورم کرده است 







» ادامه مطلب

قطع برق در 5استان غرب کشور هنگام پخش فیلم مستند کروبی

بنا به خبرهایی که از مردم شهرستان های مختلف 5 استان غرب کشور، به صورت شفاهی می رسد. برق 5 استان غرب کشور که معمولا در انتخابات ها ائتلافی به نام(زاگرس نشین ها) تشکیل می دهند و حامی کروبی هستند، قطع شده است. هنوز خبرها ی دقیق یا واکنش و پاسخی از سوی سازمان های مربوطه دریافت نشده است. در کوردستان نیز برق قطع شده و دوباره وصل شده، اما هنگام وصل مجدد برق نیز برنامه به  صورت قطع و وصل ها و پرش های غیر قابل توجیه و عجیبی پخش شده و چندین بار هم برنامه قطع شده است. ظاهرا حاکمیت شمشیرش را برای کروبی از رو بسته است و به هر طریق ممکن می خواهد یکی از رقیبان کروبی به پیروزی برسند. اما چنین امری نه تنها نتیجه ی مناسبی نخواهد داشت بلکه باعث محبوبیت بیشتر کروبی و احتمالا تا حدی هم به کاهش رای رقیبان دیگرش منجر می شود. زیرا وقتی چنین رویارویی آشکاری نسبت به کروبی وجود دارد، معلوم می شود که کاندیداهای دیگر محبوبیت بیشتری دارند
» ادامه مطلب

۱۳۸۸ خرداد ۹, شنبه

چرا در انتخابات شرکت می کنم

من به 4 دلیل زیر انتخابات در ایران را روندی غیر دموکراتیک ارزیابی می کنم .

1- اولین شرط دموکراتیک بودن انتخابات این است که همگان از حق برابر، برای انتخاب شدن و انتخاب کردن برخوردار باشند، که متاسفانه در ایران به چند شیوه این حق از گروهی گرفته شده است؛ نخست آن که طبق قانون اساسی تنها مردان و تنها کسانی که از مذهب شیعه ی اثنا عشری برخوردار باشند(الی الابد)، می توانند کاندیدای ریاست جمهوری شوند. بنابراین «زنان»،«سنی»ها، دیگر مذاهب شیعی،پیروان دیگر ادیان ابراهیمی و به طور کلی هر فرد فاقد ان دو ویژگی به طور قانونی از حق «انتخاب شدن» محروم است.

2- گروه های مختلف دیگری از مردم جامعه ی ایران اگر چه به ظاهر منع قانونی برای انتخاب شدن ندارند، اما در 






» ادامه مطلب

۱۳۸۸ خرداد ۸, جمعه

ائتلاف احمدی نژاد و موسوی(عکس تبلیغاتی مشترک موسوی و احمدی نژاد .عکس واقعی است)

مشروطه نیوز: طی آخرین اخبار حزب حامیان اسلامی مردم طی بیانیه رسمی در سایت “حامیان مردم” محمود احمدی نژاد و میرحسین موسوی را دو فرزند انقلاب و برادر و یار خواند و به معرفی ایشان به عنوان کاندیداهای خود معرفی نمود. طی گفتگوی مشروطه نیوز با 

ائتلاف موسوی و احمدی نژاد


 عکس های دیگر و توضیحات و لینک های دیگر را در ادامه ی مطلب بخوانید







» ادامه مطلب

۱۳۸۸ خرداد ۷, پنجشنبه

...

از خواب های خیس ِ من


نارنجی ِ باران


می چکد بر


پیراهن ِ زنی


که قلبش ریتم ِ خیابان را

به هم

می ریزد

» ادامه مطلب

۱۳۸۸ خرداد ۵, سه‌شنبه

بی لباسی پادشاه و اصلاح طلب بودن میر حسین

 


منتشر شده در:روز آنلاین


 


1- در همان زمانی که تازه سید محمد خاتمی کاندیدای ریاست جمهوری انتخابات سال 1376 شده بود، مردم کردستان که تقریبا اکثر ادوار انتخابات را تحریم کرده و تنها در انتخابات ششم در اعتراض به سیاست های هاشمی رفسنجانی رای به احمد توکلی ناشناس در مقابل همه ی کبکبه و دبدبه ی هاشمی رفسنجانی داده بودند، دیگر آن چنان در قید شرکت در انتخابات نبودند. اما آمدن سید محمد خاتمی و طرح شعار های آن چنانی قضیه را متفاوت کرد.این بود که بحث ها بین جمع جوان آن روزگار ما که خیلی هم ادعای روشنفکری داشتیم ودر فضاهای گفتمانی روشنفکری و سیاسی و ترویج بحث های تئوریک و ادعای های جوانانه و پر شور در مورد جامعه ی مدنی بودیم ، بسیار داغ شده  بود. یکی موافق و دیگری مخالف. استدلال های آتشین و پاسخ های آهنین. در این میان یکی از دوستان سرش به کار خودش گرم بود و وارد بحث نمی شد. از او پرسیدیم فلانی تو هیچ نظری نداری؟ در جواب گفت راستش من طرفدار فلان حزب هستم و خودم را خسته نمی کنم هر وقت آن ها گفتند شرکت می کنیم من هم شرکت می کنم و اگر هم گفتند در انتخابات شرکت نکنیم، خوب من هم شرکت نمی کنم. فکر می کنید برای چی طرفدار فلان حزب هستم برای اینکه به جای من فکر کند  چون من حوصله ی فکر کردن ندارم. ....






» ادامه مطلب

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۹, سه‌شنبه

طلوع


تنها من و آن ستاره ی صبحگاهی ِ خواب آلود

_که از کاروان شب جا مانده_

می دانیم 

طلوع اتفاق خوشایندی نیست.


لینک مربوط:شعرهای من   

» ادامه مطلب

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۸, دوشنبه

چشم های او(با ضمیر مونث) نترسیده بود اما رنجیده بود.


و با ضمیر مونث آمده بود. از زندان آمده بود. تنهایی بی بغض اش را در قامت بلند اش هنوز با خود تنها نگذاشته بود.سهمی از مادرش انگار در گیسوان و شانه های اش بود. و چشم های اش جای مشخصی را نگاه نمی کرد. نمی توانستیم روی جشم های اش متمرکز شویم تا خطی سطری و یا حروفی گنگ حتا از آن بخوانیم. بوی بازجویی و سخنان بی ربط و باربط می داد. بوی نای زندان و تنهایی نیلوفر گونه ی بغضی که انگار در نیامده که حتا بگرید. بوی پرسش همیشگی"چرا؟" می داد. مادرش دور از او نشسته بود و چقدر نزدیک او بود. لاغر شده بود اما نه لاغر تر و نحیف تر از مادرش. مادرش بوی دوری رنج و پرسشی ...








» ادامه مطلب

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۶, شنبه

"توهم توطئه ای" به نام رد صلاحیت کروبی برای چیست؟

اگرچه سخن گوی شورای نگهبان دیروز اعلام کرده بود که بررسی صلاحیت کاندیدها تا 5روز دیگر تمدید شد،امادی شب به طرز مشکوکی از این و ر آن ور خبر می رسید که مهدی کروبی ردصلاحیت شده است. به نظر شما این اتفاق چرا روی داد و چرا این حدس در مورد میر حسین جاری نمی شود و بیشتر طرفداران موسوی بر طبل رد صلاحیت کروبی می کوبند. به قول احمد زید آبادی فضای انتخابات سیال است و از این رو تحلیل های ما نیز سیال بنابراین فضای سیال انتخاباتی و نیز سیستم های نظارتی و فاقد نظارت قانونی هماننند شورای نگهبان و عدم شفافیت ها و انواع و اقسام توطئه چینی هایی که در جامعه ای مثل ایران احتمال روی دادن آن از سوی هر کدام از گروه ها هست به من می تواند این حق را بدهد که اندکی توهمی نظریه ای را طرح کنم نسبت به این که چرا بحث رد صلاحیت کروبی مطرح است....







» ادامه مطلب

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۵, جمعه

عشق در"اوین"


تقدیم به نیکزاد زنگنه و دیگر یاران دربندمان در اوین
شاعر: فریدون ارشدی
مترجم: شهاب الدین شیخی

پنجره ای رو به باران
قلمی و
روزنامه ای از جنس آفتاب.
کلیدی اختصاصی  هم
برای تو
به جرم این"اَوین*"
در"اِوین" محبوسم





*: "ئه وین" یا (اوین با فتح الف) در زبان کوردی به معنای عشق است و ای تلخ باد این کام که با یک کسرهی ناقابل٬ به نام زندانی تبدیل می شود در شمال تهران که برای هر انسانی یادآور دربند بودن آزدای و آزادی خواهی است. از این رو برای این که شاعر در زبان کوردی از این جناسی که نمی دانم بگویم زشت است یا زیبا٬استفاده کرده و بخشی از زیبایی شعر وابسته به همین جناس است. کلمه را ترجمه نکرده ام.
پی نوشت:۱-این شعر را در وبلاگ دوست خوب لیلی حسن پور دیدم و هر چند از او خواستم که به من خبر بدهد که ایا ترجمه اش اشکالی ندارد بی خبر ماندم. از این رو ز اقای فریدون ارشدی دوست دور و دیر نیز پوزش می طلبم و  هرگاه به ترجمه معترض بودند می توانند من را خبر کنند تا از روی وبلاگ آن را بر دارم.
۲- فریدون ارشدی شاعر و اهل سنندج٬ از شعرای نو پرداز و تجربه گرای معاصر است که چند سالی است در کوردستان عراق زندگی کرد و اکنون در آلمان به زندگی و فعالیت  مشغول است .
لینک مربوط:ادبی و شعرهای من
» ادامه مطلب

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۲, سه‌شنبه

میرحسین،گزینه ی پنهان ِ توافق راست و چپ

منتشر شده در : روز آنلاین


سال 1387 با پیش و بیشی گرفتن بحث های انتخاباتی و نقد ها و پیشنهادات مطرح شده نسبت به حضور کاندیداهای مورد نظر، آنچه به نظر می رسید تشتت آراء و عدم اجماع میان دو جناح مطرح قدرت یعنی اصول گرایان و اصلاح طلبان برای معرفی گزینه ی نهایی بود.


معمولا اردوگاهی که قدرت را به دست دارد سعی در آن دارد که اگر امکان قانونی ریس جمهور شدن رییس جمهور فعلی، موجود باشد دوباره وی را به عنوان کاندیدای اصلی خود معرفی کند. برای جناح محافظه کار ایران که امروزه دیگر بیشتر به عنوان اصول گرایان شناخته می شود و خود این اصول گرایان به دو طیف سنتی(یا پیران و با سابقه های این جریان) و نیز نئو اصول گرایان( جناح جوان تر و کم سابقه در عرصه ی سیاست) تقسیم می شوند، به دلایل زیر این امکان اجماع وجود نداشت.





» ادامه مطلب

محرومیت دو دانشجوی کورد از تحصیل

بنا به گزارش های رسیده از خبرگزاری ديده بان حقوق بشر كردستان: هدايت غزالی و صباح نصری دو دانشجوی كُرد كه پس از تحمل يك سال و نيم حبس دی ماه سال گذشته از زندان آزاد شدند با حكم رسمی دانشگاه‌ از ادامه‌ی تحصيل بازماندند. اين دو دانشجو كه هر يك پيش از بازداشت مراحل پايانی تحصيل خود را در دانشگاه‌های علامه و تهران می‌گذراندند ،..



» ادامه مطلب

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۳, یکشنبه

حمايت از مير حسين، حمايت از اصلاح طلبي نيست

منتشر شده در: روز آنلاین-شماره 927-13اردیبهشت


 


1- دكتر شريعتي در يكي از درس گفتارهايش به نام "تمدن و تجدد" يكي از تفاوت هاي بنيادين نگاه مردمان مشرق ‏زمين و مغرب زمين نسبت به روزگار خويش و جهان رادر اين نكته مهم و قابل تامل مي بيند كه ملت هاي غرب افق ‏آمال و رد آرزو ها و روياهايشان به سوي آينده اي است كه خود مي خواهند با اراده اي نوين آن را بسازند. اما ملت ‏هاي شرق هميشه رد نگاه شان به گذشته هاي باستاني شان در دوردست تاريخ است و در آرزوي بازگشت به اعصار ‏طلايي تاريخي حسرت انگيزشان هستند و از چين مثال مي زند كه در آرزوي عصر كنفسيوسي و مصر كه در ‏روياهاي عصر فراعنه و ايران كه هنوز كه هنوز است برخي از به اصطلاح روشنفكرانش در حسرت عصر طلايي ‏داريوش و كوروش هخامنشي اند.‏...





» ادامه مطلب

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۲, شنبه

برخوردکالاوار با زنان و مردان فعال فمینیست

مگر جلوه جواهری هم جزو اموال همسرش محسوب می شود؟


طرح نظریه ی حوزه ی خصوصی در جهان مدرن اگر چه به شدت رنگ و بویی بوروژوازی مابانه دارد،اما به هر حال یکی از مفاهیمی است که به یکی از ارکان زندگی «فرد»ی انسان مدرن تبدیل شده است. اما در نظریات منتقدانه ی فمینیستی یکی از بنیادین ترین نقدها به این نظریه، این است که حوزه ی خصوصی  در اساس حقی رابرای زن در نظر نمی گیرد. در واقع مرحله ی پیش روانه تر این انتقاد بر این باور است که زن نه تنها در جامعه ی مردسالار حوزه ی خصوصی  ندارد بلکه خود زن جزو حوزه ی خصوصی مرد در جامعه در نظر گرفته می شود. این نگاه نسبت به زن نه تنها در باور عمومی جامعه ی مردسالار بلکه در میان متفکران و اندیشمندان از دیرینه ترین تاریخ حضور و ظهور اندیشه، نیز وجود داشته است......


» ادامه مطلب

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۱, جمعه

تقويم تبعيض(پاس داشت روز کارگر)

منتشر شده در: کمیته گزراش گران حقوق بشر


امروز یازدهم ارديبهشت ماه مقارن با يكم ماه می(مه)، روزي است كه در آن “كارگران جهان“ حداقل براي يك روز هم كه شده، به روياي كارل ماركس جامه‌ي عمل مي‌پوشانند و «متحد» مي‌شوند.در جهان امروز ديگر از آن گروهي كه كارل ماركس آن‌ها را طبقه‌ي ويژه‌اي به نام «پرولتاريا» مي‌ناميد، خبري نيست. طبقه‌اي كه بنا به باور وي پس از افول فئوداليسم و با ظهور جامعه‌ي صنعتي، در مقابل طبقه‌ي رشد يافته‌ي بورژوازي قرار گرفته‌اند، گروهي كه از حداقل معيشت، نازل‌ترين سطح دريافت درآمد، آن هم نه به صورت مستقيم كه حاصل «كار» خويش را بتوانند در اختيار داشته باشند، بلكه جهان صنعتي و خواسته‌هاي فربه شده‌ي بورژوازي و تقسيم كار افراطي، آنان را به دور افتادگي از حاصل نيروي يدي و فكري خويش واداشته بود، طبقه‌اي كه كارل ماركس ..





» ادامه مطلب

به خشونت در کردستان پایان دهید(بیانیه ی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران)

 


با افزایش تنش در کوردستان، بیانیه‌ی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران


 در خصوص وضعیت حقوق بشر مناطق کوردنشین



 


 


 


 


 



» ادامه مطلب